جمهوری آذربایجان
| جمهوری آذربایجان
Azərbaycan Respublikası
جمهوری آذربایجان |
||||||
|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||
| سرود ملی: سرود ملی جمهوری آذربایجان |
||||||
|
|
||||||
| پایتخت (و بزرگترین شهر) |
باکو شرقی′۵۳°۴۹ شمالی′۲۲°۴۰ / ۴۹٫۸۸۳غرب ۴۰٫۳۶۷جنوب |
|||||
| زبان رسمی | ترکی آذربایجانی | |||||
| نوع حکومت | جمهوری | |||||
| نام حاکمان • رئیس جمهور • نخستوزیر |
الهام علیاف آرتور راسیزاده |
|||||
| موارد منجر به تشکیل • اعلام استقلال • رسمیت استقلال |
از شوروی ۸ شهریور ۱۳۷۰ ۲۶ مهر ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) |
|||||
| مساحت | ||||||
| - | مساحت | ۸۶٬۶۰۰کیلومتر مربع (۱۱۳ام) | ||||
| - | آبها (٪) | ۱٫۶٪ | ||||
| جمعیت | ||||||
| - | سرشماری | ۸٬۷۳۰٬۰۰۰ (۹۱ام) |
||||
| - | تراکم جمعیت | ۹۷/km۲ (۱۰۰ام) | ||||
| تولید ناخالص داخلی | (تخمین ۱۳۸۶) | |||||
| - | مجموع | ۶۵٬۵۲۳ میلیارد دلار ([[رتبه کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی|۷۷ام]]) | ||||
| - | سرانه | ۸٬۹۵۸ دلار (۸۸ام) | ||||
| شاخص توسعه انسانی (۱۳۸۶) | ۰٫۷۴۶ (میانه) (۹۸ام) | |||||
| واحد پول | منات (AZN) |
|||||
| منطقه زمانی | EET (ساعت جهانی+۴) | |||||
| - | تابستانی (DST) | EEST (ساعت جهانی) | ||||
| دامنه اینترنتی | .az | |||||
| پیششماره تلفنی | +۹۹۴ | |||||
جمهوری آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan Respublikası) که در گذشته آلبانیا و اران می نامیدند[۱] کشوری در منطقهٔ جغرافیایی قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر است. پایتخت آن باکو است.
کشورهای ایران در جنوب، ارمنستان و ترکیه در غرب، گرجستان در شمال غربی و روسیه در شمال، همسایگان جمهوری آذربایجان محسوب میشوند؛ همچنین این کشور دارای مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در کنارهٔ دریای خزر است.
جمهوری خودمختار نخجوان که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده و استان خودمختار قرهباغ کوهستانی نیز واحدهای فدرال جمهوری آذربایجان هستند. ناحیهٔ قرهباغ و هفت بخش پیرامون آن واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قرهباغ به اشغال نیروهای ارمنستان درآمدهاست.[۲]
نوع حکومت جمهوری آذربایجان، جمهوری پارلمانی چند حزبی با یک مجلس قانونگذاری است. این جمهوری سکولار بوده و از سال ۲۰۰۱ به عضویت شورای اروپا درآمدهاست.
محتویات |
دین و زبان
بیشتر جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان شیعه هستند.زبان رسمی کشور ترکی آذربایجانی میباشد.در کنار زبان ترکی آذربایجانی، زبانهای روسی، ارمنی، کردی، تالشی، تاتی، عبری، و لزگی نیز صحبت میشود. ترکی آذربایجانی از نظر تقسیمات زبانی، جزئی از ترکی غربی و یا ترکی اوغوز می باشد . ترکی آذربایجانی، ترکی ترکیه و ترکی ترکمنی در گروه ترکی غربی و یا ترکی اوغوز قرار می گیرند .
وجه تسمیه
این کشور که تا سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ش) هرگز آذربایجان نامیده نمیشد زمانی نام کهن آن آلبانیا بود. در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای قفقاز نوشتهای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سده ۲ میلادی دانستهاند و در آن از «آلبانیا» یاد شدهاست. در نوشتههای مورخان باستان از جمله پلیبیوس و استرابون نیز این با نام «آلبانیا» آمدهاست. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در منابع پارتی زبان به صورت «اردان» آمدهاست. در منابع عهد اسلامی این نام اران و «الران» نوشتهاند. این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. گاه نیز از این سرزمین با دو نام اران و شروان یاد کردهاند. پس از لشکرکشیهای تیمور و داستان ترکمانهای آق قویونلو و قره قوینلو نام اران به تدریج از کتابها برداشته شد[۳]
پس از جنگ پایان جنگ ایران و روس و ضمیمه شدن این سرزمین به خاک روسیه در سال ۱۹۱۱ م حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تاسیس یافت. مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ م قیامی مسلحانه در باکو ترتیب دادند که اندکی بعد به دیگر نواحی آن کشیده شد. اینان در ۲۷ مه ۱۹۱۸ در شهر تفلیس دولتی تشکیل دادند و با نام «جمهوری آذربایجان» اعلام استقلال کردند. در پایان ۱۹۱۹ و اوایل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار ۱۹۱۹ م در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس یافت. در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ کمیته موقت انقلاب به ریاست نریمان نریمانف تشکیل گشت. در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیته انقلاب قدرت را در باکو در دست گرفت و خود را دولت «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» نامید[۳]
جغرافیا
جمهوری آذربایجان در جنوب رشته کوههای قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شدهاست. سه رشتهکوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوههای تالش در جنوب این کشور را احاطه کردهاست. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آدربایجان را در برگرفته است[۴] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگههای آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پستترین قسمت ۲۸ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بستهاست، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۵] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آبو هوا بسیار زیاد است به گونهای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان دیده میشود.
|
نمایی از جمهوری آذربایجان از مرز ایران (شهرستان گرمی)
|
مرزها
|
• ارمنستان: ۱۰۰۷کیلومتر |
• ایران: ۷۶۵کیلومتر |
• گرجستان:۴۸۰کیلومتر |
• روسیه: ۳۹۰کیلومتر |
• ترکیه: ۱۵ کیلومتر (از طریق جمهوری خودمختار نخجوان) |
| روسیه(داغستان) | گرجستان | |||
| دریای خزر | ارمنستان ترکیه | |||
| ایران |
|
||||||||||||||||
آب و هوا
از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوای مختلف است. به طوری که از ۱۱ ناحیه آب و هوایی ۹ گونه ناحیه در آذربایجان وجود دارد.[۶] درجه هوای متوسط در مناطق جلگهای شمال و شرق کشور تا ۶ سانتیگراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد.پایینترین دمای مطلق در اردوباد به میزان ۳۳- درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شدهاست.[۷] به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی آب و هوای مرطوب و ملایم تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران-آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب هستند.بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر در آبشوران روی میدهد. مناطق مرکزی شامل جلگههای وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی میشوند.
تقسیمات کشوری
جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شدهاست. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شدهاست.
علاوه بر این این کشور به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم شدهاست.هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش میباشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:
|
|
شهرهای مهم
- اطلاعات بیشتر: فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
تاریخ
دوره پیش از تاریخ
سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز میگردد. کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان میدهد.[۸] سنگ نگارههای قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.
در قرن نهم قبل از میلاد سکاهای آریایی در این ناحیهای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده میشود، سکنی گزیدند.به دنبال آنان مادها وسپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد اما در دورههایی حاکمان محلی با دادن خراج حکومتهای محلی خود را برپا میداشتند.[۹]
دوره باستان
در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۱۰] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور اول ساسانی افتاد.[۱۱] کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت. و قدرت بین آنها دست به دست میشد.[۱۲]
دوره اسلام
در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانیها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند.آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع میشدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال 667 میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.[۱۳]
شروانشاهان
از اواخر قرن دوم شمسی شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی ماندند.چرا که به آنان خراج میدادند.این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان بهویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری به صورت حاکمان محلی حکمرانی میکردند.
غزنویان و سلجوقیان
در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند که در تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان نقش عمدهای داشتند. بدنبال غزنویان سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند بر منطقه حاکم شدند.این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز میباشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی میباشند.[۱۴]
حمله مغول و تیمور
در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها(تیمور لنگ)سلسلههای محلی ور افتادند. در قرن پانزده میلادی خانات محلی تحت سلطه آق قویونلوها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوری آذربایجان) جزو اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد. بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا دو باره هشتاد سال بعد ایرانیان(شاه عباس) موفق به بازپسگیری این منطقه شدند.
افشاریه و قاجاریه
در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سالهای ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به ضمیمهٔ روسیه تزاری شد.
سلطه تزارها بر آذربایجان
پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه تزارهای کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه گذاری بسیار کمی در این ناحیه میکردند. اما با استخراج نفت توجه به آذربایجان بیشتر گردید و اقتصاد محلی رونق گرفت.[۱۵] در این دوره جمعیت شهر باکو به طور فزایندهای افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل میدادند. ارامنه نیز به عنوان عمال روسها در دوایر رسمی مشغول بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال ۱۹۰۵ میلادی شد.[۱۶]
در دایرةالمعارف بزرگ شوروی آمدهاست که «در اواسط سدهٔ ۱۱م (۵ه. ق) هجوم اقوام ترک (ازجمله غُزان و دیگران) که دودمان سلجوقی در رأس آنها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید». از این عبارت معلوم میشود که جزئی از ایران بود چند خاننشین، ملکنشین و سلطاننشین کوچک پدید آمد که در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۲ق/نیمه دوم سدهٔ ۱۸م شمارهٔ آنها به ۱۵ رسید. عمدهترین آنها عبارت بودند از خاننشینهای باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا = کوبا). قراباغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل. سلطاننشینهای کوچک بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خانها بودند به عنوان نمونه سلطاننشینهای آرش، ایلیسو و کوتکاشن از خانشکی، و ملکنشینها از خان قراباغ تبعیت میکردند. در ۱۴ و ۲۱ مه ۱۸۰۵م در اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورکچای موافقتنامهای به امضا رسید که طبق آن، خانهای قراباغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند. پس از پایان جنگهای ایران و روس که بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه درآمد و در پی انعقاد معاهدهٔ ترکمانچای، بعضی خانها، ازجمله خانهای اردوباد و نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند[۳]
سقوط تزارها و استقلال آذربایجان
در آغاز قرن بیستم با رشد صنایع، تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت. در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل شد. حزب کوچک بلشویک نیز وجود داشت که بیشتر تحت کنترل روسها و ارامنه بود.
در سال ۱۹۱۲ با انشعاب در حزب همت حزب مساوات شکل گرفت.به دنبال سقوط تزارها حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی داشتند که با مخالفت مردم مسلمان و تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند سرانجام در روز ۱۸ میسال ۱۹۱۸ جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمدامین رسولزاده رهبر حزب مساوات اعلام استقلال خود اعلام کرد.[۱۷][۱۸]
این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود. تلاش جمهوری دمکراتیک آذربایجان برای آغاز گفتگوهای اتحاد با ایران باهجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دوسال پس از کسب استقلال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.[۱۹]
در اتحاد جماهیر شوروی
از سال ۱۹۲۰ با پیروزی بلشویکها، جمهوری آذربایجان با نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی یکی از جمهوریهای تشکیل دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.
استقلال مجدد
جمهوری آذربایجان در روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال نمود.
ریاست جمهوری ها
- محمدامین رسولزاده : او حزب مساوات را (که از 1329 تشکیل شد و از 1336 تا 1338 در آذربایجان قفقاز به قدرت رسید) پایه گذاری کرد و از مبلغان اصلی پان ترکیسم (به ترکی : تورکچولوک) به شمار میامد.
- ایاز مطلباف۱۹۹۱-۱۹۹۲
- ابوالفضل ایلچیبیگ۱۹۹۲-۱۹۹۳
- حیدر علیاف۱۹۹۳-۱۹۹۸, ۱۹۹۸-۲۰۰۳
- الهام علیاف۲۰۰۳-۲۰۰۸, ۲۰۰۸-۲۰۱۳
جهانگردی
جمهوری اذربایجان در سالهای اخیر تلاشهای قابل توجهای برای افزایش گردشگری خود داشتهاست. همچنین سال ۲۰۱۱درکشور آذربایجان سال گردشگری اذربایجان نمایده شد.کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۰ میزبان بیش از دو و نیم میلیون گردشگر بودهاست، در سالهای اخیر سهم گردشگری آذربایجان را بیشتر کشورهای اوکراین، قزاقستان، ایران، گرجستان، اردن، بحرین، آلمان، استرالیا، بلغارستان و فنلاند داشتهاند[۲۰][۲۱] میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی از مهمترین عاملهای ثبات در جمهوری آذربایجان محسوب میشود. این کشور بهعنوان دومین کشور شیعه در جهان، با میراثهای معماری، آداب و رسوم، تنوعهای فرهنگی، انواع پوشاک، صنایع دستی، غذاهای سنتی و چشماندازهای جغرافیایی و طبیعی از نظر جهانگردی قابلتوجه بوده و همهساله هزاران گردشگر خارجی را به سمت جمهوری آذربایجان جذب کرده که از نظر اقتصادی نیز تأثیر بهسزایی در رشد اقتصادی این کشور داشتهاست.[۲۲].[۲۳]
اقتصاد
جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوریهای تازه استقلال یافته اطراف خود در اثر بهره برداری از منابع نفتی که در سال ۲۰۰۸ برابر ۷ میلیارد بشکه بوده است (که حدود یک درصد از ذخایر اثبات شده جهان )که در حال حاضردر منطقه یک صادرکننده محصولات گازی محسوب میشود.[۲۲] و سرمایه گزاری پس از استقلال توسعه بیشتری پیدا کردهاست. با وجود این بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قرهباغ همراه با سیاستهای آزادسازی قیمتها و خصوصی سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آنها بهسرعت کاهش یابد ولی از سال ۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بینالمللی، روند رو به رشد سرمایه گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب شد تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود گذارد. در سال ۲۰۰۷ از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی مشغول به کار بودن وتعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر بوده است.[۲۲]
جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی با کمک صندوق بینالمللی پول دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورده و توانستهاست میزان تورم را کاهش دهد.میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷ و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی و (۵-) درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافتهاست.
در سال ۲۰۰۸ میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی برترین کشور از نظر اجرای برنامههای اصلاحات اقتصادی بین 10 کشور محاسبه شده (ده کشوری که جزئیات اطلاعات اقتصادی خود را در اختیار بانک جهانی قرار دادند) بودهاست و در رتبه نخست قرار گرفت.[۲۴]
نظامی
تاریخ ارتش آذربایجان به زمان جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ که ارتش ملی تازه شکل گرفته بود بازمیگردد.[۲۵][۲۶] وقتی جمهوری آذربایجان استقلال خود را پس از فروپاشی شوروی سویالیستی بدست آورد بر پایه قانون در سال ۱۹۹۱ ارتش جمهوری آذربایجان تاسیس گردید.[۲۷] از سال ۲۰۰۲ ارتش آذربایجان دارای ۹۵۰۰۰ پرسنل نظامی فعال و همچنین دارای ۱۷۰۰۰ نیروی شبه نظامی است.[۲۸] نیروهای نظامی دارای سه شاخه نیروهای دریایی، هوایی و زمینی است.افزون بر این شاخههای اصلی نیروی نظامی آذربایجان دارای زیر شاخههایی است که در موقع لزوم میتوانند در دفاع از کشور کمک کنند.این نیروها شامل گارد ساحلی، مرزبانان و نیروهای انتظامی داخلی است.[۲۹] گارد ملی آذربایجان یک نیروی بیشتر شبه نظامی است که یک نهاد نیمه مستقل ویژه از سرویس حفاظت دولتی است که زیر نظر رئیس جمهور اداره میشود.[۳۰]
آذربایجان پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا (سی اف ای) را امضا کرده است.این کشور همکاری نزدیکی با ناتو در پروژهای حفاظت از صلح دارد.آذربایجان ۱۵۱ نیروی حافظ صلح در عراق و ۱۸۴ نیرو در افغانستان دارد.[۳۱]
بودجه نظامی آذربایجان برای سال ۲۰۱۱ معادل ۴٫۴۶ میلیارد دلار بودهاست.[۳۲] آذربایجان دارای صنایع دفاعی تولید اسلحه سبک، سیستمهای کوچک توپخانه و برخی وسایل نقلیه نظامی است.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] ارتش آذربایجان همکاریهای تمرینی با گارد ملی اوکلاهاما داشته است.[۳۷]
سیاست
بهدنبال استقلال، فعالیتهای سیاسی در جمهوری آذربایجان بهشدت افزایش یافت. یکی از بزرگترین سازمانهای سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی گرایی ملی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل شد.این سازمان در مراحل بعدی حاوی فراکسیونهایی با اندیشههای پان ترکیستی نیز بودهاست. در اولین دوره انتخابات ریاستجمهوری ابوالفضل ایلچیبیگ با اندیشههای قومگرایانه این مقام رسید، بعد از انتخاب ایلچیبیگ وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیدف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که شامل تمام نواحی شمالی ایران میشد شدند. پس از شکستهای پیاپی در جنگ با ارمنستان، و شکست تقریباً تمامی سیاستهای وی، و چندین قیام خونین در چند شهر از جمله گنجه، حیدر علیاف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را به دست آورد و ایلچیبیگ به تبعید فرستاده شد.
در زمان ریاستجمهوری وی و وپسرش روابط با ایران بهتدریج گرم و گرمتر شد، تا جایی که روسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کردهاند، و جمهوری کنسولگریای نیز در شهر تبریز افتتاح کرد و علیاف پسر به آن شهر سفر کرده و با تجار آن دیدار کرد. موافقتنامههای زیادی نیز در زمینههای تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شدهاست. طبق این معاهدهها سفر به کل جمهوری خودمختار نخجوان و در بخش اصلی جمهوری تا چندین کیلومتر از مرز بدون ویزا امکانپذیر است و تقریباً تمامی احتیاجات نخجوان (گاز، برق، مواد غذایی و...) به علت بسته بودن مرز با ارمنستان از طریق ایران انجام میشود. متاسفانه در سالهای اخیر جریانات ضدایرانی تحت حاکمیت الهام علیف دوباره شدت گرفته است.[۳۸] همچنین این کشور در فهرست ناقضان آزادی مطبوعات است.[۳۹]
مسایل مورد مناقشه
در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیریهای قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قرهباغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی نشین شدند. جمهوری قرهباغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشدهاست و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان میباشد. در اثر این جنگهای حدود یک میلیون اهالی آذری، ارمنی و کرد جنگزده این منطقه بی خانمان گشته و تعداد کثیری هنوز در پناهگاههای موقتی و نیمه موقتی بسر میبرند.
مردم
قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل میدهند مردمی عمدتاً شیعهمذهب، ترکزبان و با فرهنگ ایرانی هستند.[۴۰] به نوشته دایرةالمعارف بزرگ اسلامی «در این قوم، عنصر غالبِ ترک که پیامد مهاجرت اقوامترک - بهویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدۀ ۱۱ م/۵ ق - به این سرزمین است، با ساکنان کهن این سرزمین، یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز میزیستهاند، ترکیب شدهاست».[۴۱] مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده که آنها هم از نظر میتوکندری دیانای، که نسب مادری را نشان میدهد و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که نسب پدری را مینمایاند، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبانهای قفقازی) شبیهترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترکتبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازیها نیز در مجموع چیزی بین اروپائیها و ساکنان خاورمیانهاست که نسب مادری شباهت بیشتری را به اروپائیها و نسب پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانهای ها نشان میدهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانیها را تقویت میکند و نشان میدهد که گروههای مهاجر آن قدر کوچک بودهاند که سهم ژنتیکی آنها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.[۴۲]
براساس سرشماری سال ۱۹۹۹، ۹۰٫۶ درصد از جمعیت جمهوری آذربایجان را آذربایجانی، ۲٫۲ درصد را لزگی (داغستانی)، ۱٫۸ درصد را روس و ۱٫۵ درصد را ارمنی تشکیل میدهند؛ البته تقریباً تمامی ارمنیها در منطقهٔ خودمختار قرهباغ کوهستانی زندگی میکنند.[۴۳] براساس سرشماری سال ۱۹۸۹ شوروی، حدود ۲۶۲٬۰۰۰ نفر غیرآذربایجانی از ۹ قومیت مختلف در این کشور زندگی میکردهاند که از این میان، ۱۷۱٬۰۰۰ نفر لزگی و ۲۱٬۰۰۰ نفر تالش بودهاند؛ اما تالشها جمعیت خود را حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد میکنند.[۴۴].
از جمعیت ۸٬۲۳۸٬۶۷۲ نفری جمهوری آذربایجان، ۵۱ درصد شهرنشین و ۴۹ درصد در روستاها زندگی میکنند.[۴۵] نرخ رشد جمعیت در این کشور ۰٫۷۶۲ درصد است. ۹۳٫۴ درصد از مردم جمهوری آذربایجان، مسلمان (۶۵ تا ۷۵ درصد شیعه[۴۶])،۲٫۵ درصد ارتدوکس روس و ۲٫۳ درصد ارمنی هستند. البته درصد اعتقاد به ادیان در این کشور صوری است؛ چراکه عدهٔ بسیار کمی از مردم عبادت کرده و واقعاً به دین خود وابستگی دارند.[۴۷]
جمهوری آذربایجان به همراه ایران، عراق و بحرین چهار کشوری هستند که در آن شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند.[۴۸] پس از استقلال از شوروی تعصب اسلامی در این کشور رشد داشتهاست[۴۹]
اما آمارهای رسمی این کشور در مورد اقلیتهای قومی مورد چالش پژوهشگران قرار گرفتهاست و در محافل خصوصی نیز خود آذربایجانیها قبول دارند که تعداد لزگیها، تالشها و کردها بسیار بیشتر است[۵۰]. هم اکنون دولت جمهوری آذربایجان سیاست سخت آسیمیله کردن اقلیتهای قومی را پیگیری میکند[۵۱] و باعث گردیدهاست که بسیاری از لزگیها، تالشها و کردها در این صدسال اخیر در قوم آذربایجانی ادغام شوند.[۵۲] این در حالیست که بر اساس قانون اساسی جمهوری آذربایجان تمام اقوام ساکن این کشور از حق آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ بومی برخوردارند.[۵۳] اما این اصل قانون اساسی کشور به درستی توسط دولت به اجرا در نیامده و شورای اروپا نیز در گزارش سال ۲۰۰۹ خود تلاش دولت این کشور را برای حفظ تنوع فرهنگی و فرهنگهای قومی کم دانستهاست.[۵۴]
لزگیها
لزگیها جزو اقوام بومی قفقازی هستند که به یکی از زبانهای خانواده قفقازی تکلم میکنند. برای نمونه پروفسور سوانته کرنل میگوید:" این آمارها نشانگر نظرات رسمی دولت هست، ولی در واقعیت شمار لزگیها روشن نیست. هرچند مقامات رسمی آن را صد و هشتاد هزار نفر ذکر میکنند اما منابع دیگری تعداد لزگیها را بسیار بیشتر دانسته و آن را در حدود هفتصدهزار نفر میدانند.[۵۵] همچنین در آمار اتنولوگ، حدود لزگیها در جمهوری آذربایجان ۳۶۴٫۰۰۰ نفر ذکر شده است[۵۶].
برپایه آمار رسمی جمهوری آذربایجان جمعیت لزگیها ۱۷۸۰۲۱ هزار نفر است.[۵۷]
به قول پروفسور کرنول، نریمان رمظانوف یکی از رهبران سیاسی لزگی میگوید که هرچند بسیاری از تالشها، تاتها و کردها زبانشان را به خاطر سیاستهای آسیمیله باختهاند ولی لزگیها به خاطر روابط با داغستان (که سیاست آسیمیله شدن دولت جمهوری آذربایجان در آن وجود ندارد) توانستهاند زبان و فرهنگ خود را بهتر حفظ کنند.[۵۸].
کردها
کردها یکی از اقوام ایرانی هستند که زیرفشار سخت آسیمیله، شمار آنها در دوران شوروی و پس از آن کاهش یافتهاست؛ به گونهای که اگر یک فرد کرد به جای اینکه خود را یک آذربایجانی معرفی کند، بر هویت قومی خویش پافشاری میکرد، قادر به پیداکردن شغل نبود.[۵۹]
پروفسور کرنل در رابطه با جمعیت کردها میگوید: «آمار کردها بسیار است، برخی آن را حدود ده درصد از جمعیت کشور برشمردهاند».[۶۰] برخی از منابع کرد به وجود ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کرد در جمهوری آذربایجان اشاره میکنند؛ اما در آمار رسمی گفته شده که تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر کرد در این کشور زندگی میکنند؛ دلیل این امر آن است که پس از سال ۱۹۳۰ به تدریج منابع دولتی قومیت اکثر کردها را از روی عمد آذربایجانی عنوان کردهاند.[۶۱].
تالشها
طبق دانشنامهٔ ایران، بیشترین تراکم جمعیت روستاییان در این کشور در نواحی واقع در جنوب شرقی آن است که اکثریت این جمعیت را هم تالشها (که ایرانیتبارند) تشکیل میدهند و بسیاری از آداب رسوم کهن خود را هم حفظ کردهاند.[۴۱]
آمار سال ۱۹۲۶ شوروی(در رابطه با کم شمردن این آمار به بخش تاتها در همین مقاله بنگرید)، تعداد تالشها را ۷۷٫۰۳۹ نفر ذکر کردهاست. [۶۲] آمار سال ۱۹۵۹ تالشها را ذکر نکرده و آنها را جزو آذربایجانیها شمردهاست. سپس در سال ۱۹۹۹ (آمار رسمی جمهوری آذربایجان) تعداد تالشها ۷۶٫۸۰۰ نفر شمرده شده است(یعنی کمتر از سال ۱۹۲۶). امروزه نیز مقامات جمهوری آذربایجان تعداد تالشها را همان ۷۶٫۸۰۰ نفر برمیشمرند. اما از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران تعداد تالشها بسیار بیشتر از این میباشد و این ارقام تنها ناشی از کمشماری اقلیتهای قومی توسط دولت است.[۶۳] پروفسور وارتان گریگوریان این آمارسازی مقامات جمهوری آذربایجان را یک تحریف میداند[۶۴].
همچنین پروفسور کرنول میگوید که حداقل ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۴۰۰٫۰۰۰ تالشی در جمهوری آذربایجان وجود دارد [۶۵]. بر اساس آمار اتنولوگ در سال ۱۹۹۶ تعداد تالشها در این کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر، لزگیها ۳۶۴ هزار نفر و کردها ۲۰ هزار نفر بودهاست.[۶۶]. پروفسور وارتان گریگوریان(استاد دانشگاه و رئیس چند دانشگاه آمریکا) مقاله مفصلی در رابطه با آسیمیله کردن تالشها به دست شوروی و مقامات جمهوری آذربایجان نوشته است[۶۷].
در کل دو علت برای کم شمردن تالشها ذکر شدهاست: اول از همه فشار بر هویت تالش در دوران شوروی و دوم حساسیت برانگیختن از اینکه کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی کند[۶۸].
تاتها
زبان تاتهای قفقاز فارسی است[۶۹] و آن که در ایران، تاتی نامیده میشود نیست.
دولت جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ میلادی، جمعیت تاتهای آذربایجان را تنها ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کردهاست.[۷۰]
این در حالیاست که تا قرن بیستم تعداد تاتزبانها بسیار بیشتر بودهاست. برای نمونه در آمار سال ۱۸۸۶، شمار تاتها ۱۲۰٫۰۰۰ نفر ذکر شدهاست. [۷۱]. اما پس از حکومت شوروی، در سال ۱۹۲۶، تعداد تاتها به ۲۸٫۵۰۰ تقلیل یافت.[۷۲] بنابر نظر این منبع، تعداد تاتها به خاطر سیاست آسیمیله کاهش یافتهاست.
عباس قلیخان باکیخانوف(قرن نوزدهم) نیز زبان "مملکت باکو" به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده است[۷۳]. درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمدهاست: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمدهاست: محالات واقع در میان بلوکینشماخی و قدیال که حالا شهر قبهاست، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همینزبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشند به اصطلاحاتمنطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول مینامند. [۷۴]
--همان (بحث) ۲۷ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۰:۳۲ (UTC)
فرهنگ
فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا به موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگهای مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگهای ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی است.در سال ۲۰۰۹ باکو از طرف سازمانهای یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شد.[۲۲] وامروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج میگردد. بجز اکثریت آذربایجانی اقوام متفاوتی همچون ارمنیها، کردها و تالشیها در جنوب و شرق و لزگیها ویهودی هاو تاتها در شمال به رنگارنگی زبانها و فرهنگ رایج افزودهاند. نرخ باسوادی در این کشور ۹۸٪ ذکر شدهاست.[۷۵] برگزاری جشن نوروز و موسیقی مقام نشانههای نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از لحاظ ادبیات نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی بر خواستهاند و تأثیرهای اساسی در ادبیات فارسی داشتهاند.
سینما
سینما در جمهوری آذربایجان ریشه تاریخی دارد و اولین کشور مسلمانی است که در آن فیلم ساخته شده است. سه سال پس از نمایش اولین فیلم در فرانسه، فیلمی در جمهوری آذربایجان ساخته شد.[۷۶]
موسیقی
جمهوری آذربایجان از لحاظ موسیقی غنی است، انواع موسیقی در این کشور رایج است:[۷۷]
- موسیقی جاز
- موسیقی خلق
- موسیق کلاسیک
- موسیقی معاصر
- موسیقی مقام
- موسیقی میخانهای
- موسیقی آشیق- عاشیق
- موسیقی سینمای آذربایجان
ورزش
آشپزی
جستارهای وابسته
- آذریها
- ترکی آذربایجانی
- جمهوری دمکراتیک آذربایجان
- جمهوری خودمختار نخجوان
- ترکهای آذری ساکن ارمنستان
- موسیقی آذربایجانی
- رقصهای آذربایجانی
- خوانندگان اهل آذربایجان
- قرهباغ
- تیم ملی فوتبال آذربایجان
- فهرست مجلههای جمهوری آذربایجان
- فهرست روزنامههای جمهوری آذربایجان
- کانالهای تلویزیونی جمهوری آذربایجان
- کمکهای ایران به جمهوری آذربایجان
نگارخانه
منابع
- ↑ Minorsky,V, Encyclopaedia of Islam ,volume 1,"Ādharbaydjān",LEIDEN,E. J. BRILL,1986,ISBN 90-04-08114-3,page 192
- ↑ CIA - The World Factbook - Azerbaijan
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ رضا، عنایت الله، «آذربایجان شوروی»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱، چاپ اول: تهران، ۱۳۶۷ ش، ص۲۳۷-۲43
- ↑ Azerbaijan:Biodiversity
- ↑ The State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan
- ↑ Azhydromet.com - de beste bron van informatie over az hydro met
- ↑ Azhydromet.com - de beste bron van informatie over az hydro met
- ↑ Jawbones and Dragon Legends: Azerbaijan's Prehistoric Azikh Cave by Dr. Arif Mustafayev
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0014)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0015)
- ↑ http://www.iranica.com/newsite/articles/v1f8/v1f8a022.html Iranica
- ↑ http://www.caucasianhistory.org/eng Caucasian Albania
- ↑ Cyril Toumanoff. Review of C. J. F. Dowsett's «The History of Caucasian Albanians by Movsēs Dasxuranci», Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 25, No. 1/3. (1962), p. 366
- ↑ http://books.google.com/books?id=-eMcn6Ik1v0C&pg=PA7&sig=njHz1tUfPk-uqSpdUzHIbL99wvg#v=onepage&q=&f=false
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0017)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
- ↑ The State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan
- ↑ http://lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0019)
- ↑ «شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران».
- ↑ «پایگاه خبری سبد نیوز».
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ «خبر انلاین». بازبینیشده در مه ۲۰۱۱.
- ↑ Власти Азербайджана обеспокоены состоянием исторических памятников в Нагорном Карабахе (روسی)
- ↑ گزارش بانک جهانی: جمهوری آذربایجان در رتبه نخست اصلاحات اقتصادی جهان
- ↑ Azerbaijan: Short History of Statehood, Embassy of Republic of Azerbaijan in Pakistan, 2005, Chapter 3.
- ↑ Creation of National Army in 1918 (روسی).
- ↑ Law of the Republic of Azerbaijan on Armed Forces, No. 210-XII, 9 October 1991 (روسی).
- ↑ C. W. Blandy Azerbaijan: Is War Over Nagornyy Karabakh a Realistic Option? Advanced Research and Assessment Group. Caucasus Series 08/17. — Defence Academy of the United Kingdom, 2008, p.12
- ↑ "CIA World factbook Azerbaijan". http://https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/aj.html.
- ↑ "AxisGlobe.com". AxisGlobe.com. 2009-12-21. http://www.axisglobe.com/news.asp?news=13236. Retrieved 2010-06-30.
- ↑ "Azerbaijani parliament voted in March to double the number of Azerbaijani peacekeepers serving in Afghanistan to 184". eurasianet.org. http://www.eurasianet.org/departments/insightb/articles/eav060409.shtml. Retrieved 2007-05-27.
- ↑ Карабахский детонатор на взводе - В Баку и Ереване все четче звучит воинственная риторика
- ↑ "Azerbaijan manufacturing arms". http://www.un-az.org/undp/bulnews55/en3.php.
- ↑ "Azerbaijan to manufacture its own aircraft and helicopters". http://www.topix.com/world/azerbaijan/2008/09/azerbaijan-gearing-for-manufacturing-aircraft-and-helicopter.
- ↑ "Azerbaijan will produce competitive tanks, aircraft and helicopters in the future". http://www.today.az/news/business/47845.html.
- ↑ "Azerbaijan to produce tanks, aviation bombs and pilotless vehicles in 2009". http://www.panarmenian.net/news/eng/?nid=28123.
- ↑ "State Partnership Program Coordinator Conference Site Oklahoma – Azerbaijan". http://www.ngb.army.mil/ia/states/states/ok_azerbaijan%5B1%5D.htm.
- ↑ - مقامات جمهوری آذربایجان: به دنبال تجزیه ایران هستیم
- ↑ azerireport.com - Azerbaijan Belongs On Obama's List Of Violators Of Press Freedom
- ↑ [۱]
- ↑ ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ «آذَرْبایْجان، جُمْهوری»، دانشنامهٔ ایران، وبگاه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
- ↑ http://www.eva.mpg.de/genetics/pdf/Y-paper.pdf
- ↑ CIA - The World Factbook
- ↑ Azerbaijan - Population and Ethnic Composition
- ↑ Intute - World Guide - Azerbaijan
- ↑ http://pewforum.org/newassets/images/reports/Muslimpopulation/Muslimpopulation.pdf
- ↑ CIA - The World Factbook
- ↑ http://pewforum.org/newassets/images/reports/Muslimpopulation/Muslimpopulation.pdf
- ↑ Azerbaijan: State Hounds Muslim Leaders، بازدید: آوریل ۲۰۱۰
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 262. Where as officially the number of Lezgins registered as such in Azerbaijan is around ۱۸۰٬۰۰۰ the Lezgins claim that the number of Lezgins registerd in Azerbaijan is much higher than this figure, some accounts showing over ۷۰۰٬۰۰۰ Lezgins in Azerbaijan. These figures are denied by the Azerbaijani government, but in private many Azeris acknowledge the fact that the Lezgins – for that matter the Talysh or the Kurdish-population of Azerbaijan is far higher than the official figures... For the Lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Dagestan is of high importance. Nariman Ramazanov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats, and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Dagestan, where there was naturally no policy of Azeri assimilation. …. The Lezgin problem remains one of the most acute and unpredictable of the contemporary Caucasus. This said, the conditions for a peaceful resolution of the conflict are present. No past conflict nor heavy mutual prejudices make management of the conflict impossible; nor has ethnic mobilization taken place to a significant extent. Hence there are no actual obstacles to a de-escalation of the conflict at the popular level. At the political level, however, the militancy of Sadval and the strict position of the Azeri government give cause for worry, and may prevent the settlement of the conflict through a compromise such as a freetrading zone. The Lezgin problem needs to be monitored and followed in closer detail, and its continued volatility is proven by the tension surrounding a recent Lezgin congress in Dagestan.
- ↑ Christina Bratt (EDT) Paulston, Donald Peckham (eds.), Linguistic Minorities in Central and Eastern Europe, Multilingual Matters publisher, 1998, ISBN 1-85359-416-4, p. ۱۰۶ ۱۹۹۳ there was an attempt officially to restore the Latin script; very few people advocated the Arabic script. Kryzi and Khinalug speakers, as well as most Tsakhurs, are bilingual and tend to assimilate with the Azeris. The same is true of the Tat speakers, and slightly less about the Talysh. At least there is no official recognition, teaching or publishing in these languages in any form. Lezghins in Azerbaijan are struggling very determinedly for their linguistic revival, but with little success. Generally there is a prevailing policy of forceful assimilation of all minorities, including the Talysh, Tat, Kurds and Lezgins. There is little or no resistance to assimilation from the Kryzi, Khinalug, Tsakhurs or Tat, and not much resistance from the Talysh. There are some desperate efforts of resistance from the Udin, stubborn resistance from the Kurds, and an extremely active struggle from the Lezgins, who want to separate Lezgin populated districts both from Dagestan and Azerbaijan in order to create an autonomous republic with Lezgin as the state language.
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 49. Further, Many Kurds, Lezgins, Talysh in Azerbaijan were assimilated into the Azerbaijani identity
- ↑ www.un-az.org/doc/constitution.doc
- ↑ http://ec.europa.eu/world/enp/pdf/progress2009/sec09_512_en.pdf The legislative and institutional framework for the protection of national minorities remains insufficient. Issues of concern include the lack of comprehensive anti-discriminatory legislation and limited possibilities for national minorities to effectively channel their views and concerns to the authorities, as well as reported cases of intolerance faced by persons or organisations advocating minority rights. Some national minorities continue to face discrimination. Like last year, there was no progress towards ratification of the Protocol n° ۱۲ of the ECHR on the general prohibition of discrimination or of the European Charter on Minority Languages.
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 262. Where as officially the number of Lezgins registered as such in Azerbaijan is around ۱۸۰٬۰۰۰ the Lezgins claim that the number of Lezgins registerd in Azerbaijan is much higher than this figure, some accounts showing over ۷۰۰٬۰۰۰ Lezgins in Azerbaijan. These figures are denied by the Azerbaijani government, but in private many Azeris acknowledge the fact that the Lezgins – for that matter the Talysh or the Kurdish-population of Azerbaijan is far higher than the official figures... For the Lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Dagestan is of high importance. Nariman Ramazanov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats, and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Dagestan, where there was naturally no policy of Azeri assimilation. …. The Lezgin problem remains one of the most acute and unpredictable of the contemporary Caucasus. This said, the conditions for a peaceful resolution of the conflict are present. No past conflict nor heavy mutual prejudices make management of the conflict impossible; nor has ethnic mobilization taken place to a significant extent. Hence there are no actual obstacles to a de-escalation of the conflict at the popular level. At the political level, however, the militancy of Sadval and the strict position of the Azeri government give cause for worry, and may prevent the settlement of the conflict through a compromise such as a freetrading zone. The Lezgin problem needs to be monitored and followed in closer detail, and its continued volatility is proven by the tension surrounding a recent Lezgin congress in Dagestan.
- ↑ Ethnologue report for Azerbaijan
- ↑ ۲۷٫۰۱٫۱۹۹۹ census of Azerbaijan
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000 pg ۲۵۹: For the lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Daghestan is of high importance. Nariman Ramazonov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Daghestan, where there was no natural policy of Azeri assimilation.
- ↑ Ismet Chériff Vanly, “The Kurds in the Soviet Union”, in: Philip G. Kreyenbroek & S. Sperl (eds.), The Kurds: A Contemporary Overview (London: Routledge, ۱۹۹۲ “Not only did Turkey and Azerbaijan pursue an identical policy, both employed identical techniques, e.g. forced assimilation, manipulation of population figures, settlement of non-Kurds in areas predominantly Kurdish, suppression of publications and abolition of Kurdish as a medium of instruction in schools. A familiar Soviet technique was also used: Kurdish historical figures such as Sharaf Khan of Bitlis and Ahmad Khani and the Shaddadid dynasty as a whole were described as Azeris. Kurds who retained “Kurdish”as their nationality on their internal passports as opposed to “Azeri”were unable to find employment.”
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000 pg ۲۱:The Kurdish population is also substanial, according to some sources over 10 percent of the population; in the south there is a substantial community of Iranian ethnic group, of Talysh, possible some ۲۰۰۰۰۰-۴۰۰۰۰۰ people.
- ↑ According to Thomas de Waal: Smaller indigenous Caucasian nationalities, such as Kurds, also complained of assimilation. In the 1920s, Azerbaijan's Kurds had had their own region, known as Red Kurdistan, to the west of Nagorny Karabakh; in 1930, it was abolished and most Kurds were progressively recategorized as «Azerbaijani.» A Kurdish leader estimates that there are currently as many as ۲۰۰٬۰۰۰ Kurds in Azerbaijan, but official statistics record only about ۱۲٬۰۰۰.
- ↑ Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July ۲۰۰۶ [۲] According to the census of 1926, there were ۷۷٬۰۳۹ Talysh in Soviet Azerbaijan. ۱۹۵۹ and following censuses do not mention the Talysh who became officially Azerbaijanis and this has been the case ever since. Nevertheless, the Talysh language was acknowledged as a mother tongue by ۱۰٬۵۰۰ people in 1959. According to data from 1983, nearly ۱۰۰٬۰۰۰ Talysh live in Iran. Only in 1989 did the census register the Talysh ethnicity. ۷۶٬۸۰۰ in Azerbaijan is the 1999 official population, undoubtedly an under-representation (given the problems with registering as Talysh) and some claim a current population of ۵۰۰٬۰۰۰ living in the southern regions of Azerbaijan.۱۳۱ (Talysh also inhabit the north-western areas of Iran – Gilan province and some of Ardebil).
- ↑ Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July ۲۰۰۶ [۳] According to the census of 1926, there were ۷۷٬۰۳۹ Talysh in Soviet Azerbaijan. ۱۹۵۹ and following censuses do not mention the Talysh who became officially Azerbaijanis and this has been the case ever since. Nevertheless, the Talysh language was acknowledged as a mother tongue by ۱۰٬۵۰۰ people in 1959. According to data from 1983, nearly ۱۰۰٬۰۰۰ Talysh live in Iran. Only in 1989 did the census register the Talysh ethnicity. ۷۶٬۸۰۰ in Azerbaijan is the 1999 official population, undoubtedly an under-representation (given the problems with registering as Talysh) and some claim a current population of ۵۰۰٬۰۰۰ living in the southern regions of Azerbaijan.۱۳۱ (Talysh also inhabit the north-western areas of Iran – Gilan province and some of Ardebil).
- ↑ مجله ایرانشناسی دوره۳/(۱۳۷۱) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویههای ۶۰۲ تا۶۱۱/ سرنوشت تلخ تالشها در آذربایجان شوروی-ادغام داوطلبانه! یا تقلب و تزویر/وارتان گریگوریان/ [۴]
- ↑ Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 308. In the south there is a substantial community of the Iranian ethnic group, of Talysh, possibly some ۲۰۰٬۰۰۰ –۴۰۰٬۰۰۰ people.
- ↑ Ethnologue report for Azerbaijan
- ↑ مجله ایرانشناسی دوره۳/(۱۳۷۱) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویههای ۶۰۲ تا۶۱۱/ سرنوشت تلخ تالشها در آذربایجان شوروی-ادغام داوطلبانه! یا تقلب و تزویر/وارتان گریگوریان/ [۵]
- ↑ Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July ۲۰۰۶ [۶] pg 8 The suppression of Talysh identity (predominant in the south) during the Soviet period led to a situation in which the Talysh ethnicity is unquantifiable (yet the population with the largest growth rate in the country). This is also partly due to a reluctance to claim Talysh identity (influenced by a stigma against publicly pronouncing non-Azerbaijani identity) and the diminishing use of Talysh language, except in places which are relatively remote and unintegrated. Nationalists seem fairly marginalised.
- ↑ Gernot Windfuhr, "Persian Grammer: history and state of its study", Walter de Gruyter, 1979. pg ۴:""Tat- Persian spoken in the East Caucasus""
- ↑ http://unstats.un.org/unsd/demographic/products/dyb/dybcensus/V2_table4.xls
- ↑ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than ۱۲۰٬۰۰۰ in Azerbaijan and ۳٬۶۰۰ in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to ۲۸٬۵۰۰, although there were also ۳۸٬۳۰۰ “Azerbaijanis”with Tat as their native language.” (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, ۱۹۹۱-۱۹۹۶).
- ↑ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than ۱۲۰٬۰۰۰ in Azerbaijan and ۳٬۶۰۰ in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to ۲۸٬۵۰۰, although there were also ۳۸٬۳۰۰ “Azerbaijanis”with Tat as their native language.” (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, ۱۹۹۱-۱۹۹۶).
- ↑ Abbas Qoli Agha Bakikhanov, a 19th century literary figure from the Caucasia mentions in his Golestan Iram large number of Tats in the area around Baku: There are eight villages in Tabarsaran which are: Jalqan, Rukan, Maqatir, Kamakh, Ridiyan, Homeydi, Mata'i, and Bilhadi. They are in the environs of a city that Anushiravan built near the wall of Darband. Its remains are still there. They speak the Tat language, which is one of the languages of Old Persia. It is clear that they are from the people of Fars and after its destruction they settled in those villages...The districts situated between the two cities of Shamakhi and Qodyal, which is now the city of Qobbeh, include Howz, Lahej, and Qoshunlu in Shirvan and Barmak, Sheshpareh and the lower part of Boduq in Qobbeh, and all the country of Baku, except six villages of Turkmen, speak Tat. it becomes apparent from this that they originate from Fars. (Floor, Willem. and Javadi, Hasan. i(۲۰۰۹), "The Heavenly Rose-Garden: A History of Shirvan & Daghestan by Abbas Qoli Aqa Bakikhanov, Mage Publishers, 2009) Original Persian: درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمدهاست: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمدهاست: محالات واقع در میان بلوکینشماخی و قدیال که حالا شهر قبهاست، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همینزبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشند به اصطلاحاتمنطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول مینامند. (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah [va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
- ↑ گلستان-ارم - متن علمی - انتشارات علم (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah [va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
- ↑ Ethnologue report for Azerbaijan
- ↑ The Pre-Soviet Era: Celebrating 100 Years in Film, Not ۸۰-Aydin Kazimzade
- ↑ Musiqi - AzeriMusic.Net
- ↑ 6.3 The Bibi-Heybat Mosque: When Legends Shape Reality
پیوند به بیرون
|
||||||||||||||
|
|||||
|
|||||||
|
|||||||||||
|
|||||||
|
|||||||
