از ویکیپدیای فارسی، دانشنامه آزاد

حجت بن حسن (مهدی)

این نوشتار در مورد اعتقاد به مهدی در نزد شیعه دوازده امامی است. در مورد مهدی و منجی در نزد مسلمانان به مقاله مهدی مراجعه کنید.

امام شیعه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

حجت بن حسن
نقش امام دوازدهم شیعه
نام حجت بن حسن
کنیه ابوالقاسم٬ احمد و ... [۱]
زادروز سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هـ.ق. (۸۶۹ م.)[۲][۳]
زادگاه سامرا[۴]
لقب(ها) مهدی، قائم، بقیةالله، حجةالله، صاحب‌الزمان، المنتظَر، غائب، صاحب‌الأمر، ولی عصر، منصور٬ منتقم و ...[۵]
پدر حسن عسکری
مادر نرجس خاتون یا صیقل
طول عمر

پیش از امامت: ۲۵۵ یا ۲۵۶(قمری) –۲۶۰ ق.

[۶] دوران امامت:

غیبت صغری، ۶۹ سال: ۲۶۰۳۲۹ ق. (۸۷۴–۹۴۱ م.)[۷]

غیبت کبری، از سال ۳۲۹ ق. (۹۴۱ م.) تاکنون[۸]

بنا بر اعتقاد شیعیان دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) دوزادهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود می‌باشد. نام اصلی او و نیز کنیه‌اش همانند محمد پیامبر اسلام است. همچنین «امام زمان»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست. وی در نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه. ق. در سامرا به دنیا آمد.[۹][۱۰][۱۱] پدرش حسن بن علی عسکری است و مادرش نرجس خاتون[۱۲] یا صیقل[۱۳] بود. پس از مرگ ابومحمد حسن عسکری امام یازدهم شیعه در سن ۲۸ سالگی،[۱۴] در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت مبهم فرزند حسن عسکری اختلاف بزرگی پدید آمد.[۱۱] در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم می‌باشد شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. از فرقه‌هایی که اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده است[۱۱] یا این فرزند در گذشته‌است،[۱۵] و شیعیانی که متوجه فرزندان و نوادگان امامان دهم و یازدهم شیعه شدند، تا اقلیتی که معتقد بودند که امام یازدهم شیعه فرزندی داشته‌است که به غیبت رفته‌است و او امام دوازده شیعه می‌باشد. دیدگاه این گروه آخر به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.[۱۱]

در مواجهه با چالش فقدان امام حاضر شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.[۱۶] کلینی(و. ۳۲۹ ه. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی که در خلال این دوره گرد آورده‌است به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.[۱۷] به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.[۱۸] پس از وی ابن بابویه(و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.[۱۹] از دیگر سو متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.[۲۰]

بنا‌بر اعتقاد کنونی شیعه دوازده امامی، پس از مرگ حسن عسکری مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد توسط علمای شیعه مانند شیخ توسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.[۲۱][۲۲][۲۳] پس از یک دوره هفتاد ساله سفرای امام غائب و پس از مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.[۲۳]

بر اساس اعتقاد شیعیان او در پنج سالگی پس از مرگ پدرش به امامت رسید. شیعیان امامت او را به دو دوره غیبت و ظهور تقسیم می‌کنند. غیبت از سال ۲۶۰ هجری قمری آغاز شده و تا کنون استمرار داشته و هر زمان که خدا بخواهد ادامه خواهد یافت. دوره غیبت شامل دو بخش است: از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجری(غیبت صغری) را که شیعیان از طریق وکلا و نائبان مهدی با وی در ارتباط بوده‌اند.[۲۴] پس از این زمان شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و اصطلاحاً غیبت کبری نامیده می‌شود. پس از پایان دوره غیبت وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طريق او حقيقت و عدالت بار ديگر به پيروزی خواهد رسيد.[۲۵]

محتویات

منبع‌شناسی

نسخه خطی از کتاب کمال الدین و وتمام النعمة اثر ابن بابویه در مورد امام زمان شیعیان و غیبت

منابع مربوط به حجت بن حسن به چند دسته تقسیم می‌شود:

نخست، منابعی است که در دوران پیش از سال ۲۶۰ و قبل از امامت حجت بن حسن تألیف شده‌است. موضوع مهدی، قائم آل محمد و غیبت موضوعاتی است که از سده نخست هجری و بخصوص از زمان محمد بن حنفیه مطرح بوده‌است. در سده‌های دوم و سوم کتاب‌هایی در این باره نوشته شده‌است که اکنون در دسترس نمی‌باشد اما در کتاب‌های سده‌های چهارم و پنجم بخصوص رجال شیخ طوسی، الفهرست شیخ طوسی، رجال نجاشی از آنها نام برده شده‌است.[۲۶]

دوم، منابعی است که در بین سال‌های ۲۶۰ تا ۳۲۹ موسوم به غیبت صغری تألیف شده‌است. این منابع شامل دو دسته کتاب می‌شود. یکی کتاب‌هایی است که شیعیان در تثبیت و تبیین اعتقادت خود نوشته‌اند. مهمترین این منابع آثار اعتقادی ابوسهل نوبختی (و. ۳۱۱ ه.) و ابن قبه رازی است که از آثار این دو نویسنده امروزه فقط بخش اندکی در دست است. همچنین اثر حدیثی شیخ کلینی (و. ۳۲۹ ه.) یعنی اصول کافی است. به گفتهٔ حسن‌زاده آملی، «امامیه را در امامت اثنی‌عشر و در اصالت و غیبت دوازدهم آن حضرت صاحب‌الامر، کتاب کافی، کافی است.»[۲۷]

سوم، منابعی است که در بین سال‌های ۳۲۹ (پایان دوره وکالت و سفارت) تا ۴۶۰ (وفات شیخ طوسی) تألیف شده‌است. در این دوره کتاب‌های متعددی دربارهٔ امام دوازدهم و غیبت وی توسط شیعه نوشته شده‌است. از نخستین کتاب‌های این دوره الغیبه نعمانی است که حدود سال ۳۴۲ ه. یعنی سیزده سال پس از پایان دوره وکالت و سفارت نوشته شده‌است. در این کتاب برای نخستین بار اصطلاح‌های غیبت صغری و کبری به کار رفته‌است.[۲۸]شیخ مفید در کتاب الارشاد گفته‌است «هر کس اخبار غیبت امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را می‌خواهد، به کتاب غیبت نعمانی رجوع کند که در این باب کتاب جامعی است.»[۲۷] از کتاب‌های اصلی این دوره می‌توان کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق (ابن بابویه)[۲۹]،الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد شیخ مفید و الغیبه شیخ طوسی را نام برد.[۲۷]

چهارم، منابعی است که بعد از سال ۴۶۰ تألیف شده‌است. نویسندگان این دوره عمدتاً مطالب کتاب‌های پیشین را در اشکال جدید نوشته‌اند.[۳۰]

ریشه‌ها و شرایط محیطی

نوشتار اصلی: مهدی

بگفته سعید ارجمند و ویلفرد مادلونگ٬ اولین اشارات به وجود باور به مهدی٬ غیبت و منجی در نزد مسلمانان به زمان فرقه شیعه کیسانیه برمی گردد. فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت.[۳۱][۳۲] آنان محمد حنفیه فرزند علی، امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بر می‌گردد. از آنجایی که بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان تازه اسلام آورده باشد. احتمالا این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند و قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی اهریمنان را از زمین بر می‌چینند.[۳۱] بنوشته محمد امیر معزی و تیموتی فرنیش٬ بسیاری از بسیاری از اعتقادات به منجی اسلام در مورد منجی، ظهور منجی٬ غیبت و المان‌های آن مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.[۱۱][۳۳]

شیعیان بارها به سوی افراد متعددی از خاندان پیامبر مسلمانان به عنوان مهدی روی آوردند. اما این افراد نتوانستند انتظارات شیعیان را در طول حیات خود برآورده سازند. افرادی مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد ابن معاویه از خاندان جعفر صادق، محمد ابن عبدلله نفس زکیه، جعفر صادق، موسی کاظم هر کدام در برهه‌ای مهدی موعود شیعیان شناخته شدند.[۳۲] بگفته موژان مومن در دوران آخرین امامان شیعه شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود. البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام باشد کار جمع آوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد.[۳۴]

شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او - همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶ -۲۷۹ هجری/۸۷۶-۸۹۲ میلادی) - بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی عصر ضعف خلافت عباسیان بود و آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره افراد مختلف در جای جای کشور عباسیان قیام کرده بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده بود. از نظر مذهبی نیز در این دوره بر تعداد و قدرت شیعیان افزوده شده بود. بدین جهت معتمد که گرایش شدید ضد شیعی داشت، حسن عسکری را که رقیب بالقوه خلافت به شمار می‌رفت در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش بازداشته بود.[۳۵][۳۶]

سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبری همزمان با دورانی بود که به قرن شیعه معروف است. در سال ۳۳۴ ه. ق/۹۴۵ م. بنی عباس تحت سلطه حکومت‌های شیعه آل‌بویه در آمد. آل بویه با اینکه احتمالا در آغاز زیدی بودند ولی در هنگامی که به حکومت رسیدند به شیعه دوازده امامی متمایل بودند. آل‌بویه چون از نسل پیامبر مسلمانان نبودند باید امامی زیدی از نسل پیامبر برای اطاعت کامل از او به امامت می‌رساندند. بنابراین احتمالا به همین دلیل آنان بعد از رسیدن به حکومت به شیعه دوازده امامی مایل شدند و ایده یک امام غائب از نظر سیاسی برای بوییان مطلوبتر بود. همزمان با آل‌بویه، فاطمیان در مصر و شمال افریقا، خاندان بنی حمدان در شمال عراق و سوریه و ادریسیان بر بخش‌هایی از شمال افریقا حکمرانی می‌کردند.[۳۷] شیعه دراين زمان به دليل نفوذ سلسله‌های فاطمیان وآل بويه در قلب سرزمین‌های اسلامی، مستحکم ترين بنيادهای دینی و فکری خود را بنیان نهاد. در این دوره آثار بنیادین اعتقادی شيعه برای نسل های بعدی فراهم‌شد. آل‌بويه علوم شيعی را ترويج نمودند وعلمای دینی را از مکاتب گوناگون حمايت نمودند و زمینه ورود علوم کلامی معتزلی به شیعه را فراهم‌نمودند.[۳۸]

از دوران حیرت تا تبیین نهایی اعتقادات تشیع دوازده امامی

دوران حیرت

مسجد عسکری در سامرا٬ محل دفن حسن عسکری٬ امام یازدهم شیعه و پدر مهدی

پس از مرگ حسن عسکری امام یازدهم شیعه، در خصوص امام بعد از وی سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت اسرارآمیز فرزندی که برای حسن عسکری قائل بودند اختلاف بزرگی پدید آمد.[۱۱] مسعودی (و. ۳۴۶ ه. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است.[۳۹] و حسن ابن موسی نوبختی در کتاب فرق الشیعه چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.[۴۰]

گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است[۱۱] و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است که دارای دو دوره غیبت است.[۳۱] گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.[۳۹] گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است.[۱۱] یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.[۴۱] به گفتهٔ امیرمعزی تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند قائل به چنین دیدگاهی بودند. دیدگاه این گروه به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.[۱۱]

رسول جعفریان، مورخ شیعه، این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌کند:

  1. کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‏دانستند و به نام «واقفه»؛ یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‏اند، شناخته می‏شدند.
  2. کسانی که پس از مرگ حسن عسکری به برادر او جعفر بن علی ‏الهادی گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته‏ای از آنان وی را جانشین امام یازدهم و دسته‏ای دیگر او را به عنوان امام یازدهم می‏شناختند: به اینها «جعفریه» می‏گفتند.
  3. عده‏ای که پس ازانکار امامت حسن عسکری به امامت اولین فرزند هادی «محمد» که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.
  4. شمار دیگری بر این باور بودند، همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.
  5. دسته‌ای دیگر، دوازده امامی بودند که به گفتهٔ جعفریان اکثریت قریب به اتفاق شیعیان را تشکیل می‏دادند و به امامت حجت بن حسن اعتقاد داشتند. این جریانی بود که رهبری اصولی شیعیان امامی را به عهده گرفت.[۴۲]

در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفاده کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعه امامی مذهب خود را ترک نمودند.[۱۱] دغدغه اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابو جعفر ابن قبه، کلینی (و. ۳۲۹ ه. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.[۱۱] به گفتهٔ عبدالعزیز ساچادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.[۴۳] به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.[۴۴]

اعتقاد به غیبت امام دوازدهم

در خصوص اعتقاد به غیبت امام دوازدهم دیدگاه امروزی شیعه دوازده امامی این است که بحث مهدی، دوازده امام، قائم آل محمد و غیبت از زمان پیامبر مطرح بوده‌است و چنانچه علامه طباطبایی می‌گوید طبق احادیث، پیامبر دقیقاً مشخص کرده که مهدی پسر امام یازدهم خواهد بود.[۴۵] این دیدگاه ظهور افراد و فرقی را در سده‌های اول و دوم که خود را مدعی مهدویت دانسته، به عنوان قائم آل محمد قیام کرده‌اند یا باور به غیبت یکی از پیشوایان داشته‌اند را مؤید نظر خود می‌داند. بنا بر این دیدگاه موضوع غیبت مهدی از قبل نزد شیعیان مطرح بوده‌است. برای نمونه به گفتهٔ طبرسی یکی از محدثان شیعه به نام حسن بن محبوب که در عصر امامان پنجم ششم شیعه، محمد باقر و جعفر صادق، می‌زیسته در احادیث کتاب خود به نام «مشیخه» از دو غیبت کوتاه و طولانی قائم آل محمد یاد کرده‌است.[۴۶]

در مقابل، دیدگاهی میان مستشرقان و اسلام پژوهان سکولار رواج دارد که از یک سو منشاء باور به مهدی و غیبت را از فرق منشعب از کیسانیه و واقفیه می‌دانند[۴۶] و از سوی دیگر بر این نظرند که باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان امام غایب و مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت.[۴۷][۴۶]

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی در دورهٔ حیرت حتی در مورد تعداد امام‌های شیعه در میان نویسندگان شیعه اختلاف نظر بوده‌است.[۱۱]ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند.[۱۱] اتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیه هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.»[۴۸]

بنابر نظر امیرمعزی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه بود. در مقدمه کتاب الغیبه به قلم ابن ابی زینب نعمانی، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.[۱۱]

به گفتهٔ ساچادینا در مواجهه با چالش فقدان امام حاضر شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.[۴۹] کلینی (و. ۳۲۹ ه. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی که در خلال این دوره گرد آورده‌است به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.[۵۰] بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.[۵۱] پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.[۵۲] از دیگر سو متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.[۵۳] به نوشتهٔ کلم مرگ علی بن محمد سمری، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دوره غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.[۲۳]

طبق گفتهٔ ویلفرد مادلونگ در دانشنامهٔ اسلام، بین قرون هفتم تا سیزدهم برخی علمای اهل سنت از این عقیده که حجت بن حسن همان مهدی منتظًر است حمایت کردند. برای نمونه، محمد بن یوسف الگنجی القرشی، محدث شافعی اهل سوریه در سال ۶۴۸ در کتاب «البیان فی أخبار صاحب الزمان» به کمک احادیث اهل سنت اثبات کرده‌است امام دوازدهم شیعه همان مهدی‌است. در سال ۶۵۰ کمال‌الدین محمد بن طلحه العدوی النصیبینی، عالم شافعی، در حلب سوریه کتاب «السؤول فی مناقب آل الرسول» خود را کامل کرد که در آن امامت حجت بن حسن را تأیید کرده و ایرادات وارده از جانب اهل سنت به این عقیدهٔ شیعه که حجت بن حسن، مهدی منتظر است را پاسخ داده‌است.[۳۲]

دوران امامت و غیبت

توقیعی که شیعیان آنرا منسوب به امام دوازدهم شیعه می‌دانند و برای علی بن بابویه پدر شیخ صدوق نوشته است- محل نگهداری مقبره علی بن بابویه- منابع شیعه به مکاتباتی بین پدر شیخ صدوق و حجت بن حسن اشاره نموده‌اند.[۵۴]

از دیدگاه شیعیان دوران امامت وی به دو دوره غیبت و ظهور تقسیم می‌شود. دوره غیبت نیز در بسیاری از منابع مربوط به بعد از سال ۳۲۹ هجری به دوره غیبت صغری و غیبت کبری تقسیم می‌شود.[۵۵]

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعه ابتدا توسط کیسانیه وارد شیعه شد و سپس به صورت اعتقادات واقفیه در میان امامیه ادامه یافت. اولین نشانه‌های اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان دوازده امامی را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری در بین شیعیان و آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. از دیدگاه امیر ارجمند این دو که تمایلات معتزله داشتند اعتقادات واقفیه در مورد غیبت را وارد اعتقادات شیعه دوازده امامی نمودند.[۵۶]

«غیبت» در شیعه به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است و نه به معنای «ناپدید بودن» در مقابل «حضور». بنابر اعتقاد شیعیان،، غیبت دوره‌ای است که مهدی در میان مردم هست، ولی ظهور ندارد. دوره غیبت به دو دوره غیبت صغری (کوچک‌تر) و غیبت کبری (بزرگ‌تر) تقسیم می‌شود و با ظهور مهدی به پایان می‌رسد. از دیدگاه شیعه «صاحب الزمان» عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است. از دید هانری کربن نقد تاریخی برای درک و کشف پدیده غیبت ناکارآمد است، زیرا غیبت مربوط به «تاریخ قدسی» است.[۵۷] کربن تاریخ قدسی را تاریخی می‌داند که بر اساس مشاهده، ثبت و تحلیل شواهد تجربی استوار نیست بلکه براساس درکی است که از فرای حقایق مادی و تجربی آمده‌است.[۵۸]

به اعتقاد شیعه، زمین هیچگاه از امام معصوم خالی نخواهد ماند و همین امر دلیلی بر وجود امام زمان در دوران غیبت کبری است.[۵۹] به علاوه با توجه به شرایط و فشارهای عباسیان امام شیعیان در خفا بسر می‌برد. اما در ابتدای دوران غیبت کبری هیچ متن روشنی در میان منابع شیعه که دلالت بر طولانی بودن مدت غیبت حتی بیش از طول عمر انسان معمولی وجود ندارد. در آن زمان کوششی برای توجیه عمر طولانی امام زمان انجام نشد. برخلاف آنچه ابن بابویه (متوفی ۳۸۱ قمری/ ۹۹۱ میلادی) و دیگران انجام دادند. در سال‌های ابتدایی غیبت کبری اینکه کدام‌یک از دو غیبت امام شیعه طولانی‌تر خواهد بود روشن نبود. چنین عدم قطعیتی برای مثال در نوشته‌های نعمانی سیزده سال پس از غیبت کبری به چشم می‌خورد.[۵۹]

دوره سفرا یا غیبت صغری

نوشتار اصلی: غیبت صغری

بنا بر اعتقاد شیعه دوازده امامی این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه. ق. (۱ ژانویه ۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه. ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.[۶۰][۲۳]

به نظر ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود نواب اربعه در آثار محدثان و علمای شیعه چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.[۲۳] حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده‌است، به بحرانی در میان شیعیان اشاره می‌کند. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند که با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود ندارد. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دهه بعد از این زمان به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.[۲۳]

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم می‌خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌است. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نموده‌است[۶۱][۲۳] و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشته اتان کولبرگ عمده این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد ابن علی ابن عباس ابن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامه اسلام اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.[۶۱]

به نوشتهٔ ساچادینا شبکه وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس بود و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهده وکلا بود. در شرایط غیبت امام وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند.[۶۲] به نوشتهٔ ساچادینا در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق) به وکلا به طور عمومی اشاره شده‌است و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند. ساچادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.[۶۳]

به نوشتهٔ ساچادینا در شرایطی جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه‌است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکه وکلای او در سراسر سرزمین‌های مسلمان و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطه نزدیک و دوستانه ابوسهل با خاندان شیعه بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.[۶۴]

نواب اربعه

... تو از اکنون تا شش روز دیگر خواهی مرد، پس امر حساب و کتاب خود را جمع‌وجور کن، و دربارهٔ نیابت و وکالت به هیچ‌کس وصیت مکن تا به جای تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده‌است، دیگر تا آن روزی که خدای تبارک و تعالی بخواهد، ظهوری نخواهد بود و آن پس از مدت درازی خواهد بود که دل‌ها را سختی و قساوت فراگیرد و زمین از ستم و بیداد پر گردد. به‌زودی از شیعیان من ادعای مشاهده خواهند کرد، بدان هر کس که پیش از خروج سفیانی و برآمدن صیحه و بانگی از آسمان، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو و تهمت‌زننده‌است. قدرت و توانایی از آن خداوند بلندپایه بزرگ است و بس.[۶۵]

بخشی از آخرین توقیع منسوب به حجت بن حسن در دورهٔ وکلا در منابع شیعه که بیانگر دیدگاه شیعه در موضوع غیبت است.

«
»

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به ما می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او وکیل حسن عسکری بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه٬ عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود٬ هر چند چنین پیداست که تعیین وی به طور رسمی نبوده‌است.[۲۳] او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.[۲۳] طبق دیدگاه کنونی شیعه، حسن عسکری پیش از مرگ، فرزندش مهدی را به چهل نفر از شیعیان مورد اعتماد معرفی کرده و به آنان دستور می‌دهد در صورت غیبت مهدی از عثمان به عنوان نماینده مهدی اطاعت کنند. عثمان به شیوه دوران امامت حسن عسکری نامه‌ها و اموالی را که شیعیان برای حسن عسکری ارسال می‌داشتند، دریافت می‌نمود. تاریخ دقیق درگذشت او مشخص نیست، اما طبق قرائن پیش از سال ۲۶۷ هجری بوده‌است.[۶۷]

۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید (م. ۳۰۴ یا ۳۰۵ ه.)

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه محمد چهل سال وکالت را عهده دار بود و طی این مدت وجوهات شیعه را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.[۶۷]

۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (و. ۳۲۶ ه. / ۹۳۷ یا ۹۳۸ م.)

به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ هجری/ ۹۱۷ میلادی بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.[۲۳] حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.[۲۳] حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.[۲۳] سرانجام وی پس از ۲۱ سال عهده داری سفارت و نیابت مهدی در سال ۳۲۶ هجری درگذشت.[۶۷]

در دوران حسین ابن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمقانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق اوست و البته او بعداً بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بودند که به مخالفت با نیابت حسین ابن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.[۶۸]

۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعه‌ها نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران غیبت کبری شروع شد.[۲۳]

از دیدگاه شیعه نیابت او از تاریخ هجدهم شعبان ۳۲۶ هجری تا پانزدهم شعبان سال ۳۲۹ هجری- و یا به روایتی دیگر تا پانزدهم شعبان سال ۳۲۸ هجری قمری بود. علی بن محمد سمری شوهر خواهر وزیر عباسیان جعفر بن محمد بود و سمت مهمی در دستگاه عباسیان داشت. از دیدگاه کنونی شیعه پذیرش او در میان شیعیان با مشکلی روبه‌رو نشد. محمد سمری وجوهات شرعی را دریافت می‌کرد و آن را به «ناحیه مقدسه» می‌رساند. ابوالحسن علی بن محمد سمری فرصت چندانی برای فعالیت‌های نیابت نداشت و حداقل آن فعالیت‌ها در منابع نقل نشده‌است.[۶۷]

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، گسترش ایده نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان را از دیدگاه تاریخی مشکوک می‌داند. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ کلم ورنا، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.[۲۳]

غیبت کبری

مرقد علی بن بابویه پدر شیخ صدوق٬ شیخ صدوق از معماران و تبیین کنندگان اصلی نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور امام غائب است[۱۱]
نوشتار اصلی: غیبت کبری

بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت کبری از مرگ چهارمین نایب خاص مهدی در سال ۳۲۹ (قمری) آغاز شده و تا ظهور او ادامه خواهد داشت.[۶۹] به اعتقاد شیعه در این دوران ولایت مهدی همچنان ادامه دارد و متوقف یا منقطع نشده اما به شکل پیچیده‌ای به حالت تعلیق درآمده‌است. این تعلیق با توجه به جایگاه بسیار رفیعی که شیعه برای امامان قائل است، جامعه شیعه را با پیامدهای تازه و پیچیده‌ای روبه‌رو می‌کند. از نظر شیعیان حجت بن حسن زنده، حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار آن‌هاست و شاید به طور ناشناس با او ملاقات کرده باشند. وی وجود حاضری است که حضور او قابل درک نیست. جامعهٔ شیعه در تاریخ غیبت مجموعهٔ بزرگی از اشعار، مراثی و مدایح، خواب‌ها و رؤیاها و الهام‌های شخصی و ارتباط‌های مرموز و مشکوک اشخاص پرهیزگار با او را گردآوری کرده که این امر حضور وی در صحنه و فعالیتش را برای جامعهٔ شیعیان همچنان ملموس نگاه داشته‌است.[۷۰] در روایات شیعه نقش امام در زمان غیبت گاه به خورشید پشت ابر تشبیه شده‌است.[۷۱]

برخی اسلام پژوهان امروزی عدم پذیرش عمومی آخرین نائب در میان جامعه شیعه را بمنزله شکست نهاد نیابت و سفارت به عنوان مرجع سلسله مراتبی مرکزی در میان جامعه شیعه تلقی کرده‌اند.[۲۳] موژان مومن و اتان کولبرگ[۷۲] می‌نویسند که شبکه وکلا توانست به اندازه طول عمر طبیعی یک انسان (هفتاد سال)انجام وظیفه نماید. اما بعد از آن حیرت و شک شیعیان در مورد غیبت مجدداَ شروع شد. عالمان اوایل دوران آل بویه تلاش زیادی کردند تا در کتاب‌های خود غیبت امام دوازدهم را اثبات کنند.[۷۳] برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وچود او بصورتی روحانی باقی مانده‌است. به نوشتهٔ امیر معزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.[۱۱]

هانری کربن در خصوص باور عرفانی شیعی نسبت به دوران غیبت کبری چنین می‌گوید که با آغاز این دوره امام دوازدهم در قلمرو تاریخیت مادی قرار ندارد. بدین ترتیب امام غائب تا زمان ظهور، تنها در رؤیا یا شهود قابل رؤیت می‌باشد. او در این شرایط ورای محیط طبیعت است.[۷۴]

ظهور، قیام و تشکیل حکومت جهانی

نوشتارهای اصلی: مهدی، ظهور، و نشانه‌های ظهور قائم‏
برطبق روایاتی در شیعه مهدی در مسجد و الحرام و در بین رکن‌(شماره ۸ یا ۱۱ در تصویر) و مقام ابراهیم (که در تصویر با شماره ۷ مشخص است) ظهور می‌کند.[۷۵]

در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد، کشته‌شدن نفس زکیه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهور قائم، فرورفتن سرزمین بیداء (فرو رفتن ارتش سفیانی در زمین در هنگام رژه در مکه). هر چند طوسی، نعمانی و صدوق در ترتیب اتفاق افتادن این نشانه‌ها با هم یک نظر نیستند. هر سه ذکر می‌کنند که این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد.[۷۶] در این روایات مهدی در بین رکن‌ها و مقام ابراهیم، در کعبه ظهور می‌کند.[۷۷]

در روایات شیعه، شیعیان از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند.[۷۸] در میان روایات شیعه، اجماعی در مورد مدت زمان حکمرانی مهدی پس از ظهورش نیست. برای مثال حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعه نقل شده‌است که مدت زمان حکومت مهدی را پس از ظهور ۳۰۹ سال ذکر کرده‌است. حدیثی دیگر به نقل از صادق نقل شده‌است که این مدت را هفت سال ذکر کرده‌است اما به گفتهٔ جعفر صادق، امام ششم شیعیان امامی، هر سال این حکومت به اندازه هفتاد سال عادی خواهد بود. در حدیثی دیگر که ابن بابویه از صادق نقل کرده‌است او از وجود دوازده مهدی پس از قائم(و نه دوازده امام) خبر داده‌است. این مهدی‌ها از میان شیعیان امام زمان خواهند بود.[۷۹]

طبق نظر علی کورانی در کتاب عصر ظهور بر اساس جمع بندی روایات شیعه و سنی در خصوص ظهور و قیام مهدی موعود، ظهور مهدی از ابتدا تا تشکیل حکومت چهارده ماه طول می‌کشد. ظهور از ماه رجب و با خروج سفیانی آغاز می‌شود. در شش ماه نخست، ظهور مهدی غیرعلنی است و او در اضطراب و نگرانی است و امور را به طور مخفیانه توسط یارانش رهبری می‌کند. سپس در ماه محرم قیام قائم از مکه آغاز می‌شود و وی از آنجا رهسپار مدینه، سپس عراق و نهایتاً شام می‌شود. او طی هشت ماه دشمنانش را شکست می‌دهد و جهان اسلام را یکپارچه تحت فرمان حکومت خود در می‌آورد. سرانجام وارد قدس می‌شود. آنگاه با رومیان (که به نظر کورانی مقصود غربیان هستند) پیمان آتش‌بس می‌بندد.[۸۰] در این اثنا طبق روایات مسلمانان عیسی از ملکوت فرود می‌آید، تا حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام شود. ترتیب حوادث فرود مسیح و آتش بس میان مسلمانان و رومیان (غربیان) در روایات دقیقاً مشخص نیست. به هر حال مسیح به مهدی می‌پیوندد و پشت سر مهدی نماز می‌خواند. سپس رومیان پیمان آتش بس را نقض می‌کنند و جنگ بسیار بزرگی در ساحل شرقی مدیترانه رخ می‌دهد و مهدی پیروز می‌شود.[۸۱]

تولد و زندگی مهدی

سامرا محل تولد مهدی بر طبق روایت‌های شیعه

توصیفات دقیقی در مورد مهدی از نیمه اول قرن دهم میلادی و قرن یازدهم میلادی (قرن چهارم و پنجم هجری) به بعد در کتاب‌های افرادی مانند شیخ طوسی، ابن بابویه و نعمانی وجود دارد.[۱۱] در روایات نقل شده از این کتاب‌ها نام‌های متعددی برای مادر مهدی نقل شده‌است؛ مانند نرجس، ریحان، سوسن، مریم[۱۱] برطبق همین روایات مادر مهدی کنیزی سیاه از نوبیه بوده‌است. سه نام اول که معمولاً از نام‌هایی بوده‌است که در آن زمان بر کنیزان نهاده می‌شده‌است گواهی بر این دسته از روایات هستند. در روایتی دیگر (که بنوشته امیر معزی در دانشنامه ایرانیکا از دیدگاه تاریخی صحت ندارد و بدون شک جنبه‌ای افسانه‌ای و تذکره‌ای دارد) مادر مهدی دختر سزار روم شرقی بوده‌است که به اسارت مسلمانان در می‌آید و به صورت برده در بغداد به یکی از یاران هادی فروخته می‌شود. هادی نیز این کنیز را به عقد فرزندش درمی آورد. بر طبق بیشتر منابع، تولد مهدی در نیمه شعبان سال ۲۵۶ قمری یا ۸۷۰ میلادی می‌باشد.[۱۱] اما منابع شیعه مانند شیخ مفید و کلینی سال تولد مهدی را ۲۵۵ هجری قمری ثبت نموده‌اند.[۸۲]

در روایات شیعه تولد امام شیعه، حالتی معجزه گونه دارد. در هنگام تولد او حکیمه عمه امام یازدهم شیعه حضور دارد. هرچند در ابتدا حضورش در خانه حسن عسکری اثری از علایم بارداری در نرجس نمی‌بیند. در روایات شیعه به تواتر نقل شده‌است که مهدی در هنگام تولد سخن گفته‌است.[۸۳]

به اعتقاد شیعه حجت بن حسن که نزد شیعیان به نام‌های امام زمان و صاحب الزمان نیز شناخته می‌شود تا زمان مرگ پدر در سال ۲۶۰ هجری (۸۷۲ میلادی) تحت تکفل پدرش بود و تنها معدودی از خواص و یاران نزدیک حسن عسکری موفق به دیدار او شده بودند.[۸۴] من‌جمله چهل نفر که طبق گزارش ابن بابویه و شیخ طوسی به همراه محمد بن عثمان عمری چند روز قبل از وفات عسگری او را دیدند و حسن عسگری در خصوص او به آنها وصیت نمود.[۸۵]

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی٬ پس از مرگ حسن عسکری جعفر بن علی، برادر حسن بن علی عسکری، اعلام کرد که امام شیعیان فرزندی نداشته‌است و وی جانشین برادر است؛ ولی به هنگام نماز گزاردن بر بدن حسن عسکری، حجت بن الحسن عمویش را کناری زد و بر او نماز گزارد. جعفر به «جعفر کذاب» در بین شیعیان شهرت دارد و به اعتقاد شیعه او به مانند کنعان فرزند نوح و قابیل فرزند آدم، فرزند ناخلف امام دهم شیعه بوده‌است.[۸۶] طبق روایت دیگر شیعه، کفن و دفن امام عسکری توسط سرپرست وکلای وی، عثمان بن سعید، انجام شد. عثمان بعداً به عنوان سرپرست وکلا در دوره غیبت نیز به فعالیت خود ادامه داد.[۶۷][۸۷]

در روایات شیعه صاحب الزمان هر ساله در حج شرکت می‌کند. در طول تاریخ شیعه افراد زیادی ادعا نموده‌اند که مهدی را در هنگام حج ملاقات کرده‌اند. معدودی از روایات شیعه، محل زندگی مهدی را مکه ذکر کرده‌اند. این روایات چنین نقل می‌کنند که امام شیعیان در خانه‌ای بنام بیت الحمد زندگی می‌کند. در این خانه چراغی می‌باشد که از زمان تولد تا قیام صاحب الزمان روشن می‌باشد. روایتی دیگر محل زندگی مهدی را در کوه‌های بین مکه و طائف ذکر کرده‌است. همچنین روایاتی دیگر از حضور مهدی در روز عاشورا حکایت می‌کنند. این روایات محل زندگی امام شیعه را کربلا یا کوفه می‌دانند.[۸۸] در باورهای عامیانه چنین گفته می‌شد که مهدی در شهرهای بنام جابلقا و جابلسا زندگی می‌کند. در قرن‌های گذشته سفرنامه‌های متعددی از شیعیانی موجود است که مدعی بوده‌اند که به این شهرها سفر کرده‌اند و به دیدن امام خود نائل شده‌اند. تنها دانش جغرافی مدرن بود که وجود نداشتن چنین شهرهایی را به مردم نشان داد.[۸۹]

نام، القاب و کنیه

نام مهدی در مسجد النبی.
نوشتار اصلی: مهدی

به گفتهٔ اتان کولبرگ قدیمترین سند اعتقادی شیعه که به امام دوازدهم شیعه اشاره دارد دو کتاب تذکره‌ای دینی فرق‏الشیعة حسن ا‏بن ‏موسی نوبختی و کتاب المقالات والفرق سعدابن عبدالله قمی می‌باشند. در این دو کتاب که در حدود سال نهصد میلادی تألیف شده‌اند، به هیچ وجه دلالت ندارد که نام امام دوازدهم در آن زمان مورد اتفاق امامیه بوده‌است، در این دو منبع به روشنی بیان شده‌است که این نام رازی است که نباید فاش گردد. تنها اعضای فرقه‌ای دیگر او را «محمد» می‌خواندند. در هر صورت این نام توسط امامیه باید خیلی زود پذیرفته شده باشد، زیرا متکلم اهل سنت، اشعری (۳۲۴ ه. /۹۳۶ م.)، در مقالات الاسلامیین امامیه را کسانی معرفی می‏کند که اعتقاد دارند محمد ابن حسن امام همان امام غائب می‌باشد.[۹۰] ساچادینا به روایاتی در شیعه اشاره می‌کند که اعلان نام امام دوازدهم را منسوب به زمان نایب دوم ابوجعفر می‌داند.[۹۱] بنا بر روایات شیعه حجت بن الحسن هم نام و هم کنیه با محمد پیامبر اسلام است. از محمد پیامبر اسلام، حدیثی با این مضمون نقل شده‌است: «مهدی از نسل من است. نام او نام من و کنیه‌اش، کنیهٔ من است.» به گفتهٔ مادلونگ، این حدیث توسط طرفداران مختار ثقفی و شیعیان کیسانیه برای محمد حنفیه، فرزند علی ابن ابی طالب و امام شیعیان کیسانیه جعل شده بود.[۳۲]

شیعیان از بردن نام اصلی او نهی شده‌اند. هدف این کار در منابع شیعه مانند کلینی، نعمانی و ابن بابویه(شیخ صدوق) حفاظت از منجی از خطری که متوجه او از جانب عباسیان است، ذکر شده‌است. نام‌هایی مانند مهدی (هدایت‌شده)، منتظر (کسی است که انتظارش را می‌کشند)، صاحب الزمان، بقیه الله، و از همه بیشتر قائم به معنی قیام کننده‌است.[۱۱] از دیگر نام‌های او حجت است. این نام به معنی اثبات وجود خدا در میان زمینیان است (یا کسی که به واسطهٔ او خدای غیر قابل دسترس در دسترس قرار می‌گیرد).[۹۲]

پس‌آیند اعتقاد به امام دوازدهم در طول تاریخ و مسائل امروزی

مسجد جمکران محلی که بسیاری از شیعیان معتقدند به خواست حجه ابن الحسن بنا شده‌است و مورد توجه وی می‌باشد.[۹۳]

علامه طباطبایی در خصوص آثار باور به امام غائب از نظر شیعه می‌نویسد: تصور ظهور مهدی در ردیف تصور قیامت می‌باشد که مشابه اعتقاد به پاداش و جزای اعمال موجب حفاظت حیات معنوی مسمانان می‌شود. این باور مربوط به دو قرن و نیم پس از ظهور اسلام نیست بلکه پیامبر پیش از ولادتش بشارت داده که برای شیعیان معتقد از آغاز نقطه امید بوده‌است. باور به ظهور مهدی به انسان نوید می‌دهد که جهان بشری سرانجام به روزی به کمال مطلوب که حیات سراسر سعادت و خوشبختی و کامیابی است دست خواهد یافت. با وجود ایمان به چنین حقیقتی تصور شکست خوردن و بی فایده بودن تلاش برای انسان مسلمان محال است. با چنین ایمان مسلمان پیوسته خود را کامیاب می‌یابد و هرگز در اثر انباشت مشکلات و گرفتاری‌ها امید نجات و رستگاری را از دست نخواهد داد.[۴۵]

در قرن چهارم هجری و هنگامی که آل بویه بر عراق و ایران مسلط شدند. با اینکه در اصل پیرو شیعه زیدی بودند، مذهب شیعه دوازده امامی را برگزیدند. بگفته موژان مومن، با توجه به اینکه آل بویه از خاندان پیامبر نبودند و با توجه به اعتقادات زیدیه در مورد شرایط امامت، ایده یک امام غائب برای حکمرانان آل بویه از نظر سیاسی مطلوب تر بود.[۹۴]

هنگاهی که ترکان سلجوقی از شمال شرق ایران به پیش آمدند و سرزمین‌های اسلامی مسخر کردند. براساس شعرهای منسوب به زمان جعفر صادق، نویسندگان اسلامی ترکان را زمینه ساز ظهور مهدی می‌دانستند. [۹۵] هنگامی که مغولان به ایران حمله نمودند دوباره چنین اعتقاداتی در مورد مغولان در بین شیعیان که در آن زمان در ایران کماکان در اقلیت بودند، جاری شد. شیعیان پرنفوذی مانند خواجه نصیر توسی نیز با مغولان همکاری نمودند.[۹۶]

در طول تاریخ شیعه افراد متعددی بوده‌اند که با نام مهدی قیام کرده‌اند و در مواردی خود توانسته‌اند نظامی نو به وجود آورند. بنابر گفته ژان پیر فیلیو از زمان تبیین دکترین غیبت توسط روحانیت شیعه، با هدف محدود کردن جنبش‌ها و قیام‌های سیاسی تحت نام مهدی، روحانیت شیعه کوشش کرد که خود تنها نهادی باشد که وظیفه تفسیر نشانه‌ها و زمان ظهور را به عهده داشته باشد. اما این تلاش روحانیت شیعه برای کنترل جنبش‌های سیاسی تحت نام مهدی همیشه موفقیت آمیز نبوده‌است. برای مثال زمانی که شاه اسماعیل صفوی ایران را تسخیر نمود. بسیاری از هواداران شاه اسماعیل، او را همان مهدی موعود دانستند. هرچند بعد از شکست شاه صفوی از ترکان عثمانی او مجبور شد از جاه‌طلبی‌های خود عدول کند. از آن پس شاه اسماعیل در نزد طرفدارانش به عنوان نماینده امام زمان شناخته می‌شد.[۹۷] جنبش بابی بدون شک شاخص‌ترین جنبش‌های موعودگرایی شیعه پس از ظهور صفویان بود. این جنبش نتیجه حدود نیم قرن انتظار برای ظهور امام زمان بدنبال فرا رسیدن هزاره مهدی و تعالیم و آموزه‌های درون و برون جنبش شیخیه بود. علی محمد باب ابتدا ادعا نمود که بابِ امام زمان است و سپس در سال ۱۲۶۴ ه.ق./۱۸۴۸ م. آشکارا ادعا نمود که مهدی موعود است. این جنبش در نهایت به گسست آیینی جدید از شیعه منجر شد.[۹۸]

در دوران معاصر جنبش‌های متعددی در بین شیعیان لبنان، عراق و ایران شکل گرفته‌است که یا خود را نماینده امام زمان یا هموارکننده زمینه‌های ظهور امام زمان دانسته‌اند یا مدعی هدایت و تأثیرگیری جنبش توسط امام زمان بودند. چنین رویکردی را در دوران معاصر در جنبش‌ها و نظام‌هایی مانند نظام جمهوری اسلامی ایران، جیش المهدی به رهبری مقتدی صدر و حزب‌الله لبنان می‌توان دید.[۹۷]

هر سال ده‌ها هزار نفر از شیعیان به مسجد جمکران در حوالی قم و در ۱۲۰ کیلومتری تهران می‌روند. در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، او عنوان می‌کرد که امام مهدی فعالیت‌های روزانه دولت او را حمایت می‌کند و به او در مواجهه با فشارهای بین‌المللی کمک می‌نماید. یا در سخنرانی دیگری عنوان نمود که دلیل حمله آمریکا به عراق این بوده‌است که آنها دریافته بودند که امام زمان قرار است که در عراق ظهور کند. این اظهار نظرهای احمدی نژاد با انتقادهای زیادی از جانب منتقدین وی و روحانیان شیعه مواجه شده‌است.[۹۹] در سال ۲۰۱۱ میلادی مستند جنجالی ظهور بسیار نزدیک است باعث جنجال‌های بسیار شد. تا آنجا که منابع دولتی در ایران از ممنوعیت انتشار و توزیع این مستند خبر دادند.[۹۳]

در کنار جمکران مکان‌های دیگری به‌خاطر ارتباطش با امام دوازدهم شیعیان مورد توجه قرار گرفته‌است و قداست یافته‌است. مانند کوه سفید جنب مسجد جمکران که در بین باورمندان به محل پادگان سپاه مهدی در هنگام ظهور شهرت یافته‌است یا مسجد محدثین در شمال ایران و در شهر بابل که مشهور است که به دستور امام زمان ساخته شده‌است.[۹۳]

پانویس

  1. پایگاه حوزه آبان ۱۳۸۰، صص ۱
  2. Tabatabaee 1979, p. 210
  3. Sachedina 1981, p. 24
  4. Tabatabaee 1979, p. 210
  5. پایگاه حوزه مهر ۱۳۸۰، صص ۱
  6. Tabatabaee 1979, p. 209
  7. Tabatabaee 1979, p. 210-11
  8. Tabatabaee 1979, p. 210-11
  9. Tabatabaee 1979, p. 210
  10. Sachedina 1981, p. 24
  11. ۱۱٫۰۰ ۱۱٫۰۱ ۱۱٫۰۲ ۱۱٫۰۳ ۱۱٫۰۴ ۱۱٫۰۵ ۱۱٫۰۶ ۱۱٫۰۷ ۱۱٫۰۸ ۱۱٫۰۹ ۱۱٫۱۰ ۱۱٫۱۱ ۱۱٫۱۲ ۱۱٫۱۳ ۱۱٫۱۴ ۱۱٫۱۵ ۱۱٫۱۶ ۱۱٫۱۷ ۱۱٫۱۸ ۱۱٫۱۹ Amir-Moezzi 2007
  12. Silverstein 2010, p. 25
  13. Sachedina 1981, p. 41
  14. Tabatabaee 1979, p. 209
  15. Silverstein 2010, p. 25
  16. Sachedina 1981, p. 79
  17. Sachedina 1981, pp. 83–5
  18. Sachedina 1981, p. 83
  19. Sachedina 1981, p. 79
  20. Sachedina 1981, pp. 79–80
  21. Sachedina 1981, pp. 86–7
  22. Tabatabi 1989, pp. 8–9
  23. ۲۳٫۰۰ ۲۳٫۰۱ ۲۳٫۰۲ ۲۳٫۰۳ ۲۳٫۰۴ ۲۳٫۰۵ ۲۳٫۰۶ ۲۳٫۰۷ ۲۳٫۰۸ ۲۳٫۰۹ ۲۳٫۱۰ ۲۳٫۱۱ ۲۳٫۱۲ ۲۳٫۱۳ ۲۳٫۱۴ Klemm 2007
  24. Tabatabaee 1979, p. 211
  25. Sachedina 1981, pp. 50-60
  26. امینی ۱۴ آوریل، ۲۰۱۱
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ حسینی ۲۰۱۱
  28. Sachedina 1981, p. 83
  29. Sachedina 1981, p. 79
  30. امینی (۲) ۱۴ آوریل ۲۰۱۴
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ Arjomand 2000
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ ۳۲٫۳ Madelung 1986, "al-Mahdī"
  33. Furnish 200?, p. 8-11
  34. Moojan 1985, p. 74-5
  35. Sachedina 1981, p. 29
  36. Tabatabaee 1979, p. 209
  37. Moojan 1985, p. 75-76
  38. Sachedina 1981, p. 40-41
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ Eliash 1986, "Hasan al-Askarī"
  40. Sachedina 1981, pp. 42
  41. Halm 1987, p. 34
  42. جعفریان ۱۳۸۷، صص ۵۷۲–۳
  43. Sachedina 1981, p. 40-41
  44. Momen 1985, pp. 164
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ طباطبایی ۲۰۱۱، صص ۶۱-۶۶
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ الویری
  47. Sachedina 1981, p. 109
  48. Kohlberg 1976, p. 523
  49. Sachedina 1981, p. 79
  50. Sachedina 1981, pp. 83–5
  51. Sachedina 1981, p. 83
  52. Sachedina 1981, p. 79
  53. Sachedina 1981, pp. 79–80
  54. تبیان مرداد ۱۳۹۰، صص ۱
  55. Tabatabi 1989
  56. Arjomand 2000, pp. 8–9
  57. کربن ۱۳۷۳، صص ۱۰۳–۴
  58. Corbin 1993, p. 61
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Kohlberg 1976, pp. 521–2
  60. Tabatabi 1989, pp. 8–9
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ Kohlberg 1995, p. 811
  62. Sachedina 1981, p. 89
  63. Sachedina 1981, pp. 86–7
  64. Sachedina 1981, pp. 90 & 91
  65. بسم الله الرحمن الرحیم یا علی بن محمد السمری اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبةالتامة فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوةالقلوب و امتلاء الارض جوراً. و سیأتی الی شیعتی من یدعی المشاهدة، الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذاب مفتر، ولاحول و لاقول الا بالله العلی العلی العظیم. بنگرید: الاحتجاج، ج ۲، ص.۴۷۸ کمال الدین، ح ۲، ص ۵۱۶، حدیث.۴۴ الغیبة، ص 395
  66. Sachedina 1981, p. 96
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ ۶۷٫۳ ۶۷٫۴ صالح‌نیا ۱۳۸۷
  68. Momen 1985, pp. 163
  69. Tabatabi 1989, pp. 8–9
  70. سینا ۱۳۷۰، صص ۳۳–۶۰
  71. Amir-Moezzi 1994, pp. 116
  72. Kohlberg 1976, pp. 524
  73. Momen 1985, pp. 164-5
  74. کربن ۱۳۷۳، صص ۱۰۴–۵
  75. Halm 1987, p. 38
  76. Jassim 1987, p. 20
  77. Halm 1987, p. 38
  78. Sachedina 1987, p. 29
  79. Sachedina 1987, pp. 41–2
  80. کورانی ۱۳۸۷، صص ۲۴۹و ۲۵۵
  81. کورانی ۱۳۸۷، صص ۳۲۳–۳۳
  82. جعفریان مهر ۱۳۸۷، صص ۵۵۵-۵۵۶
  83. Sachedina 1981, p. 70-74
  84. Tabatabi 1989
  85. جعفریان ۱۳۸۷، صص ۵۷۱
  86. مرکز جهانی اهل البیت. 
  87. Sachedina 1981, p. 89
  88. Sachedina 1981, p. 74-75
  89. Momen 1985, pp. ؟
  90. Kohlberg 1976, p. 522
  91. Sachedina 1981, p. 91
  92. Hodgson 1986, pp. 543
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ ۹۳٫۲ رهبر ۱۳۹۰
  94. Momen 1985, pp. 75-76
  95. Halm 1987, p. 59
  96. Halm 1987, p. 60
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ Filiu 2009, pp. 26–38
  98. Amanat 2007
  99. Fathi 2008

منابع

منابع لاتین

منابع فارسی و عربی

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پیشین:

حسن عسکری
امام دوازدهم شیعه دوازده امامی

۲۶۰ هجری قمری - تاکنون
پسین:



Sponsored Ad
بورسیه زبان انگلیسی‌ EHLS برای فارسی زبانان متقاضی ...
رویدادهای ایرانی سراسر جهان
یک زن انگلیسی‌ نمازگزاران عید فطر در نیوکاسل انگلیس را با خودرو زیر گرفت + فیلم
گریختن یک زن و شوهر ایرانی به همراه سه فرزند از دست آدم ربایان مسلح ترک و عرب در استانبول با ایجاد آتش سوزی!
سود وام پلاسکونشینان ۲ برابر شد/ بسیاری از کسبه عطای وام را به لقایش بخشیدند
ایوانکا ترامپ به دلیل تقلب و کپی برداری از مدل کفش مشهور ایتالیایی دادگاهی شد
سوالات امتحان نهایی ایران دقایقی قبل از امتحان لو رفت و در اینترنت منتشر شد!
اردوغان در مراسم نماز عید فطر از هوش رفت!
ترامپ در حال مصالحه در پرونده قضایی‌ مرموز و پیچیده ...
ملاقات رضا پهلوی با نماینده‌های مجلس آمریکا با هدف ...
ویدئو اعتقادات یک داعشی دستگیر شده: ایرانیان را ...
رستوران دار ایرانی آمریکایی در لس آنجلس به اتهام ...
سرانجام زنان در سریال ایرانی مو نشان دادند (ویدئو)
فیلم رادیو دریمز (رویای رادیویی) با هنرنمایی محسن ...