English
از ویکیپدیای فارسی، دانشنامه آزاد

محمد مصدق

محمد مصدّق
شناسنامه
نام کامل محمد مصدق
سرشناس به دکتر مصدق

مصدق‌السلطنه
زادروز ۲۹ اردیبهشت یا ۲۶ خرداد، ۱۲۶۱ / ۱۶ ژوئن، ۱۸۸۲
زادگاه سنگلج، تهران، ایران Flag of Iran
تاریخ مرگ ۱۴ اسفند، ۱۳۴۵ / ۵ مارس، ۱۹۶۷
جایگاه مرگ احمد آباد، ایران Flag of Iran
همسر ضیاءالسلطنه
فرزندان دو پسر و سه دختر
دانش‌آموخته فرانسه و دانشگاه نوشاتل سوئیس
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی جبهه ملی ایران
سمت نخست وزیر ایران
پست‌های پیشین نماینده مجلس شورای ملی

استانداری فارس

وزیر مالیه

وزیر خارجه

کارها ملی کردن صنعت نفت
پادشاه محمدرضا پهلوی
پس از حسین علا
پیش از فضل‌الله زاهدی
امضا
تاریخ نخست وزیری: ۲۸ آوریل ۱۹۵۱ – ۱۹ اوت ۱۹۵۳

محمد مصدق (۲۹ اردیبهشت یا ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵)[۱] سیاست‌مدار، دولت‌مرد، نمایندهٔ چند دوره مجلس شورای ملی، و نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.

وی به عنوان رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران شناخته می‌شود چرا که تا پیش از آن، نفت ایران زیر سلطهٔ دولت بریتانیا و به واسطهٔ «شرکت نفت ایران و انگلیس» (که بعدها به «بریتیش پترولیوم» یا به اختصار «Bp» تغییر نام داد) اداره می‌شد. مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیهٔ مستندی که از کارها و دیدگاه‌های خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل سه سال زندان، به دستور محمد رضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک پدری خود در احمد آباد تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت، در انزوا و تنهایی زندگی کرد؛ تا اینکه سرانجام در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.[۲]

محتویات

آغاز زندگی و جوانی

کودکی محمد مصدق

دکترمحمد مصدق در بهار سال ۱۲۶۱ شمسی در یک خانوادهٔ اشرافی و بانفوذ دیوانی در دورهٔ قاجاریه، در محلهٔ سنگلج در تهران به دنیا آمد.[۳][۴]. در مورد تاریخ دقیق زادروز وی، اختلاف نظر است و این مسأله‌ای است که از زمان حیات وی تا امروز وجود داشته؛ با این حال در بیشتر منابع، ۲۹ اردیبهشت، ۳۱ اردیبهشت و ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ ذکر شده‌ است.[۵] پدرش میرزا هدایت الله آشتیانی وزیر دفتر ناصرالدین شاه از خاندان مستوفیان آشتیانی (میرزا محسن آشتیانی جد اعلای خاندان آشتیانی و از ایل بختیاری) و مادرش شاهزاده نجم‏ السلطنه بنیانگذار بیمارستان نجمیه تهران[۶]) دختر عموی ناصرالدین شاه، دختر شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله بود.[۷]

۱۶ اسفند ۱۲۶۴ فیروز میرزا نصرت‌الدوله که پدر بزرگ مادری محمد مصدق بوده درمی‌گذرد. چنانچه در آن دوره مرسوم بوده هر گاه یکی از حقوق بگیران دولت در می‌گذشت دو سوم حقوق او به بازماندگان می‌رسید و به همین سبب حقوق ۱۲۰ تومانی وی، به محمد میرزا (مصدق) که از سوی مادر، نوه فیروز میرزا به حساب می‌آمد تعلق گرفت. خود مصدق می‌نویسد: «هیچ حقوقی یا اضافه حقوقی داده نمی‌شد مگر اینکه پیشتر محل آن تعیین شده باشد و محل حقوق جدید به این روش معمولاً یک سوم متوفیات بود. به این طریق که هر کسی از دنیا می‌رفت اگر وارثی داشت یک سوم از حقوق او و الا تمام آن در اختیار دولت قرار می‌گرفت که به هر کس می‌خواست می‌داد...»[۸]

در سال ۱۲۷۰ شمسی، پدر مصدق (میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر) از ناصرالدین شاه درخواست کرد که میرزا محمد (مصدق) ۹ ساله در ردیف مستوفیان زبردست قرار گیرد و در فهرست حقوق‌بگیران درآید و ناصرالدین شاه آن را پذیرفت.[۹]

در تاریخ ۱ شهریور ۱۲۷۱ خورشیدی پدر محمد میرزا درگذشت. پسر بزرگش میرزا حسین (از همسر دیگر نه از نجم السلطنه) که سالها به دلیل بیماری میرزا هدایت الله وظایف دفتر شاه را به عهده داشت، رسما به این سمت منصوب شد. میرزا علی و میرزا محمد، پسران دیگر میرزا هدایت الله به ترتیب «موثق السلطنه» و «مصدق السلطنه» لقب گرفتند. در همین زمان دو سوم حقوق دوران خدمت میرزا هدایت الله وزیر دفتر بین باز ماندگانش تقسیم شد و به مصدق رسید..."[۱۰]

از تاریخ ۱۶ دی ۱۲۷۳ تا ۸ اردیبهشت ۱۲۷۴، مظفرالدین میرزا ولیعهد که به رسم معمول دورهٔ قاجار، فرمانروای آذربایجان بود و در تبریز زندگی می‌کرد به همراه منشی خود میرزا فضل‌الله وکیل‌الملک، به تهران سفر کرد و این ۱۱۲ روز را در منزل داماد خودعبدالحسین میرزا فرمانفرما ( دایی مصدق ) به سر برد . نجم السلطنه با میرزا فضل‌الله خان وکیل الملک ازدواج می‌کند و در بهار ۱۲۷۴ خورشیدی به همراه شوهر خود و مصدق و باهمراهی مظفرالدین میرزا از تهران به تبریز جا به جا می‌شود. مصدق بیش از یکسال در تبریز زندگی کرد و آشنایی او به زبان ترکی در این دوران بود.

در سال ۱۲۷۵ مظفرالدین شاه پس از قتل پدرش ناصرالدین شاه تاجگذاری می‌کند. پس از این ماجرا تمامی افرادی که در دربار ولیعهد در تبریز بودند به تهران نقل مکان می‌کنند. در همان سال ۱۲۷۵ عبدالحسین میرزا فرمانفرما علیه علی‌اصغرخان اتابک معروف به امین‌السلطان، اتابک اعظم نخست وزیر، توطئه کرد و چهار ماه پس از به تخت نشستن مظفرالدین شاه با دسیسه اتابک را کنار زدند و پس از آن، کشور بدون صدر اعظم و با زعامت چهار وزیر به شمول وزیر داخله مخبرالدوله؛ وزیر جنگ فرمانفرما؛ وزیر خارجه مشیرالدوله؛ و وزیر مالیه نظام‌الملک اداره گردید و میرزا فضل الله خان وکیل‌الملک، منشی مخصوص شاه، فرمان استیفای خراسان را به نام میرزا محمد مصدق‌السلطنه صادر می‌کند.[۱۱] [۱۲]

انقلاب مشروطه

دکتر مصدق در کنار غلامحسین صدیقی

در بهمن ماه ۱۲۸۲ خورشیدی پیمان جدیدی بین ایران و روس بسته شد که بسیار به زیان بازرگانان و بازاریان بود. در ۵ اردیبهشت ۱۲۸۴ بازاریان تهران بازار را بستند و به شاه عبدالعظیم رفتند و بست نشستند و در خواست بنیاد کردن عدالت خانه در سراسر ایران را کردند.[۱۳] این بست نشتن در شاه عبد العظیم و ادامه فشارها و اعتراض ها به انقلاب مشروطه منتهی شد تا این که مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را در ۱۳ امرداد ۱۲۸۵ صادر کرد تا همه پرسی تشکیل مجلس شورای ملی و نوشتن قانون اساسی بر اساس خواست ملت ایران انجام بیابد.[۱۴]

به گفته دکتر مصدق در دوره مشروطه «کلمه مستوفی و دزد مترادف شده بود».[۱۵] مصدق السلطنه نیز زیر فشار و انتقاد قرار گرفت.[۱۶]

محمد علی شاه در تارخ ۲۹ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری کرد. در تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۹۰۷ بین محمد علی شاه و مجلس شورای ملی جدال شد زیرا مجلس حقوق وی را کم کرد و دیگر تصویب نکرد که وی برای هزینه‌های شخصی از دولت روسیه وام بگیرد. در عوض روسیه برای براندازی مشروطه محرمانه به او وام داد و محمد علی شاه جواهرات و مروارید ثروت ایران را گرو گذاشت.[۱۷]

رها کردن شغل مستوفی

در این باره مصدق به دو علت اشاره کرده است، او علی رغم احساس رضایت در سال‌های نخستین این مسؤولیت، به کسب دانسته‌ها بیش از آنچه در مکتب‌خانه‌های فراگیر درس داده می‌شد، گرایش داشت و در این میان ماجرای گله مندی یک ارباب رجوع که به گفته مصدق “حقوقی در حقش برقرار شده و از تأدیهٔ رسوم معمول خودداری می‌کرد...” بهانه‌ای به دست امین‌السلطان اتابک اعظم صدراعظم دوران ناصری و مظفری داد تا ناراحتی درونی خود را نسبت به مصدق که می‌اندیشید با مخالفان صدراعظم ارتباط دارد، اشکار ساخته و تصمیم به برکناری او بگیرد، کاری که در عمل رخ نداد. این جریان منجر به این شد که مصدق در خانه گوشه نشینی کند و روانهٔ مدرسهٔ تازه‌ تأسیس شدهٔ علوم سیاسی آن دوره گردید. ولی به علت ممنوعیت‌ تحصیل مستخدمین دولت، در خانه به مطالعهٔ خصوصی پرداخت و از اساتیدی مانند شادروان شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان یغابری، میرزاغلامحسین‌خان رهنما و میرزا جوادخان قریب (دیپلم مدرسهٔ سیاسی و ناظم مدرسهٔ آلمانی‌) بهره برد.

مصدق برای رها کردن کارش دو دلیل بر می شمرد:

« یکی این بودکه از مسؤولیت کاری که داشتم خود را رها کنم تا بهتر بتوانم تحصیل کنم و دیگر اینکه چون تبلیغات بر علیه مستوفیان روز به روز بیشتر می شد. من خود را از جرگهٔ آنان خارج‌ نمایم و علت فراوانی تبلیغات این بود که بعد از مشروطه این اندیشه در جامعه قوت گرفت که تجدید رژیم مستلزم تشکیلات نو است‌؛ کارمندان پیشین باید از کار خارج شوند و جای خود را به‌ چهره‌های جدید بسپارند[۱۸]  »

برای شغل مستوفی شرایط مساعد نبود و دیگر اعتبار خود را از دست می داد. مصدق بر آن شد که در راه سیاست قدم بگذارد. مصدق شغل مستوفی خراسان را نزد آقا میرزا رضا گرکانی به امانت گذاشت. آقا میرزا مستوفی کردستان و ساوه بود.عبدالله مستوفی می نویسد « مصدق به مناسبت خصوصیتی که با برادرم آقا میرزا داشت به تقاضای خود مصدق، کار خراسان را هم ضمیمه سایر کارهای آقا میرزا گشت و فرمان و احکام آن صادر گردید».[۱۹]

تلاش برای نمایندگی در مجلس دوره اول

محمد مصدق در بارهٔ انتخاب خود به نمایندگی اصفهان در مجلس دورهٔ اول چنین می‌نویسد:[۲۰]

«روزهای اول مشروطه که هنوز مشروطیت ایران نضج نگرفته بود و مقام نمایندگی حقوق نداشت و کمتر کسی داوطلب وکالت بود، برای من نیز سهل بود که مثل بعضی از همقطارانم به نمایندگی یکی از طبقات وارد مجلس بشوم و آن چیز که مانع از هر اقدام گردید نداشتن سن سی سال بود. ولی بعد که اعتبارنامه بعضی از نمایندگان کمتر از سی سال به تصویب رسید من نیز به فکر وکالت افتادم و چون در طهران محلی برای انتخابم نبود به جهات زیر داوطلب نمایندگی از شهر اصفهان شدم:

  1. از طبقه اعیان و اشراف در آن شهر کسی انتخاب نشده و محل آن خالی بود.[۲۱]
  2. همسرم در اصفهان دو ملک موروثی داشت موسوم به کاج و خواتون‌آباد که این علاقه سبب شده بود با بعضی از رجال و اعیان آن شهر آشنا بشوم.
  3. شاهزاده سلطان حسین میرزا نیرالدوله حاکم اصفهان و یکی از ملاکین مهم نیشابور سالها در نیشابور حکومت می‌کردو با من که مستوفی خراسان بودم ارتباط داشت.
  4. دوستان دیگری هم در تهران داشتم که می‌توانستند به من کمک بسیار بکنند، ولی غافل از آنکه در آن دوره نیز مثل ادوار بعد اعتبارنامه‌هایی که قبل از رسمی شدن مجلس مطرح شد بدون اعتراض گذشت و اعتبارنامه من که بعد می‌خواست مطرح شود در شعبهٔ مأمور به رسیدگی مورد اعتراض قرار گرفت و میرزا جواد خان مؤتمن‌الممالک نماینده کرمان و عضو شعبه که تاریخ وفات مرحوم مرتضی‌قلی خان وکیل‌الملک والی کرمان و شوهر اول مادرم را می‌دانست چنین استدلال نمود که اگر مادرم بلافاصله پس از ۴ ماه و ۱۰ روز عدّهٔ قانونی با پدر ازدواج کرده بود و من هم نه ماه بعد از آن متولد شده بودم باز سی سال نداشتم. چون این حرف جواب نداشت صرف نظر کردم.

این اعتراض که در آن دوره بر ضرر من بود در دوره شانزدهم تقنینیه [سال ۱۳۲۸ شمسی] به سودم تمام شد و علت این بود که در کابینه وثوق‌الدوله که هنوز قرارداد ۱۹۱۹ میلادی تصویب نشده ولی رویه کار دولت معلوم بود و من می‌خواستم از ایران بروم و در یکی از ممالک اروپا اقامت کنم احتیاج به گذرنامه داشتم که طبق تصویب‌نامه هیئت وزیران به کسانی داده می‌شد که دارای سجل احوال (شناسنامه) باشند. نظر به اینکه سال ولادتم در پشت قرآنی نوشته شده بود که در دست نبود، آن را بدون تحقیق و تشخیص اختلاف سال قمری با شمسی در کلانتری ۳ شهر تهران نوشتم که شناسنامه صادر شد، و موقع انتخابات دوره ۱۶ تقنینیه طبق آن شناسنامه از هفتاد تجاوز می‌کرد. این بود که عکس سنگ قبر مرحوم وکیل‌الملک کرمانی را که تاریخ وفاتش با تمام حروف روی آن منقور است از نجف خواستم و آن را به وزارت کشور فرستادم و با همان دلیل که مؤتمن‌الممالک ثابت کرده بود که سی سال نداشتم، ثابت کردم که سالم از هفتاد کمتر است که مورد تصدیق انجمن مرکزی انتخابات قرار گرفت و اعتبارنامه‌ام را صادر کردند.» [۲۲]

ازدواج

سال ۱۲۸۰ خورشیدی، مصدق که در آن زمان ۲۲ سال داشت زهرا دختر میر سید زین العابدین ظهیرالاسلام سومین امام جمعه تهران را به همسری اختیار کرد. زهرا ملقب به شمس السلطنه بود. مادر زن مصدق دختر ناصرالدین شاه بود که لقب ضیاالسلطنه را داشت و پس از مرگ وی این لقب به دخترش زهرا که همسر مصدق بود داده شد. ازدواج این دو ۶۴ سال تا پایان زندگانی اشان ادامه یافت..[۲۳] این زوج دو پسر به نامهای احمد و غلام حسین و سه دختر به نامهای منصوره و ضیااشرف و خدیجه به دنیا آوردند.

ادامه تحصیلات و بازگشت به ایران

دوران دانشجویی دکتر مصدق در سوئیس

مصدق‌السلطنه در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از پایان یافتن تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به دریافت درجه دکتری در رشته حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد. موضوع پایان نامه دکترای وی ارث در احکام اسلامی بود.

مصدق در سال ۱۲۹۳خورشیدی به ایران بازگشت و به تدریس در مدرسهٔ علوم سیاسی تهران پرداخت. در همین زمان هم به تألیف و نشر آثاری همچون کاپیتولاسیون و ایران ، دستور در محاکم حقوقی‌ ، شرکت‌های سهامی در اروپا پرداخت‌.

یک سال بعد برای مدتی به عضویت حزب اعتدال و سپس حزب دموکرات درآمد. و در آبان ماه همین سال به عضویت کمیسیون تطبیق حوالجات (جانشین دیوان محاسبات) از طرف مجلس سوم به مدت ۲ سال‌انتخاب شد.[۲۴]

والی‌گری و وزارت

نقاشی آبرنگ دکتر مصدق

نهضت ملی‌شدن نفت

دربار

محمدرضاشاه پهلوی

ثریا اسفندیاری

اشرف پهلوی

تاج‌الملوک

نخست‌وزیران

محمدعلی فروغی

علی سهیلی

احمد قوام

محمد ساعد

مرتضی قلی بیات

ابراهیم حکیمی

صدرالاشراف

عبد الحسین هژیر

علی منصور

حاجیعلی رزم‌آرا

حسین علاء

احمد قوام

محمد مصدق

فضل‌الله زاهدی

حسین علا

منوچهر اقبال

علی امینی

چهره های مهم

محمد مصدق

آیت‌الله کاشانی

آیت‌الله بهبهانی

محسن پزشکپور

محمدرضا عاملی تهرانی

نواب صفوی

احمد کسروی

کریم سنجابی

علی شایگان

حسین مکی

عباس خلیلی

اللهیار صالح

داریوش فروهر

سرتیپ افشارطوس

حسین فاطمی

احمد زیرک‌زاده

کاترین لمبتون

تیمور بختیار

خلیل ملکی

مظفر بقائی

اسدالله رشیدیان

اسکندر آزموده

شعبان جعفری

نعمت‌الله نصیری

شاپور ریپورتر

کرمیت روزولت

نورمن شوارتسکف

سیدضیاءالدین طباطبائی

احزاب و گروهها

سیا

ام آی ۶

جبهه ملی ایران

حزب پان ایرانیست

حزب توده ایران

حزب ملت ایران

حزب ایران

حزب سومکا

حزب دموکرات

فدائیان اسلام

شرکت نفت ایران و انگلیس

وقایع مهم

صنعت نفت ایران

ایران جنگ جهانی دوم

کمیسیون مخصوص نفت

ملی شدن صنعت نفت

قرارداد دارسی

قرارداد ۱۹۳۳

قرارداد گس-گلشائیان

قرارداد کنسرسیوم

رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱

رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱

کودتای ۲۸ مرداد

بازگشت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدق‌السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی‌گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. نزدیک چهارده ماه در کابینه‌های مختلف این سمت را نگه داشت.

در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله به اروپا رفت.

در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوق‌الدوله رسید و مخالفت گسترده آزادی‌خواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامه‌هاو مقاله‌هائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد.

اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست‌وزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه(دادگستری) به ایران دعوت کرد.

در بازگشت به ایران از راه بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب درخواست محترمین فارس عریضه‌ای به تهران برد و در تهران به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند.

پس از کودتای سوم اسفند با نگارش مقالات و سخنرانی در میان رجال به مخالفت با این کودتا پرداخت.

دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت و برای‌ مصون ماندن از تعرض کودتاچیان به ایل بختیاری پناه برد. و تا پایان سقوط کابینه سید ضیاء مهمان خوانین بختیاری باقی ماند.

با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد.

با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن دوباره مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از دستورهایش بدستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.

در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو میلیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده‌اند بشدت مخالفت نمود.

پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.

دوره رضاشاه

در سال ۱۳۰۲ مصدق کتاب حقوق پارلمانی در ایران و اروپا را تألیف کرد.دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. با مطرح شدن طرح انقراض سلسله قاجاریه در مجلس، او از اندک نمایندگانی بود که با این طرح مخالفت کرد. خلاصه استدلال او این بود که سردارسپه پس از این یا به موقعیتی که قانون اساسی برای پادشاه در نظر گرفته اکتفا می‌کند و کشور از خدمات او محروم می شود، یا تبدیل به یک حاکم مستبد خواهد شد و مشروطیت زیر سوال خواهد رفت. با انقراض پادشاهی خاندان قاجار رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شاهی رسید.

با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضاشاه دکتر مصدق به علت ادامه مخالفت با دستگاه حاکمه رضا خان خانه نشین شد و تا سال ۱۳۱۹ در خانه شخصی‌اش زیر نظر بود و حتی از تدریس در دانشکده منع شد. در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه با کمک ارنست پرون (دوست ولیعهد) آزاد شد و زیر نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد.[۲۵][۲۶] در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران به‌وسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از پادشاهی برکنار و به آفریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت.

تشکیل جبهه ملی و نهضت ملی شدن نفت

دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می‌شد.

در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوام‌السلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم بمجلس بگذارد. [۲۷]

تاریخ مجلس یه روایت - موزه مجلس شوراي اسلامي ايران

در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند.[۲۸] بر اثر فشار افکار عمومی و همچنین مساعی اقلیت چهارنفره مجلس، خصوصا سخنرانی چندین روزه حسین مکی در مخالفت با این لایحه، مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم به‌سر رسید.[۲۹] در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و یارانش احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)، دکتر محمدحسن کاویانی، دکتر کریم سنجابی، مهندس احمد زیرک زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، دکتر سید علی شایگان، شمس الدین امیرعلایی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری، ابوالحسن حائری زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیر آزاد، جلالی نایینی (مدیر روزنامه کشور) و دکتر حسین فاطمی، (هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه فقط ۳ یا ۴ نفر با مصدق بودند. بقیه یا کنار رفتند و یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا پیوستند)اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد.

مصدق در دوران نخست وزیری رزم‌آرا

محمد مصدق، در حال سخنرانی در دادگاه بین المللی لاهه

در انتخابات مجلس شانزدهم ۱۳۲۸ از همان آغاز سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، رئیس ستاد ارتش تلاش کرد تا نیروهای نزدیک به خود را به مجلس بفرستد. مصدق و یارانش در جبهه ملی برای رویارویی با تقلب، به دربار متحصن شده و از شاه درخواست کردند تا جلوی دخالت ارتش در سیاست را بگیرد. این انتخابات با پیروزی رزم‌آرا (که بعدا با رای همین مجلس به نخست وزیری رسید) به پایان رسید. ولی با پشتیبانی سرلشکر فضل الله زاهدی (رقیب دیرینه رزم‌آرا) در مقام رئیس شهربانی و حمایت ضمنی شاه که آنزمان رزم‌آرا را دشمن درجه یک خود میدید، صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل شده و در نوبت دوم انتخابات تهران، اقلیت جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق با کسب هشت کرسی از دوازده کرسی تهران به مجلس راه یافتند.

در سال ۱۳۲۹ اقلیت مجلس به شدیدترین شکل به رویارویی با نخست وزیر رزم‌آرا که قصد مصالحه با انگلیس در جریان نفت را داشت، پرداخت. رزم‌آرا چنین استدلال میکرد که ما توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را نداریم و باید به افزایش سهم ایران از سود حاصل، به پنجاه درصد رضایت دهیم. همین باعث شد تا او را به عنوان یک خائن به منافع ملی ایران معرفی کنند. در بیرون از مجلس نیز جریانهای گوناگون کشور از دربار تا اسلامگرایان تندرو ائتلافی بر ضد رزم‌آرا ایجاد کرده بودند.

دکتر مصدق در آن دوران در مجلس و در مقام مخالفت با رزم‌آرا و انتقاد از برکناری سرلشکر زاهدی از ریاست شهربانی توسط رزم‌آرا، میگوید:

« آن روزی که ما گفتیم باید شهربانی رئیسش منفصل نشود و موازنه سیاسی برقرارباشد برای این بود که ارتش دخالت در کار مملکت نکند و ارتش برود به وظیفه نظامی و ارتشی خود عمل بکند نه اینکه ارتش رئیس شهربانی را بردارد و یک ارتشی و یک افسری را در آنجا بگذارند که به تمام معنی تابع حکم ستاد ارتش باشد. خدا شاهد است اگر ما را بکشند. پارچه پارچه بکنند، زیربار حکومت این جور اشخاص نمی‌رویم وحدانیت نیت حق خون می‌کنیم، خون می‌کنیم، می‌ریزیم، و کشته می‌شویم (باعصبانیت) اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم می‌کشم همینجا شما را می‌کشم.  »

[۳۰]

رزم‌آرا اگرچه لایحه قرارداد الحاقی نفت را از مجلس پس گرفت ولی مخالفتها با او ادامه یافت تا اینکه در روز شانزدهم اسفند سال ۱۲۹۹ سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا در مسجد شاه تهران کشته شد. آنزمان اینگونه اعلام شد که خلیل طهماسبی، که پس از دستگیری در همان لحظه خود را عبدالله موحد رستگاری معرفی کرد، قاتل بود. فداییان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی، که آنزمان در اتحاد با آیت الله کاشانی و جبهه ملی بود، همان روز مسئولیت آنرا به عهده گرفت. او در زمان دولت دکتر مصدق آزاد شده و پس از کودتای ۲۸ مرداد، که دوباره بازداشت شد، قتل را منکر گشت.[۳۱] [۳۲] [۳۳]، بنابر روایت فداییان اسلام، رزم‌آرا، هیچ اختلافی با شاه نداشت و شاه دشمن ملی شدن نفت بود. حال آنکه بنابر روایت جبهه ملی، در آن مقطع، شاه مخالف رزم‌آرا بوده و به جبهه ملی نزدیکتر بود تا به دولت. مصدق در خاطرات خود میگوید، قاتل رزم‌آرا هرکه بود رفع کدورت از ذهن اعلیحضرت کرد. همچنین توضیح میدهد که در آنزمان ارتباطش با شاه خوب بوده و پیش از این شاه به او دو بار پیشنهاد نخست وزیری داده بود که او نپذیرفته بود. [۳۴]

فردای ترور رزم‌آرا، روزنامه نبرد ملت ارگان فدائیان اسلام، تیتر زد "رزم‌آرا به جهنم رفت و سایر خائنین به دنبال او رهسپار می‌شوند." این تیتر را کرباسچیان، مدیر روزنامه زده بود. روزنامه دو قران بود، تا ساعت ده به ۲ تومان رسید؛ ۳ بار هم چاپ شد. شنبه صبح ابراهیم کریم آبادی، مدیر روزنامه اصناف عکسی چاپ کرد که در آن نواب صفوی دستش را روی سر سید حسین امامی و خلیل طهماسبی گذاشته بود و نوشت:« این دو مرد حق تربیت شده این مرد حق‌اند.» و اعلامیه نواب صفوی را با این تیتر چاپ کرده بود که "اعلام ما به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلامی ایران، شاه و دولت" و زیرش نوشته بود "حضرت استاد خلیل طهماسبی معروف به عبدالله موحد رستگار، طبق فرمان خدا رزم‌آرا را از میان برداشت. چنانچه دربار در عرض یک هفته از این سرباز برومند اسلام، حضرت خلیل طهماسبی عذرخواهی نکرده و آزاد ننماید، دربار را کن فیکون خواهیم کرد."[۳۵] پس از دستگيري خليل طهماسبي به اتهام قتل رزم‌آرا، «يك اعلاميه از طرف نواب صفوي (رهبر فداييان اسلام‌) صادر شد كه در بالاي آن «هوالعزيز» نوشته شده بود. اين اعلاميه خطاب به شاه صادر شده بود» و «قاطعانه به شاه دستور مي‌داد كه بايد فرمان آزادي قاتل رزم‌آرا را صادر كند، و براي هرگونه آزاري كه وي در زمان بازجويي توسط پليس ديده است‌، از او عذرخواهي نمايد.» [۳۶] آيت‌الله كاشاني در مصاحبه‌اي نظرش را چنين ابراز داشت‌: «اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه عالي‌ترين و مفيدترين ضربه‌اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد. قاتل رزم‌آرا بايد آزاد شود; زيرا اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانش بوده است‌.» [۳۷]۹ بنا به خاطرات سيدمحمد واحدي از اعضاي برجسته فداييان اسلام و حاج مهدي عراقي‌، رهبران جبهه ملي براي جلوگيري از اقدامات رزم‌آرا و حتي احتمال كودتا توسط وي‌، از فداييان اسلام درخواست مي‌كنند كه رزم‌آرا از سر راه نهضت ملي برداشته شود.

[۳۸] [۳۹] [۴۰] در جلسه‌اي با حضور نواب صفوي‌، بقايي‌، فاطمي‌، نريمان‌، آزاد، حائري‌زاده‌، سنجابي‌، شايگان و مكي از طرف جبهه ملي حضور پيدا مي‌كنند و دكتر فاطمي تأكيد مي‌كند كه من اصالتاً از طرف خودم هستم و وكالتاً از طرف مصدق (چون كسالت داشت‌) و ايشان گفته‌اند هر تصميمي كه در اين جلسه گرفته شود «براي خود من هم لازم‌الاجرأ است‌.»[۴۱] [۴۲] نواب صفوي طي دو جلسه طولاني به شرط اجراي احكام اسلام در صورت به قدرت رسيدن جبهه ملي‌، پيشنهاد اعدام انقلابي رزم‌آرا را پذيرفت و جبهه ملي نيز متعهد شد كه در صورت موفقيت‌، خواسته‌هاي فداييان اسلام را عملي نمايد. [۴۳] همچنين نواب صفوي در اين مورد با آيت‌الله كاشاني نيز ملاقات و گفتگو كرد و آيت‌الله كاشاني هم قول داد كه «بگذار مرحله اول رزم‌آرأ برود، بقيه كارها درست مي‌شود.»[۴۴] در سندي كه متن بازجويي از خليل طهماسبي در سال ۱۳۳۴ را نشان مي‌دهد، وي ادعا کرده که جلساتی با رهبران جبهه ملي و آيت‌الله كاشاني داشته است ولي از اشخاص فقط نام بقايي و مكي و كاشاني و فاطمي را ذكر كرده است و نسبت به بقيه با عنوان «وكلاء اقليت كه نامشان در خاطرم نيست‌» پاسخ داده است‌. [۴۵] در دادنامه دادستان ارتش مورخ ۱۸/۱۰/۳۴ عليه فداييان اسلام پس از بازداشت گسترده به دليل سوءقصد ناموفق به حسين علاء، به سابقه ترور رزم‌آرأ با معاونت «بعضي از نمايندگان اقليت در دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي‌» اشاره شده است‌. [۴۶] و پاي آيت‌الله كاشاني‌، بقايي‌، حائري‌زاده‌، مصدق و شايگان نيز به ميان كشانده شده با توجه به نبود مدرک و عدم اثبات ادعا توسط دادستان و و نواب و یارانش پرونده مختومه گردید. .[۴۷]هيكل روزنامه‌نگار شهير مصري مي‌نويسد: بعداً شوهر اشرف (پهلوي) به من گفت وقتي كه خبر ترور رزم‌آرا را به شاه دادند، گيج شد. او نمي‌توانست باور كند كه نخست‌وزيرش بدين طريق از صحنه محو شده باشد. شاه بعد از شنيدن خبر گفت‌: «نمي‌توانم باور كنم‌، نمي‌دانم چه كار بكنم‌» [۴۸] فرداي قتل رزم‌آرا، روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ كميسيون نفت پيشنهاد ملي كردن صنعت نفت را تصويب و اعلام كرد. قانون ملی شدن صنایع نفت در مجلس شورای ملی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ و در مجلس سنا در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب رسید.[۴۹]

نخست وزیری دوره اول

با امضای قانون ملی شدن نفت از سوی شاه و رسمیت یافتن آن، حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، استعفا کرد. در این زمان یک سیاستمدار قدیمی و آنگلوفیل به نام سید ضیاءالدین طباطبائی را نامزد نخست وزیری کردند. در این زمان جمال امامی نماینده طرفدار دربار در حین مذاکرات مجلس به دکتر مصدق پیشنهاد نخست وزیری می نماید که برخلاف دفعات پیش اینبار سریعا پذیرفت. به این شرط که در همان جلسه قانون خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به تصویب برسد.[۵۰]

دیدار مصدق و ترومن در کاخ سفید

اولین اعضای پیشنهادی کابینه دکتر مصدق به مجلس شورای ملی عبارت بودن از ( جلسه پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی):

  1. دکتر محمد مصدق (‌نخست‌وزیر).
  2. حکیم‌الدوله ادهم (‌وزیر بهداری).
  3. یوسف مشار (‌وزیر پست و تلگراف و تلفن).
  4. باقر کاظمی (‌وزیر امور خارجه).
  5. جواد بوشهری(‌وزیر راه).
  6. محمدعلی وارسته (‌وزیر دارایی).
  7. علی هیأت (‌وزیر دادگستری).
  8. فرمند (‌وزیر کشاورزی).
  9. سپهبد نقدی(‌وزیر جنگ).
  10. سرلشکر فضل الله زاهدی (‌وزیر کشور).
  11. امیر تیمور کلالی (‌وزیر کار).
  12. دکترکریم سنجابی (‌وزیر فرهنگ).
  13. شمس الدین امیر علایی به سمت وزیر اقتصاد ملی
  14. فضل‌الله نبیل به سمت معاونت وزارت امور خارجه
  15. دکتر سیدحسین فاطمی به سمت‌ معاونت نخست‌وزیری

همچنین افراد زیر نیز جهت خدمت در دولت فراخوانده شدند  : مهندس بازرگان به سمت معاونت وزارت فرهنگ - مهندس احمد زیرک زاده به سمت معاونت وزارت اقتصاد ملی - دکتر کیا به سمت معاونت وزارت بهداری - ‌سرلشکر وثوق به سمت معاونت وزارت جنگ - فیوضات به سمت معاونت وزارت فرهنگ - دکتر سمیعی به سمت معاونت وزارت-

برنامه‌های دولت هم بدین شرح به‌مجلس تقدیم گردید: تن برنامه

۱ - اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بر طبق قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورخه نهم‌اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه اقتصادی کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی.

۲ - اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداریها.

‌البته نظریات اصلاحی دولت منحصر به این دو ماده نیست و عجالتاً از ذکر جزئیات صرفنظر و در موقع خود لوایح ضروری را برای اصلاحات لازم ‌تقدیم خواهد نمود و بسیار ممنون و خوشوقت خواهد شد که نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و سنا راهنماییها و هدایتهای لازم به دولت برای‌اصلاحات بفرمایند.

‌اساس سیاست خارجی دولت هم مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین‌المللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل‌می‌باشد.

دولت دکتر مصدق در مورخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ توانست از میان ۱۰۲ نفر عده حاضر با کسب ۹۹ رای موافق رای اعتماد مجلس را کسب نماید .

این ترکیب هیات دولت تا پایان مجلس شانزدهم بارها تغییر پیدا کرد .

دکتر مصدق بلافاصله پس از نخست وزیری اجرای خلع ید از انگلیسیها را در دستور کار قرار داد. و حسین مکی و مهدی بازرگان را به این منظور به آبادان فرستاد. بیرون راندن شرکت انگلیسی باعث اعتراض دولت بریتانیا شد. با شکایت دولت انگلیس از دولت ایران در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. نتیجه به نفع ایران شد و شورای امنیت ادله ایران که این منازعه بین دولت ایران و یک شرکت تجاری است و نه منازعه ای میان دو دولت که در صلاحیت شورای امنیت باشد، را پذیرفت. در سال بعد مصدق به دادگاه لاهه رفت تا در آنجا به شکایت شرکت انگلیسی پاسخ دهد. در آنجا نیز دادگاه بین‌المللی که در راس آن یک قاضی انگلیسی به نام سر آرنولد مک نایر بود شکایت بریتانیا را وارد ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. وکالت ایران در این پرونده را دکتر هانری رولن رییس سابق مجلس سنای بلژیک بر عهده گرفت و برای این کار از دولت ایران دستمزدی دریافت نکرد. دکتر حسین علی آباد از دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز وی را در این کار همراهی می‌کرد. نطق‌های دفاعیه ایران در این دادگاه توسط دکتر مصدق ایراد شد. وی در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال نخست وزیر ملی گرای آن زمان مصر سعد زغلول قرار گرفت.[۵۱]

دولت مصدق تا آغاز تشکیل مجلس ۱۷ چندین تغییر را به خود دید .

  • اولین تغییر انتخاب امیر علایی بجای تیمسار زاهدی پس از ۳ ماه از شروع کار کابینه بود.(۱۳ مرداد ماه ۱۳۳۰ )
  • دومین تغییر در ۱۱ مهر ماه ۱۳۳۰ انجام می شود :

سیدباقر کاظمی به سمت کفالت نخست‌وزیری در مدت غیبت نخست‌وزیر- دکتر حسن ادهم به سمت وزیر مشاور- محمود نریمان‌ به سمت وزیر دارایی- دکتر محمدعلی ملکی به سمت وزیر بهداری- معرفی می گردند .

  • در سومین تغییر ( ۱۰ آذر ماه ۱۳۳۰ ) :

امیر علایی به سمت وزارت دادگستری- سپهبد یزدان‌پناه به سمت وزارت جنگ- دکتر علی امینی به سمت وزارت اقتصاد ملی- امیر تیمور به سمت وزارت کشور‌معرفی شده‌اند.

  • اخرین تغییر در دوران مجلس ۱۶ به این شرح بود :

دکتر محمود حسابی به سمت وزارت فرهنگ - دکتر غلامحسین صدیقی به سمت وزارت پست و‌تلگراف و تلفن - فروزان به سمت کفالت وزارت دارایی - مهندس خلیل طالقانی به سمت وزارت کشاورزی معرفی شده‌اند.



دکتر مصدق در دوره شانزدهم ۴ بار از مجلس شورای ملی رای اعتماد می گیرد :

تاریخ حاضرین موافقین توضیحات
۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ ۱۰۲ ۹۹ معرفی کابینه و شروع کار دولت
سی‌ام خرداد ماه ۱۳۳۰ ۹۲ ۹۱ ---
۳۰ امرداد ۱۳۳۰ ۸۱ ۷۲ اولین و دومین تغییردر کابینه
۳ آذر ماه ۱۳۳۰ ۱۰۷ ۹۰ سومین تغییر

انتخابات مجلس ۱۷ و کناره گیری مصدق

انتخابات دوره هفدهم مجلس با درگیری همراه بوده و به تشنج کشیده شد. کار بجایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق به دلیل دخالت ارتش و دربار با وجود دستورعدم دخالت ارتش مجبور شد دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد. [۵۲]. بدین ترتیب، در مجلس هفدهم، نماینده ای از بسیاری از شهر های بزرگ مانند شیراز و اصفهان و مشهد و کل خوزستان و بخشهایی از مازندران و کردستان و همدان و لرستان حضور نداشت و کرسی ۵۵ نماینده خالی مانده بود.

مصدق بعد از بازگشت از لاهه به تهران، در ۱۹ تير از مجلس شوراي ملي تقاضاي راي اعتماد كرد و با ۵۲ رأي موافق، ۳ مخالف و ۱۰ راي ممتنع مأمور تشكيل كابينه شد.

مجلس سنا در ابراز تمايل به او تعلل ورزيد و سرانجام با وساطت شاه که حمايت گسترده افکار عمومي و شخصيتها را از دکتر مصدق مي ديد، سناتورها به اکراه در ۱۸ تيرماه تشکيل جلسه داده و از ميان ۳۶ سناتور حاضر، فقط ۱۴ نفر به دکتر مصدق رأي دادند و ۱۹ نفر رأي سفيد (ممتنع) دادند و يک نفر هم به فضل الله زاهدي رأي داد. به اين ترتيب، دکتر مصدق اکثريت مطلق را در مجلس سنا کسب نکرد و قاعدتاً مي بايست کنار رود. ولي شاه به سناتورها پيغام داد که مخالفت نکنند. سناتورها نيز بدون آنکه تشکيل جلسه بدهند به مصدق اطلاع دادند که در موقع اخذ رأي اعتماد اکثريت آرا را خواهد داشت.[۵۳]

به همین دلیل با آغاز به کار دور جدید مجلس در تیرماه ۱۳۳۱ مصدق از شاه درخواست کرد تا وزیر جنگ را او برگزیند و پیشنهاد کرد که خود او همزمان وزارت جنگ را نیز بر عهده بگیرد. شاه در جواب دکتر مصدق که در خواست وزارت جنگ را کرده بود می گوید:

« پس بفرمایید که من چمدان خود را ببندم و از این مملکت بروم  »

استدلال مصدق برای تصدی وزارت جنگ این بود که :

« تا دخالت دربار در آن کم شود و کارها در صلاح مملکت پیشرفت کند ... چون ستاد ارتش زیر نظر ملوکانه قرار گرفته هر امری که می فرمودند اجرا می شد ولی دولت که مسوول بود کاری نمی توانست بکند و نمی کرد .  »

[۵۴]

مذاکرات مصدق و شاه در این مورد به جایی نرسید و دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام خود استعفا کرد.

متن کناره گیری مصدق از نخست وزیری:

« پيشگاه مبارک اعليحضرت همايون شاهنشاهي. چون در نتيجه تجربياتي که در دولت سابق به دست آمده پيشرفت کار در اين موقع حساس ايجاب مي کند که پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده دار بشود و اين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آينده را کسي تشکيل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا کند با وضع فعلي ممکن نيست مبارزه اي را که ملت ايران شروع کرده پيروزمندانه خاتمه دهد. فدوي - دکتر محمد مصدق  »

[۵۵].

پس از اعلام تمایل مجلس به قوام، شاه، فرمان نخست وزیری او را صادر کرد. قوام كه از همان آغاز با مخالفت سرسختانه مجلسيان روبه‌رو شده بود، از شاه تقاضا كرد مجلس را منحل كند، اما شاه موافقت نكرد. قوام نیز با صدور بیانیه شدیدالحنی نخست‌وزیری خود را آغاز کرد. بیانیه او بر «جدایی دین از سیاست» تاکید کرده و درباره «ارتجاع سیاه مذهبی» هشدار میداد و چنین پایان میافت: «کشتیبان را سیاستی دگر آمد». این بیانیه در حقیقت باعث گردید که همه نیروهای سیاسی از جبهه ملی و حزب توده تا فداییان اسلام در یک جبهه ای واحد برای کناره گیری قوام گرد هم آیند.

حزب توده که در عین غیرقانونی اعلام شدنش از چند سال پیش، بزرگترین حزب و تشکیلات ایران بود از این زمان به شکل علنی فعالیتش را آغاز کرد. همچین اسلامگرایان به جهت اشاره قوام به "جدایی دین از سیاست" در اعلامیه اش، به شدیدترین شکل به رویارویی با او پرداختند. رهبران مذهبی و در راس آنها آیت‌الله کاشانی بازارها را به تعطیلی کشانده و اخطار کردند که اگر قوام بر سر کار بماند، حکم جهاد میدهند.[۵۶]

نخست وزیری دوره دوم

تظاهرات دانشگاهیان که تبدیل به تظاهرات عمومی به نفع مصدق شد، اسفند ۱۳۳۱.

در پی تظاهرات در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ که به کشته شدن چند نفر انجامید، قوام به دلیل عدم پذیرش انحلال مجلس از سوی شاه استعفا کرد[۵۷] و دکتر مصدق با رای تمایل مجلس (۶۱ رای از ۶۴ نماینده) بار دیگر به نخست‌وزیری ایران رسید.

در ۵ مردادماه سال ۱۳۳۱ ، دکتر مصدق وزیران کابینه خود را به این شرح به مجلس شورای ملی معرفی کرد و نام وزارت جنگ را به وزارت «دفاع ملی» تغییر داد.

  1. دکتر مصدق سمت وزارت دفاع
  2. باقر کاظمی را به عنوان نایب نخست وزیر
  3. دکتر غلامحسین صدیقی وزیر کشور
  4. دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ
  5. حسین نواب وزیر خارجه
  6. عبدالعلی لطفی وزیر دادگستری
  7. مهندس طالقانی وزیر کشاورزی

روز بعد مجلس کابینه را تأیید کرد. و توانست از ۶۹ نماینده حاضر با کسب ۶۸ رای مثبت کسب اعتماد مجلس را جلب نماید .[۱] در دوره دوم نخست وزیری مصدق این افراد جهت معاونت در وازرتخانه های مختلف فرا خوانده شدند : مهندس داریوش به سمت معاونت وزارت پست و تلگراف معرفی- دکتر ملک اسمعیلی به سمت معاونت وزارت دادگستری - دکتر محمدحسین علی‌آبادی به سمت معاونت پارلمانی نخست‌وزیر - دکتر نصیری به سمت معاونت وزارت فرهنگ‌ - مفتاح به سمت معاونت وزارت امور خارجه - سرتیپ مهنا به سمت معاونت وزارت دفاع ملی - شهشهانی به سمت معاونت وزارت کشور - مهندس زاهدی به سمت معاونت وزارت کشاورزی - قریب به سمت معاونت وزارت دارایی - دکتر ملک اسمعیلی به سمت معاونت سیاسی و پارلمانی نخست‌وزیر - علی مصطفوی به سمت معاونت وزارت دادگستری -

برنامه های دولت او برای رای اعتماد به این شرح اعلام شد [۲]:

سیاست خارجی دولت مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین‌المللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل می‌باشد ودر سیاست داخلی نظر به اوضاع و احوال فعلی اصلاحاتی در امور کشور ضرورت دارد که مواد آن را به شرح ذیل تقدیم داشته و درخواست تصویب آن‌را دارد:

  1. اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداریها.
  2. اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه به وسیله تقلیل در مخارج و برقراری مالیاتهای مستقیم و در صورت لزوم مالیاتهای غیر مستقیم.
  3. اصلاح امور اقتصادی به وسیله افزایش تولید و ایجاد کار و اصلاح قوانین پولی و بانکی.
  4. بهره‌برداری از معادن نفت کشور.
  5. اصلاح سازمانهای اداری و قوانین استخدام کشوری و قضایی.
  6. ایجاد شورای محلی در دهات به منظور اصلاحات اجتماعی و تأمین مخارج این اصلاحات به وسیله وضع عوارض.
  7. اصلاح قوانین دادگستری.
  8. اصلاح قانون مطبوعات.
  9. اصلاحات امور فرهنگی و بهداشتی و وسائل ارتباطی.



همچنین از این زمان ریاست مجلس به آیت‌الله کاشانی سپرده شد. با اینحال به مرور او و برخی از قدیمی ترین یاران مصدق از جمله ابوالحسن حائری زاده، دکتر بقایی و حسین مکی که از موسسین جبهه ملی و از نخستین هواداران ملی شدن نفت در مجلس پانزدهم بودند، از او فاصله گرفته و حتی به مقابله مستقیم با دولت پرداختند. همچنین زاهدی که به دلیل تلاش در برگزاری انتخابات ازاد در انتخابات مجلس شانزدهم در تهران، پس از به نخست وزیری رسیدن مصدق، به وزارت کشور رسیده بود، کنار گذاشته شده و در مجلس سنا خود را به عنوان رهبر اپوزیسیون هوادار شاه و مخالف مصدق اعلام نمود.

مصدق در دوره فعالیت مجلس ۱۷ تا کودتای ۲۸ مرداد جمعا ۴ بار از مجلس شورای ملی رای اعتماد کسب نمود .

تاریخ حاضرین موافقین توضیحات
۷ مرداد ماه ۱۳۳۱ ۶۹ ۶۸ معرفی اولین کابینه پس از قوام
۲۵ شهریور ۱۳۳۱ ۶۱ ۶۰ انتخاب سید حسین فاطمی به وزارت امور خارجه
۱۶ آذر ماه ۱۳۳۱ --- --- انصراف از سووال و اعلام ‌اعتماد به دولت
۱۶ دی ماه ۱۳۳۱ ۶۵ ۶۴ انتخاب مهندس رجبی به سمت وزیر مشاور مهندس حق‌شناس به وزارت راه

همچنین در کابینه دوره دوم او ۲۷ مهر ماه ۱۳۳۱ انتخاب دکتر حسین فاطمی به سمت وزارت امور خارجه ودر ۱۹ بهمن ماه ۱۳۳۱ آقای مهندس رجبی به سمت وزیر مشاور و آقای مهندس جهانگیر حق‌شناس به وزارت راه اخرین تغییرات در کابینه دکتر مصدق بودند.

توطئه ۹ اسفند ۱۳۳۱

در بهمن ۱۳۳۱ علا وزیر دربار طی دیداری به اطلاع مصدق می رساند که محمدرضا پهلوی برای انجام معالجه ایران را به سمت یک کشور خارجی ترک می کند و این موضوع محرمانه است .[۵۸] [۵۹]در صبح روز ۹ اسفند قرار می شود که دکتر مصدق به همراه ورزاء برای امور مربوط به تشریفات به دربار بروند . دکتر مصدق که به درخواست شاه برای خداحافظی دربار رفته بود،در بازگشت با تظاهراتی از طرف هواداران شاه بر ضد او شکل گرفت مواجه می شود که که توطئه ای هدایت شده توسط شاه برای به قتل رساندن او بود.[۶۰][۶۱] ماجرا از این قرار بود که شاه بظاهر به دکتر مصدق اطلاع می دهد که عازم مسافرت خارج از کشور است و تنها ایشان از این موضوع اطلاع دارند[۶۲] و لازم است که برای خداحافظی نخست وزیر و وزراء به حضور شاه امده تا صحبت نمایند. [۶۳]در هنگام مذاکرات دکتر مصدق با شاه سفیر امریکا هندرسن چندین بار از دکتر مصدق (از طریق پیغام تلفنی) می خواهد که از کاخ خارج شده و به منزلش برگردد تا با او مذاکراتی را انجام دهد که این امر رخ نمی دهد [۶۴]. طرفداران شاه به هدایت ایت الله بهبهانی، شعبان جعفری (شعبان بی مخ)و تعدادی از افسران اخراجی ارتش و اراذل و اوباش در جلوی کاخ حضور پیدا کرده[۶۵] و پس از اینکه دکتر مصدق بجای درب اصلی از درب دیگری خارج می شود به هدایت شاپور حمید رضا به خانه وی حمله می کنند. [۶۶] که مصدق از خانه خود به منزل پسرش دکتر غلامحسین مصدق و از انجا به ستاد ارتش رفته و اقدامات لازم برای مقابله با این شورش را انجام میدهد. این عمل شاه باعث قطع ارتباط مصدق با دربار شد به گونه ای که دیگر شاه و مصدق یکدیگر را ندیدند. [۶۷] [۶۸]

قتل سرتیپ افشار طوس

نوشتار اصلی: محمود افشار طوس

تیمسارافشار طوس پس از اخذ درجه سرتیپی در سال ۱۳۳۱ به ریاست شهربانی تهران رسید. وی در همان سال، به اتفاق جمعی از افسران طرفدار نهضت ملی، گروهی به نام افسران ملی را تشکیل داد. در این زمان، وی نقش زیادی در جلوگیری از حرکتهای مخالفان نهضت ملی شدن صنعت نفت ایفا نمود.

در اردیبهشت ماه ۱۳۳۲ سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانیِ و از هواداران دکتر مصدق، ربوده شده و جسدش پس از چند روز کشف گردید.اسامی متهمان این پرونده هم به قرار زیر بود: ۱- حسین خطیبی ۲- سرتیپ بازنشسته علی اصغر مزینی ۳- سرتیپ بازنشسته علی اکبر منزه ۴- سرتیپ بازنشسته نصرالله بایندر ۵- سرتیپ بازنشسته نصرالله زاهدی ۶- سرگرد بازنشسته فریدون بلوچ قرائی ۷- سرهنگ بازنشسته علی محمد هاشم زاده ۸- هادی افشار قاسملو ۹- احمد بلوچ قرائی ۱۰- عبدالله امیر علائی ۱۱- عباسعلی نخلی ۱۲- امیر رستمی ۱۳- شهریار بلوچ قرائی ۱۴- ناصر زمانی ۱۵- نصیر خطیبی ۱۶- مظفر بقائی کرمانی(دستگیر نشده) ۱۷- مهندس علیرضا قره گزلو(متواری) که کسانی چون بقائی و خطیبی و سرتیپ­های بازنشسته عوامل اصلی و سایرین و مجری نظرات آنها بوده­ اند. در نهایت بجز بقائی ، سایر متهمان اصلی پرونده بازداشت شدند و پس از ۲۵ مرداد بقایی هم بازداشت شد اما به فاصله بسیار کمی ۲۸ مرداد رخ داد(۳۰ تیر۱۳۳۱ ، نهم اسفند۱۳۳۱ و ۲۸ مرداد۱۳۳۲)‌[۶۹] [۷۰].در پی این ماجرا تیمسار زاهدی در ۱۴ اردیبهشت ماه به مجلس رفته و در انجا متحصن شده و تا ۲۹ تیرماه در انجا با موافقت آیت الله کاشانی باقی می ماند و در ۲۹ تیرماه با توجه به تغییر ریاست مجلس و درخواست ایشان مجلس را ترک می نماید و مخفی می شود .

استیضاح

با وجود حمایت کاشانی از بقایی و زاهدی (متهمین پرونده قتل تیمسار افشار طوس) دولت اقدام به ارایه لایحه عدم مصونیت دکتر بقایی در مجلس و جلب زاهدی که در مجلس تحصن کرده بود میدهد. همین باعث شد تا شکاف بین مصدق و کاشانی علنی تر گردد و این دو در روبروی هم قرار بگیرند. در انتخابات هیات رئیسه مجلس در تیرماه ۱۳۳۲ هواداران دولت در مجلس، دکتر عبدالله معظمی از نزدیکان دکتر مصدق را با ۴۱ رای در برابر ۳۰ رای کاشانی به ریاست برگزیدند.

در روز ۱۵ تیر علی زهری از حزب زحمتکشان، دولت را به اتهام شکنجه متهمان پرونده قتل سرتیپ افشارطوس، استیضاح کرد. در روز ۱۸ تیر، وزیر کشور، در مجلس حاضر شده و با اعلام اینکه نخست وزیر کسالت دارد، خود را مامور نخست وزیر دانست. در این جلسه نمایندگان مخالف اعتراض کردند که نخست وزیر دو سال است در جلسات مجلس حاضر نشده است. همچنین حائری زاده تاکید کرد که در شش دوره ای که در مجلس بوده، سابقه نداشته، نخست وزیر، (حتی رضاخان) هنگام تعیین وقت استیضاح، به جای آنکه خود بیاید نماینده به مجلس بفرستد. در پایان روز ۲۳ تیرماه ۱۳۳۲ برای استیضاح معین گردید. بلافاصله پس از آن حسین مکی (مخالف سرسخت مصدق) با ۴۱ رای از ۷۲ نماینده حاضر، به عضویت هیات نظارت بر اندوخته اسکناس برگزیده شد. این واپسین تصمیم مجلس هفدهم بود. [۷۱]

رفراندوم

نمایندگان طرفدار مصدق در حمایت از ابقای دولت وانحلال مجلس استعفا دادند. همین باعث شد تا دیگر جلسات مجلس به حد نصاب نرسیده و تشکیل نشود. از طرف دیگر مصدق رفراندومی با موضوع انحلال مجلس و ابقای دولت برگزار کرد. این نخستین همه‌پرسی تاریخ سیاسی ایران است.

تصميم دكتر مصدق براي انحلال مجلس و ابقای دولت از طريق مراجعه به همه پرسی در حالي كه كمتر از يك سال از عمر آن مانده بود، باعث مخالفت جمعي از برجسته ترين مشاوران و هواداران دكتر مصدق از جمله دكتر معظمي، دكتر شايگان، دكتر كريم سنجابي، دكتر غلامحسين صديقي، مهندس احمد رضوي، خليل ملكي و محمود نريمان شد. آنها تلاش كردند كه مصدق را از تصميم خود منصرف كنند اما او بر سر راي خود باقي ماند.

مهندس رضوي (نایب رئیس مجلس) در اعتراض به دكتر مصدق در جلسه فراكسيون نهضت ملي كه صبح روز ۲۳ تيرماه ۱۳۳۲ در منزل نخست‌وزير تشكيل شد، گفت:

« آقاي دكتر مصدق شما تا به حال هرچه خواستيد به ما تحميل كرديد و ما حرفي نزديم... شما بر خلاف قانون اساسي از مجلس اختيار گرفتيد و بر خلاف قانون ۲سال است كه حكومت غيرقانوني نظامي اعلام فرموده‌ايد و برخلاف قانون در انتخاب رئيس مجلس دخالت نموديد و با تمام اين جريانات ما چيزي نگفتيم ولي ديگر در مورد رفراندوم سكوت نمي‌كنيم  »

[۷۲]

دكتر معظمي رئيس مجلس شوراي ملي نيز در جلسه‌اي كه در مجلس برگزار شد، ضمن مخالفت با رفراندوم انحلال مجلس به دكتر مصدق گفت:

« در قوانين، رفراندوم سابقه ندارد و اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان با آن مخالف هستند و بهتر است كه اين مطلب با ميانجيگري حل شود و اين كدورت برطرف گردد  »

[۷۳]

همچنين آيت‌الله كاشاني در اعلاميه‌اي در ۱۰‌/‌۵‌/‌۳۲ رفراندوم را تحريم كرد. در اين اعلاميه آمده بود: «هموطنان و برادران عزيزم، ضمن اعلاميه قبلي از مفاسد و مضار رفراندوم شرحي متذكر و همه مستحضر گرديده و توجه دارند كه عمل به آن چه ضررهايي براي ديانت و ملت و مشروطيت و مملكت در بردارد، با اين حال دوران خود را دوره انقراض ديانت و استقلال مملكت و ملت قرار ندهيد و طوق رقيت و اسارت و بندگي را به گردن خود نگذاريد. شركت در رفراندوم خانه‌برانداز كه با نقشه اجانب طرح‌ريزي شده، مبغوض حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه و حرام است. البته و البته هيچ مسلمان وطن‌خواهي شركت نخواهد كرد، گرچه ممكن است بعضي اشخاص غافل و بي‌اطلاع از حقايق و مضار آن و خائنين وطن فروش براي انجام مقاصد شوم ديگران در رفراندوم شركت كنند يا اين كه دولت صندوق را از آراي قلابي پركند. علي‌اي‌حال عمل به رفراندوم بر خلاف قانون اساسي و مصلحت مملكت و ملت بوده و هيچ‌گونه اثر قانوني ندارد».[۷۴]

آيت‌الله سيد محمد بهبهاني نيز در نامه‌اي از دكتر مصدق خواست تا در تصميم خود براي انحلال مجلس و ابقای دولت تجديد نظر كند. همچنین دكتر مظفر بقايي طي تلگرافي به دكتر مصدق خاطر نشان كرد در صورتي كه وي از انجام رفراندوم انحلال مجلس صرف نظر كند، حاضر است به اتفاق علي زهري از سمت نمايندگي مجلس استعفا كند. در این زمان مصدق در ملاقات با هندرسون، سفیر آمریکا میگوید که انگلیسیها ۳۰ نفر از نمایندگان مجلس را خریدند و با کمی تلاش بیشتر میتوانند ۱۰ نفر دیگر را هم بخرند و دولت را بیاندازند. ما باید این مجلس را ببندیم.[۷۵]

در اين ميان حزب توده با انحلال مجلس و ابقای دولت موافق بود و در جريان رفراندوم هم اعضا و هواخواهان اين حزب حضور داشتند و علاوه بر اين از دولت خواسته بودند كه علاوه بر انحلال مجلس براي تشكيل مجلس موسسان و تغيير قانون اساسي اقدام كند.[۷۶]

این همه‌پرسی به خاطر هم‌زمان نبودن رای‌گیری در تهران و شهرستان‌ها و جدا بودن صندوق‌های مخالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت. در تهران براي موافقان صندوق ­هايي در ميدان­ هاي سپه و راه‌آهن و براي مخالفان صندوق­ هايي در ميدان‌هاي بهارستان و محمديه قرار داده شده بود. طرفداران مصدق در ميدان بهارستان، الاغي را كه بر گردنش قطعه مقوايي به مضمون «مخالفم» نوشته بود جلوي چادر اخذ آراي مخالفين بسته بودند .[۷۷]

روزنامه لوموند فرانسه از تهران چنین گزارش میدهد: « … به نظر می رسد که یک توافق ضمنی بین حزب توده و جبههء ملی برقرار شده است، به این شکل که طرفداران جبههء ملی در میدان سپه و طرفداران حزب توده در ایستگاه (راه آهن) آراء خود را به صندوق بریزند. تمام سفارتخانه ها بسته اند و حدود سه هزار نیروی نظامی از ۴ نقطهء محل اخذ رأی و نقاط استراتژیک تهران محافظت می کنند … گروه های وابسته به حزب توده خیلی عظیم تر هستند و طول صف های آنان به چند صد متر بالغ می شود. شعارها و پلاکاردهای جبههء ملی حاکی از اعلام حمایت از دکتر مصدّق و درخواست انحلال مجلس است، در حالیکه شعارهای حزب توده – اساساً – علیه مجلس است و درخواست تشکیل مجلس مؤسّسان برای تغییر رژیم فعلی است. نحوه اخذ رأی، مخفی نیست زیرا نه فقط یک محل جداگانه برای کسانی که می خواهند رأی منفی بدهند در نظر گرفته شده بلکه هر یک از شرکت کنندگان در این رفراندوم باید ورقه ای را پُر کنند که اسم و آدرس خود را روی آن بنویسند. محلّی که برای اخذ رأی طرفداران مجلس در نظر گرفته شده، مقابل مجلس است و روی یک پلاکاردِ بزرگ این جمله بچشم می خورَد: کسانی که اینجا رأی می دهند، طرفدار انحلال مجلس هستند. تا ساعت ۹ به وقت محلّی، فقط سه نفر برای اعلام رأی «نــــه» در این صندوق حضور یافتند و از این سه نفر، تعداد زیادی عکس گرفته شد و از آنها فیلمبرداری شد و مورد اهانت و آزار قرار گرفتند. دیشب حوادثی در منزل آیت الله کاشانی رُخ داد. وی به تمام «مسلمانان حقیقی» توصیه کرده تا این رفراندوم را تحریم کنند. طرفداران مصدّق بُطری های بنزینِ آتش زا بطرف منزل آیت الله کاشانی پرتاپ می کردند و نزاعی در اطراف منزل ایشان در گرفت که یک نفر کشته و نزدیک به صد نفر مجروح شدند و امروز صبح گروه های مسلّح، منزل آیت الله کاشانی را محاصره کرده و ورود به منزل ایشان – حتّی برای نزدیکان و بستگان وی – را ممنوع کرده بودند، آیت الله کاشانی مجدّداً رفراندوم برای انحلال مجلس را تحریم کرد و اعلام نمود که هر رأئی که مصدّق در این رفراندوم زیر حمایت سرنیزه ها و تانک ها بگیرد، موجب بطلان هر قرارداد بین المللی است که در آینده منعقد نماید»

گزارشگر لوموند در گزارش بعدی خود خبر داد: « … طرفداران دکتر مصدّق در تهران برنده شدند. بر طبق خبر رادیو تهران، بیش از صد هزارنفر به طرفداری از دکتر مصدّق رأی به انحلال مجلس و فقط ۶۷ نفر رأی مخالف دادند و این نتایج، مربوط به تهران است که حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد…»[۷۸]

در این همه‌پرسی در حدود دو میلیون ایرانی (از جمعیت حدود ۱۸ میلیونی ایران[۷۹]) شرکت کرده و ۹۹٫۹٪ از شرکت کنندگان به «انحلال مجلس و ابقای دولت» رای مثبت دادند. و شمار آرای مخالف آنگونه دولت اعلام کرد در تهران ۱۱۵ نفر و در کل شهرستانها فقط ۷۱۰ نفر بود. در ۲۱ مرداد ۱۳۳۲ مصدق، رسما نتیجه یعنی «ابقای دولت و انحلال مجلس ۱۷» را اعلام کرده و از شاه خواست فرمان برگزاری انتخابات جدید را امضا کند. ولی او هیچ توجهی به این درخواست نکرد.

پیش از این یاران مصدق همچون غلامحسین صدیقی و خلیل ملکی به او هشدار داده بودند که در نبود مجلس، شاه شما را برکنار میکند. ولی مصدق چنین پاسخ داده بود که شاه جراتش را ندارد. اگر هم چنین کند، ما تمکین نمیکنیم.[۸۰]

مصدق بر این عقیده بود که مطابق با عرف و قانون اساسی و سابقه آن پادشاه اجازه عزل را ندارد و تنها می تواند در زمان رای تمایل مجلس نسبت به صدور فرمان اقدام نماید که ان هم امری تشریفاتی است. دکتر مصدق فرمان شاه برای نخست وزیر را زمانی دارای رسمیت می دانست که مجلس شورای ملی رای تمایل به یک فرد برای نخست وزیری بدهد و فرمان شاه را متمم می دانست و نه موجد. [۸۱] قبل از این هم در مورد نخست وزیری صدرالاشراف به دلیل اینکه حکم را شاه بصورت مستقیم و قبل از رای مجلس صادر کرده بود موضوع منتفی اعلام شد. [۸۲]

او در کتاب خاطرات و تالمات در مورد حرکت احمد شاه در مورد عزل صمصام السلطنه چنین می گوید:

« وقتی مرحوم سلطان احمد شاه ، صمصام السلطنه را عزل نمود و بجای او وثوق الدوله را نصب کرد راجه به این امر انقدر در مجامع سیاسی طهران صحبت شده بود که هرکسی میدانست در مملکت مشروطه مسوولیت وزراء در مقابل مجلسین جزو الفبای مشروطیت است و شاه حق نداشت صمصام را عزل کند و ان مرحوم هم بااستناد همان مذاکرات و اظهار عقیده مظلعین بقانون اساسی بود که تا مجلس چهارم تقنینیه خود را نخست وزیر قانونی می دانست  »

[۸۳]

دکتر محمد مصدق در بیرون ساختمان مجلس

پخش اخبار نادرست علیه وجهه مذهبی مصدق، ترس از گسترش کوششهای حزب توده و هراس نابودی دودمان تنها فرمانروای شیعی جهان، روحانیون را از دولت محمد مصدق دور کرد. اختلاف‌ها با چند انتصاب دولت مصدق که مورد انتقاد مذهبی‌ها بود، بالا گرفت و سرانجام منتهی به فروپاشی مجلس هفدهم به وسیله همه پرسی عمومی شد که کاشانی را به سمت مخالفت و دشمنی با دولت مصدق گرایش داد. در ماه‌های آخر عمر دولت محمد مصدق، کاشانی اما پیدا و پنهان و با پشتیبانی از دسته جات مذهبی، از جمله دار و دسته شعبان جعفری و طیب، اعلام پیاپی "در خطر بودن اسلام" و تحریک به مقاومت گروه‌هایی که علقه مذهبی داشتند، آشکارا به تضعیف دولت محمد مصدق اهتمام ورزید. درنتیجه کودتاچیان که از این اختلاف بیش‌ترین استفاده را برده بودند، توانستند عملیت خود را با موفقیت انجام دهند .

کودتای ۲۵ مرداد

گروهی از طرفداران مصدق
نوشتار اصلی: کودتای ۲۵ مرداد



در کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ بنا بر نقشه سیا موسوم به تی پی آژاکس (حذف حزب توده) برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل مصدق و فرمان نخست وزیری تیمسار زاهدی را امضا میکند. رئیس گارد شاهنشاهی، سرهنگ نصیری موظف می شود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی ابلاغ و او را دستگیر کند. همچنین نیروهایی از گارد اقدام به بازداشت چند تن از وزرای دکتر مصدق ( دکتر فاطمی معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه- دکتر حق شناس وزیر راه - مهندس زیرک زاده نماینده مجلس و از رهبران حزب ایران ) میکنند. در همین زمان گروه هایی از نظامیان اقدام به اشغال مرکز تلفن بازار و تلاش به قطع ان می نمایند. مصدق از طریق شبکه افسران حزب توده و کیانوری از این توطئه باخبر می شود. گروه دستگیر کنندگان رییس ستاد ارتش نیز که با هجوم به منزل تیمسار ریاحی و تبادل اتش و بانگهبان آنجا موفق به دستگیری دکتر فاطمی و مهندس حق شناس و مهندس زیرک زاده می شوند این خبر توسط دوزن که از روزی پشت بام فاطمی را در دورن جیپ ارتشی و تحت بازداشتدیده بودند به اطلاع نخست وزیر می رسد .[۸۴] به دلیل عدم حضور تیمسار ریاحی در ستاد مشترک نمی توانند او رادستگیر کنند. از سوی دیگر سرهنگ کیانی جانشین سرتیپ ریاحی که برای سر کشی به باغشاه امده بود توسط افسران گارد دستگیر می گردد. دستگیر شدگان را به کاخ سعد آباد برده و در آنجا زندانی می کنند . [۸۵]سرهنگ نصیری نیز که در نیمه شب برای ابلاغ فرمان شاه و دستگیری دکتر مصدق به درب منزل مصدق امده بود توسط نیروهای نگهبان نخست‌وزیری به سرپرستی سرهنگ ممتاز و سروان فشارکی دستگیر و نیروهایش خلع سلاح و بازداشت می شوند.

در فردای این روز مصدق در بیانیه ای از کشف و خنثی سازی یک کودتا بر علیه دولت خبر میدهد. ولی هیچ اشاره ای به ماجرای فرمان شاه نمیکند. در این روز خبر خروج شاه از ایران و ورودش به بغداد منتشر میشود. حسین فاطمی به سفارتخانه های ایران از جمله سفیر ایران در بغداد دستور میدهد که با شاه مقابله کنند. از این روز نیروهای حزب توده با حضور در سطح شهر تشنج هایی ایجاد میکنند. در روز ۲۶ مرداد هر دو گروه مهم یعنی حزب توده و جبهه ملی میتینگهایی پرشور بر ضد شاه برگزار کردند. در میتینگ جبهه ملی در بهارستان، به رغم عدم حضور مصدق، یاران او همچون فاطمی و صالح به بی سابقه ترین شکل ممکن به شاه تاختند. همچنین فاطمی در سرمقاله باختر امروز، شاه را به خیانت متهم کرد. در این روز گروههایی از توده ایها با نظارت ماموران دولت، مجسمه های شاه و رضاشاه را از میدانهای شهر پایین کشیدند.

با توجه به اغتشاشات پیش آمده در روز ۲۶ و ۲۷ مرداد به رهبری توده ای ها مصدق با انتصاب برادر زاده اش، سرتیب متین دفتری به ریاست شهربانی، کنترل شهر را در دست گرفته و هرگونه تظاهراتی له یا علیه دولت یا شاه را ممنوع کرد. در این روز هندرسون سفیر آمریکا به تهران بازگشت و به مصدق اولتیماتوم داد که اگر با حزب توده ائتلاف کند، آمریکا دولت وی را به رسمیت نمیشناسد. ولی مصدق به او اطمینان خاطر داد که کنترل اوضاع در دستش بوده و هرگز به توده ایها اجازه تشنج آفرینی نخواهد داد. همچنین در پاسخ به پرسش سفیر آمریکا درباره رابطه او با شاه، مصدق گفت:

« در عصر ۲۷ مرداد، دستورِ اکید دادم هر کس حرف از جمهوری بزند او را تعقیب کنند و نظر این بود که از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی درخواست شود هرچه زودتر به ایران مراجعت فرمایند چون که تغییر رژیم، موجب ترقی ملت نمی‌شود  »

[۸۶]

شاه که از انجام موفقیت آمیز کودتا مطمئن بود پس از خبردار شدن از شکست کودتا از رامسر به بغداد میرود.

کودتای ۲۸ مرداد

نوشتار اصلی: کودتای ۲۸ مرداد



در روز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حرکت دیگری بر ضد دولت انجام شد که این‌بار باعث سرنگونی دولت مصدق گشت. بنابر کتاب «ضدکودتا» نوشته مامور سیا کیم روزولت، او در این روز با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، ولگردان و اوباش تهران آنها را به خیابان‌ها کشانید. در این عملیات ماشین های مستشاران امریکایی با انتقال نفرات گارد شاهنشاهی و ارتشیان تحت حمایت خود به منزل دکتر مصدق و پرداخت دلار به افراد فعال در کودتا باعث پیشروی این کودتا گردیدند. امری که در کودتای ۲۵ امرداد نا موفق بود.

حدودِ ۸ صبحِ ۱۹ اوت جمعیتی حدوداً سه‌هزار نفره از مردانی مسلح به چوب و چماق در جنوبی‌ترین نقطه شهر تظاهراتی علیهِ مصدق و به طرفداری از شاه شروع کردند. به خیابان‌ها می‌رفتند و فریاد می‌کشیدند «زنده باد شاه» و «مرگ بر مصدقِ خائن». اگر چه احتمالاً اغلب‌شان سرشار از احساساتِ سلطنت‌طلبانه بودند اما به‌روشنی برای این کار پول گرفته بودند؛ بین‌ آنها انبوهی آدمِ بیکار و بسیاری اوباش و الواتِ سر‌شناس بودند. هم‌زمان رئیس‌ پلیس دستور داد کسی مانع تظاهرات نشود. بخش از جمعیت به‌طرفِ بازار رفتند و تهدید به غارتِ مغازه‌ها کردند. تاثیرِ کارشان آنی بود و بازار تعطیل شد. هر چه زمان گذشت جمعیت بیشتر شد و بخشِ اعظمی از ثروتمندانِ شهر که از دولتِ مصدق و به‌خصوص سیاست اخیرِ حمایتش از حزب توده منزجر بودند، به تظاهرات پیوستند. بعد تعدادِ انبوهی کامیون و اتوبوس، که از صبح زود کرایه شده بودند، پیدایشان شد و امکانِ نقل‌وانتقالِ مجانیِ تظاهرکنندگان را مهیا کردند. این وسایلِ نقلیه در شهر می‌چرخیدند و سرنشینان‌شان با فریاد شعار می‌دادند، سعی می‌کردند خشم مردم را افزایش دهند و احساساتشان را به‌نفعِ شاه برانگیزند. خیلی زود روشن شد کلِ نیروی پلیس همراه و همدلِ تظاهرات‌اند و در بعضی موارد حرکتِ تظاهرکنندگان را هم هدایت می‌کنند. دکتر مصدق بلافاصله رئیسِ پلیس را عزل کرد و دستورِ دستگیری‌اش را داد. به ارتش هم دستور داد تانک و خودروهای زره‌پوش برای متفرق کردنِ جمعیت بفرستد. دستورهای صادرشده ستادِ فرماندهیِ کل طبیعتاً بلافاصله اطاعت نشد و چند ساعت بعد‌تر که اجرا شد دیگر جمعیت خیلی آسان سربازانِ رسیده به محل را متقاعد کردند که در دفاع از شاه به آن‌ها بپیوندند. بینِ ساعت ۹ تا ۱۲ تظاهرکنندگان ستادهای مرکزیِ سه حزبِ سیاسیِ طرفدارِ حکومت و دفا‌تر نیم دوجین روزنامه حامیِ دکتر مصدق را زیر و رو کردند و به آتش کشیدند. جمعیت بعد به دفاترِ روزنامه‌های حزبِ توده حمله کردند؛ ابتدا در برابرشان مقاومت شد، اما خیلی زود چیره شدند. [۸۷] سپس در حمله به زندان، شعبان جعفری (شعبان بی مخ) که از ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ به جرم تلاش برای قتل نخست وزیر در زندان بود، توسط نیروهای شورشی آزاد شد.[۸۸] با اشغال مرکز رادیو، پس از چند ساعت سکوت رادیویی بی سابقه در تاریخ رادیوی ملی ایران، نخست مهدی میراشرافی، نماینده مجلس و مصطفی کاشانی فرزند آیت الله کاشانی و سپس دیگر نمایندگان ضد مصدق و طرفدار شاه در مجلس همچون احمد فرامرزی به سود زاهدی سخنرانی کرده و آنگاه سرلشکر زاهدی فرمان انتصاب خود به نخست وزیری خواند.[۸۹]

سپس نوبت به خانه دکتر مصدق که در واقع مقر نخست وزیری بود رسید. نخست جمعیتی انبوه به منزلش حمله کردند اما با آتش مسلسل عقب رانده شدند؛ کلی آدم کشته و مجروح شدند. دومین حمله که با همراهی و پشتیبانیِ سربازانِ طرفدارِ زاهدی انجام شد، باز ناکام ماند. این بار تانک‌های سنگینِ شرمن به محل رسیدند و خانه را به توپ بستند، حدودِ ۶ بعدازظهر دیگر دفاعِ مسئولانِ حفاظتِ خانه در هم شکست و خانه ویران شد. بعد جمعیت داخل ریختند، هر آنچه بود را به تاراج بردند و ساختمان را به آتش کشیدند. با خانه کناری هم، که منزلِ پسرِ دکتر مصدق بود، همین کار را کردند. عصر همه زندانیان آزاد شدند و سرلشگر زاهدی قدرت را در دست گرفت.[۹۰]

در این روز شاه در رم ایتالیا بود و به گفته همسرش ثریا، در فکر خریدن خانه ای در رم برای اقامت بود که سقوط دولت مصدق و قدرتیابی زاهدی و تلگرافهای حمایتی آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی را دریافت کرد. [۹۱]

در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و بیشتر یارانش خود را به شهربانی تسلیم کردند.

پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، سید ابوالقاسم کاشانی به شاه که به کشور و قدرت بازگشته بود به همراه مرجعیت زمان، آیت الله بروجردی تبریک گفت.[۹۲] پس از بازگشت شاه، آیت الله کاشانی در مصاحبه ای چنین میگوید:

«مصدق شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژیم جمهوری مناسب ایران نیست» [۹۳] همچنین نواب صفوی رهبر گروه فداییان اسلام نیز که در زمان کودتا در خارج از کشور بود طی یک مصاحبه در بغداد صقوط مصدق را به شاه تبریک گفت.[۹۴] رهبر فداییان در بازگشت از سفر خود در مورد کوتای ۲۸ مرداد بیانیه داده و چنین می گوید:

« هوالعزيز - فرمان خدا بالاتر از هر فرمانى بوده اطاعتش واجب تر از اطاعت هر كسى است و هر كس عملا با احكام خدا مخالفت كند اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است . من به همين دليل با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حكومتش از ترس من و برادرانم در گوشه خانه متحصن بود و هر واسطه اى براى سازش با من مى فرستاد چون حاضر نبود كه تسليم حكم خدا شود مايوس مى شد، بزرگترين جنايت مصدق تقويت عمال شوروى در ايران بود و تنها روح ايمان و علاقه خلل ناپذير مردم اين سرزمين و افسران و سربازان پاكزاد و مسلمان ما به ناموس و ديانت بود كه به يارى خدا او و عمال رذل بيگانه را شكست داده و خواهد داد و به خداى محمد صلى الله عليه و آله قسم كه اگر دو روز ديگر حكومت مصدق باقيمانده و رجاله بازيهاى بيگانه پرستان ادامه پيدا مى كرد عقده هاى درونى مردم مسلمان ايران به هزاران برابر شديدتر از آن طور كه شد منفجر گرديده و رگهاى بدن فرد فرد عمال كوچك و بزرگ شوروى رذل را به دست و دندان خشمناكشان بيرون كشيده بنياد هستى يك يك آنها را بدون استثناء در شعله هاى سوزان غيرت خويش مى سوزاندند تا ياس كرملين نشينان از تسلط بر كمترين خشت مملكت ما هزاران برابر ياس كنونى گردد و گويا چون اكثر اين فريب خوردگان ، بدبخت و نادان و قابل هدايت بودند. و...  »

[۹۵]

اختلاف نظر درباره ۲۸ مرداد

نوشتار اصلی: اختلاف نظر درباره کودتای ۲۸ مرداد

تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم شاهنشاهی این روز را به عنوان یک جشن ملی با نام «قیام ۲۸ مرداد» گرامی میداشت و مخالفان حکومت از این روز به عنوان کودتای ۲۸ مرداد یاد می کردند .[۹۶] پس از انقلاب ۱۳۵۷ از این روز با نام «کودتای ۲۸ مرداد» یاد می شود. بسیاری بحثها درباره قانونی بودن یا نبودن اقدام شاه در عزل نخست وزیر و حرکت مصدق در برگزاری رفراندوم و به تعطیلی کشاندن مجلس و راست یا اغراق آمیز بودن نقش آمریکاییها در سرنگونی مصدق بوده است. برخی از منتقدان ایرانی نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را مورد تردید قرار داده و برخی دیگر بر نقش آمریکا در کودتا تاکید دارند.

منبع شناسی کودتای ۲۸ مرداد

(نویسندگان ایرانی)

  • کالبد شکافی توطئه - دکتر ابراهیم یزدی - انتشارات قلم۱۳۸۱
  • راز پیروزی کودتا - محمدجعفر محمدی - انتشارات اختران ۱۳۸۵
  • خاطرات من -حسینقلی سر رشته -ناشر مولف -۱۳۶۷
  • نا گفته هایی پیرامون فروریزی حکومت مصدق - دکتر ماشاء الله ورقا- انتشارات بازتاب نگار-۱۳۸۴
  • گفته ها و ناگفته ها - محمد علی موحد - نشر کارنامه - ۱۳۷۹
سرهنگ ماشاء الله ورقا عضو ارشد شهربانی و سرهنگ سررشته عضو اطلاعات ارتش بودند .

منتقدان عملکرد ۲۸ ماهه دولت دکتر مصدق

۱ برخی از هواداران دکتر محمد مصدق یا اعضای جبهه ملی که در زمان حکومت او از جبهه ملی یا از دولت او کنار گذاشته شده یا کنار رفته بودند، پس از جدایی به انتقاد از کارنامه او پرداخته و حتی برای سرنگونی اش تلاش کردند. از این جمله اند: فضل الله زاهدی (نخست وزیر بعدی)، علی امینی، حسین مکی، (که در آغاز دکتر مصدق او را سرباز فداکار وطن مینامید ولی در پایان از سوی هواداران مصدق، سرباز خطاکار وطن خطاب میشد) مظفر بقایی (به دلیل اتهام مشارکت در قتل سرتیپ افشار طوس و سپس اتهام شرکت در کودتای ۲۵ مرداد به دستور فرماندار نظامی تهران بازداشت شد و تا روز ۲۸ مرداد در زندان بود). آیت الله کاشانی، در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در اعتراض به استعفای دکتر مصدق، تهدید به حکم جهاد کرد ولی در ماههای پایانی ضمن انتقاد شدید از کارنامه دولت، از زاهدی پشتیبانی میکرد. او در اعلامیه ای به عنوان تحریم رفراندوم دولت، در هشتم مرداد ۱۳۳۲ نوشت:

« اکنون ۲۸ ماه است که ایشان زمامدار است و در تمام این مدت یک قدم مفید به حال شما که بتواند اسم آن‌را ببرد بر نداشتند. هر روز وعده‌های بزرگ می‌دهد و فردا عذر می‌آورد. ساعت به ساعت راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خودسری هموار ساخته‌است. مصدق خوب می‌داند اگر با آزادی به رای ملت رجوع کند ۹۷ درصد مردم علیه او رای می‌دهند. شما هموطنان عزیز می‌بینید که تا امروز چه کسی به نفع اجانب قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقیما به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بوده‌است. ۲۸ ماه است كه آقاي دكتر مصدق با [هياهو] در جنجال و عوامفريبي مردم را مشغول كرده است  »

. [۹۷]

ابوالحسن حائری زاده در سال ۱۳۳۱ در مجلس، ضمن مخالفت با لایحه اختیارات ویژه دولت، آنرا خطر بازگشت دیکتاتوری ۲۰ ساله دانست[۹۸] و سپس در سال بعد با نوشتن نامه به رئیس سازمان ملل متحد، مصدق را دیکتاتور خواند.[۹۹] این گروه علیرغم هواداری از مصدق در ماههای نخست حکومت او، در یکسال پایانی دولت مصدق یا علنا یا در خفا برای سرنگونی او به هر شکل تلاش کردند.

۲ برخی از هواداران دکتر مصدق که تا روز پایانی همراه و پشتیبان او بودند و پس از آن نیز به هواداری از مصدق ادامه دادند ولی بر برخی از رفتارهای دکتر مصدق در زمان ریاست دولت، نقدهایی دلسوزانه داشتند. از این جمله اند خلیل ملکی («آقای دکتر مصدق! این راهی که شما می‌روید به جهنم است ولی ما تا جهنم به دنبال شما خواهیم آمد»[۱۰۰]) و غلامحسین صدیقی که به ویژه با رفراندوم مصدق برای تعطیلی مجلس مخالفت کردند. همچنین کریم سنجابی که به گفته خود، با خویشاوندگرایی مصدق در زمان حکومتش [۱۰۱] یا رفتار او در هنگام تشکیل جبهه ملی دوم که منجر به انحلال شد[۱۰۲] مخالفت کرد.

۳ برخی از تاریخ پژوهان و روشنفکران جدیدتر که اگرچه کلیت دکتر مصدق را تصدیق و تایید کرده اند ولی برخی از کارهای او (به ویژه مخالفت او با پیشنهادهای نفتی ارائه شده به ایران همچون بانک جهانی یا پیشنهاد چرچیل - ترومن یا بحث دست کشیدن از حقوق ایران در ۵۳ شرکت تابعه شرکت نفت ایران و انگلیس) را اشتباه دانسته و خطاهای مصدق را دلیل سرنگونی او میدانند. از این جمله اند یرواند آبراهامیان[۱۰۳] دکتر همایون کاتوزیان[۱۰۴] فواد روحانی[۱۰۵] و محمد علی موحد[۱۰۶].

۴ - گروهی از روشنفکران و تاریخ پژوهان به کل سیاستهای دکتر مصدق را مورد نکوهش قرار داده اند. برخی از اینها چون موسی غنی نژاد [۱۰۷]، فریدون مجلسی[۱۰۸]، صادق زیباکلام[۱۰۹]، مرتضی مردیها[۱۱۰]، عباس میلانی[۱۱۱] و محمد قوچانی[۱۱۲]، ضمن نقد دوران پهلوی پیش و پس از مصدق، دوران او را نیز از انتقادات مصون نداشته اند. حال آنکه برخی دیگر چون داریوش همایون[۱۱۳]، هوشنگ نهاوندی[۱۱۴]، پیروز مجتهدزاده[۱۱۵]، و جلال متینی[۱۱۶]، دوران حکومت ۲۸ ماهه دکتر مصدق را بدتر از دوران «پس از مصدق» و یک سراشیبی برای سقوط ایران به هرج و مرج یا کمونیسم دانسته اند.

محاکمه و زندان و خانه نشینی

محمد مصدق را پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه و با توجه به تبرئه او از اتهامات اصلی چون «تلاش برای برهم زدن اساس سلطنت» و «کودتا علیه قانون اساسی» به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم شد. استدلال او در نفی صلاحیت دادگاه این بود که دیوان عالی حق محاکمه نخست وزیر را دارد و دادگاه نظامی، صالح نیست و او همچنیان نخست وزیر قانونی کشور است. استدلال دادستان نیز این بود که دکتر مصدق در پی دریافت فرمان عزل پادشاه از روز ۲۵ مرداد تا روز ۲۸ مرداد نخست وزیر نبوده است و این دادگاه به اتهامات او پس از برکناری از نخست وزیری یعنی تمرد از فرمان پادشاه رسیدگی میکند. پاسخ مصدق نیز آن بود که چون فرمان پادشاه را در نیمه شب و با یک دسته ی مسلح آورده بودند گمان بر جعلی بودن آن داده و از این نظر او متمرد نیست. او هم در دفاعیه در دادگاه و هم در خاطراتش مینویسد که اگرچه بنابر روح قانون اساسی مشروطه، پادشاه حق عزل و نصب وزیران را ندارد ولی اگر در روز و ساعات اداری فرمان را می آوردند، آنرا میپذیرفت. ضمن اینکه با توجه به نوع نوشتار دست خط، احتمال داد که فرمان بصورت سفید، مهر و امضا شده و جعلی است. به همین دلیل آورنده نامه را دستگیر کرد تا صبح روز بعد از شاه، اصل ماجرا را جویا شود که با خروج شاه از کشور، فرصت این کار را نیافت. [۱۱۷] [۱۱۸] دادگاه که به صورت علنی و با حضور رسانه های ایرانی و بیگانه برگزار شده و مشروح آن در روزنامه ها به چاپ رسید . دکتر مصدق در مورد دادگاهش و علل محاکمه خود چنین می گوید :

«

«در طول تاريخ مشروطيت ايران اين اولين بار است که يک نخست وزير قانوني مملکت را به حبس و بند مي کشند و روي کرسي اتهام مي نشانند... به من گناهان زيادي نسبت داده‌اند ولي من خودم مي دانم که يک گناه بيشتر ندارم و آن اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملي کوتاه کرده ام ... مردم اين مملکت مي دانند که وضع من در بسياري جهات با وضع مارشال پتن فرانسوي بي شباهت نيست و من هم سالخورده و به وطن خود خدمتي کرده ام. من هم مثل او در اواخر عمر به روي کرسي اتهام نشسته ام و شايد مثل او محکوم شوم ولي همه نمی‌دانند بين من و او يک تفاوت آشکار است. پتن به جرم همکاري با دشمن ملت فرانسه به دست ملت فرانسه محاکمه شد و من به گناه مبارزه با دشمن مليت ايران به دست عمال بيگانگان!».

 »

دادگاه اگرچه او را از اتهامات مهمی چون اقدام علیه اساس سلطنت و کودتا علیه قانون اساسی که حکم اعدام داشت، تبرئه کرد ولی به جهت تمرد از فرمان شاه او را به سه سال زندان محکوم کرد. دکتر مصدق پس از گذراندن سه سال زندان، به ملک خود در احمد آباد رفته و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت بود. مصدق نخستین کسی بود که سرنگونی خود را غیرقانونی و کودتا خواند ولی هرگز تا پایان عمر (۱۳ سال بعد) آنرا آمریکایی ندانست و تنها از انگلیسیها به بدی یاد میکرد.[۱۱۹]

او همچنین چه در دادگاه و چه در کتابش با اشاره به سوگند خود به قرآن، تاکید کرده است که هرگز تلاشی برای سرنگونی سلطنت و برپایی جمهوری نکرده و آرمانش ایجاد یک پادشاهی مشروطه بود که در ان شاه سلطنت کند و نه حکومت . [۱۲۰]

مصدق وصیت کرده بود او را کنار کشته‌شدگان ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند، ولی با مخالفت شاه چنین نشد و او در یکی از اتاقهای خانه‌اش در احمدآباد به خاک سپرده شد. پیکر ایشان توسط دکتر یدالله سحابی غسل و شستشو داده شد سپس نماز میت محمد مصدق توسط آیت الله سید رضا زنجانی اقامه گردید. بدین ترتیب در دفن وی در قبرستان ابن بابویه جلوگیری شد.

محمد مصدق در روزهای اخر عمر خود درباره حوادث سال ۳۲ می‌گوید:

« كمونيسم را بهانه كرده اند كه نفت ما را ۱۰۰ سال ديگر هم غارت كنند. دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محكوم كرد كه در زندان لشكر ۲ زرهی آن را تحمل كردم. روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای این‌که آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت به خارج [قلعه] بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم.[۱۲۱][۱۲۲]  »

در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق دو پسر و سه دختر بود. در سال‌های حکومت محمدرضا پهلوی برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر محمد مصدق از سوی حکومت وقت ممنوع اعلام شد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۵ اسفند ۵۷ یکی از بزرگترین گردهمایی‌های سیاسی در سالروز درگذشت رهبر نهضت ملی نفت بر مزار وی در احمدآباد برگزار شد. در این مراسم که آیت‌الله طالقانی سخنران آن بود، به نوشته روزنامه اطلاعات یک میلیون نفر به احمدآباد رفتند. اطلاعات در شماره همان روز در توصیف این مراسم نوشت: «امروز ایران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشی بخاطر عجز از برپایی مراسم تجلیل از شادروان دکتر محمد مصدق رهبر ملی خود باشکوهی خیره کننده یاد آن بزرگ مرد تاریخ مبارزات ضد استعماری ملل شرق را گرامی داشت. مراسم تجلیل از این ابرمرد چندان باشکوه بود که بی‌شک پرتو پرجلالش قرون متمادی بر صفحات تاریخ جدید ایران پرتو خیره کننده‌ای داشت.»[۱۲۳]

پس از انقلاب نیز از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ نیز هر گونه حضور رسمی بر سر مزار دکتر مصدق ممنوع بود و پس از آن فشار برای عدم برگزاری این مراسم کمتر گردید اما از سال ۱۳۸۹ به بعد مجددا برگزاری هرگونه مراسمی در احمد اباد اعم از خصوصی و یا عمومی ممنوع شد.[۱۲۴]

نگارخانه

نگارخانه محمد مصدق

محمد مصدق در تبعيد (پس از محاكمه)
مصدق به منزلش در روستای احمدآباد تبعید شد
منزل دكتر محمد مصدق نخست وزير وقت، هنگام حملات ارتش شاهنشاهي ايران در كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
دکتر مصدق در ایالات متحده آمریکا
دکتر مصدق در کنار حسین فاطمی

خدمات دکتر مصدق

  1. موازنه منفی (قانونی برای ندادن هیچ امتیازی به دولتهای استعماری روسیه و انگلیس) در زمان وکالت در مجلس چهاردهم
  2. ملی شدن شیلات و کشتیرانی در زمان وکالت در مجلس چهاردهم
  3. ملی شدن صنعت نفت ایران (اکتشاف، استخراج و بازرگانی) در زمان وکالت در مجلس شانزدهم
  4. اجرای قانون خلع ید از انگلیسیها در صنایع نفت ایران در زمان نخست وزیری
  5. ملی شدن مخابرات در زمان نخست وزیری
  6. تاسیس بندر آزاد در بوشهر در زمان نخست وزیری
  7. لایحه مجازات دادن پاسخ خلاف واقع (مجازات دروغگویی) در زمان نخست وزیری
  8. قانون استقلال کانون وکلا
  9. تاسیس سازمان نقشه برداری
  10. قانون صدور چك
  11. ایجاد سازمان تربیت بدنی و پیشاهنگی ایران

طرح ها و لوایح مهم دولت دکتر مصدق

  1. لغو دادگاه های نظامی
  2. قانون دادرسی و کیفر ارتش و متمم آن
  3. لایحه قانون کار و تشکیل بیمه های اجتماعی
  4. قانون بازنشستگی کشوری
  5. لایحه تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی
  6. قانون استقلال شهرداری ها
  7. اصلاح قانون مطبوعات
  8. لایحه سد سفیدرود
  9. قانون تشکیل اتاق های بازرگانی
  10. قانون تشویق صادرات و صدور پروانه بازرگانی
  11. لایحه بانک توسعه صادرات
  12. تشکیل شورای عالی فرهنگ
  13. لایحه و متمم قانون وصول مطالبات غیر مالیاتی دولت
  14. لایحه الفای عوارض در دهات
  15. قانون بنگاه عمران کشور
  16. لایحه تشکیل پلیس گمرک



برخی از این طرحها در سالهای بعد عملیاتی شدند. از جمله تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی، ساخت سد سفیدرود و بانک توسعه صادرات. و برخی نیز بلادرنگ پس از سرنگونی دولت او، ملغی شدند. از جمله اصلاحات حقوقی و قضایی که در دوران مصدق انجام شده بود.

آثار دکتر مصدق

کتاب‌ها

  1. مسؤولیت دولت برای اعمال خلاف قانونی که از مستخدمین دولتی در موقع انجام وظایف‌شان صادر می‌شود و قاعدهٔ عدم تسلیم مقصرین سیاسی: رساله‌ای به زبان فرانسه در مدرسه علوم سیاسی پاریس.
  2. وصیت در حقوق اسلامی (شیعه‌): رسالهٔ دکترای مصدق به زبان فرانسه (۱۹۱۴ م‌). ترجمه به فارسی توسط علی‌محمد طباطبایی قمی چاپ انتشارات زریاب‌
  3. کاپیتولاسیون و ایران: پس از انتشار خبر الغای کاپیتولاسیون در اول اکتبر ۱۹۱۴ در ترکیهٔ عثمانی مصدق این کتاب را برای آگاهی مردم از نتایج منفی وجود چنین قانونی و نیزبرای تشویق دولت ایران به الغای کاپیتولاسیون نگاشت‌. به این ترتیب او اولین کسی بوده که در ایران به مصونیت سیاسی اتباع دول بیگانه اعتراض کرد و خواهان‌الغای این رژیم مخالف آزادی و استقلال مملکت شد.
  4. شرکت سهامی در اروپا: این کتاب بعد از اظهارات اردشیر جی، نمایندهٔ زرتشتیان هند در ایران، مبنی بر این‌که تاکنون در ایران کتابی دربارهٔ شرکت‌های تجاری منتشر نشده و دراین خصوص کمبودی وجود دارد، با مطالعهٔ قوانین مختلف کشورهای اروپایی، در آبان ۱۲۹۳ در ۱۰۳ صفحه انتشار یافت‌.
  5. دستور در محاکم حقوقی: این کتاب نتیجهٔ مطالعات گستردهٔ حقوقی مصدق بود که به درخواست مدیر مدرسهٔ سیاسی تهران، دکتر ولی‌الله‌خان نصر تالیف گردید.
  6. مختصری از حقوق پارلمانی در ایران و اروپا برای آقای محترم نمایندگان دوره پنجم تقنینیه‌: در ۷۲ صفحه در سال ۱۳۰۲
  7. اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دورهٔ مشروطه: ابتدا در سال ۱۳۰۴ بعدها در ۱۳۷۷ با پیش‌گفتاری از عزت‌الله‌سحابی و مقدمه‌ای از علی‌اکبر شبیری‌نژاد به وسیلهٔ نشر “فرزان‌” تجدید چاپ شد. در این کتاب مصدق به ارائه اطلاعات و تجربیات خود در امور مالی به عموم‌مردم پرداخت.
  • کتاب‌های پنج‌گانه اخیر را مصدق در قلمرو عمومی قرار داد و بر صفحهٔ عنوان آنها نوشت‌: مجانی و حق طبع و ترجمه آزاد است‌

مقالات

  1. اسقاط دعاوی یا قاعدهٔ مرور زمان‌: در اولین شمارهٔ مجلهٔ علمی در سال ۱۲۹۳ به چاپ رسید.
  2. تصویب بودجه در پارلمان‌های مختلف‌: مقالهٔ مزبور در مجلهٔ آینده دورهٔ اول، در سال ۱۳۰۴ بدون نام و با ذکر امضاء محفوظ به چاپ رسید.
  3. انتخابات در اروپا و ایران
  4. تابعیت در ایران‌
  5. اصول مهمهٔ حقوق مدنی و حقوق تجاری ایران‌: این مقاله دربارهٔ سیر قوانینی مانند حقوق مدنی، عقود، حقوق خانواده، حقوق توارث، املاک و تجارت در ایران از هنگام وروداسلام تا آغاز مشروطیت و نیز دورهٔ بعد از مشروطیت است‌. مقالات ردیف‌های ۳، ۴ و ۵ در مجلهٔ آینده، دورهٔ دوم، سال ۱۳۰۵ به چاپ رسید.
  6. طرح پیشنهادی برای اصلاح قانون انتخابات‌: در دورانی که مصدق در مجلس چهاردهم نماینده بود، در روزنامهٔ اطلاعات ۱۳۲۳/۲/۲۳ چاپ شد.
  7. مسئلهٔ انتخابات: در یک مقدمه و در شش فصل که به بیان و بررسی قوانین انتخاباتی در ایران پرداخته است، در دورهٔ نمایندگی مصدق در مجلس چهاردهم و به درخواست مجلهٔ آینده، دورهٔ سوم در مهرماه ۱۳۲۳ چاپ شده است .

خاطرات، نطق‌ها و نامه‌ها

  1. خاطرات و تألمات مصدق‌: با یادداشت غلامحسین مصدق و توضیح ایرج افشار، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول ۱۳۶۴، چاپ هشتم ۱۳۷۵. این کتاب توسط دکتر محمدعلی همایون‌کاتوزیان به زبان انگلیسی ترجمه شد.
  2. دکتر مصدق و نطق‌های تاریخی او در دورهٔ پنجم و ششم تقنینیه: گردآورنده حسین مکی، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم ۱۳۶۳. این کتاب قبلا در سال‌های ۱۳۲۴ و۱۳۵۸ نیز چاپ شده بود
  3. سیاست موازنهٔ منفی در مجلس چهاردهم: شامل نطق‌های مصدق در مجلس چهاردهم، دو جلد در یک جلد، گردآورنده حسین کی‌استوان، مدیر روزنامهٔ مظفر، تهران‌انتشارات اسلامی، ۱۳۲۷، ۱۳۲۹، ۱۳۵۶
  4. نطق‌ها و مکتوبات دکتر مصدق در ادوار ۵و ۶و ۱۴و۱۶ مجلس و در دوران نخست وزیری‌ ـ دفتر ۱ تا ۱۰” انتشارات مصدق ۹ـ۱۳۴۸
  5. مدافعات مصدق و رولن در دیوان بین‌المللی لاهه، تهران، انتشارات زبرجد، بی‌تا
  6. 'نامه‌های دکتر مصدق‌: دو جلد، گردآورنده‌: محمد ترکمان، تهران، نشر “هزاران‌”، ۱۳۷۴ و ۱۳۷۷.
  7. دکتر محمد مصدق در محکمهٔ نظامی، سرهنگ جلیل بزرگ‌مهر، دو جلد، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۳، دوبار در سال‌های ۶۹ و ۷۸ در یک جلد توسط انتشارات “نیلوفر” نیز انتشار یافته است‌.
  8. دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدیدنظر نظامی‌: جلیل بزرگ‌مهر، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۵
  9. دکتر محمد مصدق و رسیدگی فرجامی در دیوان کشور:تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۵ یا ۱۳۶۷
  10. تقریرات مصدق در زندان‌: زیر نظر ایرج افشار، تهران، سازمان کتاب، ۱۳۵۹؛ بعدها تحت عنوان “رنج‌های سیاسی دکتر مصدق‌” با توضیحات عبدالله برهان به وسیله‌ی‌نشر در سال ۷۰ چاپ گردید و چاپ سوم آن در سال ۱۳۷۷ منتشر شد.[۱۲۵]

تبارنامه

تبارنامهٔ خاندان آشتیانی، شاخهٔ میرزا کاظم آشتیانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محسن آشتیانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا کاظم آشتیانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا هاشم
 
 
 
 
 
میرزا آقاسی‏‌بیگ
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا حسن
 
 
 
 
 
 
میرزا حسین
 
 
 
 
 
 
فیروز میرزا

پسر عباس میرزا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا یوسف

آشتیانی
 
 
دختر
 
 
 
میرزا هدایت‌الله

وزیر دفتر
 
 
 
نجم‏‌السلطنه
 
 
 
 
عبدالحسین

میرزا فرمانفرما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسن مستوفی
 
 
میرزا حسین

وزیر دفتر
 
میرزا حسن

موفق‏‌السلطنه
 
محمد مصدق
 
دختر
 
 
 
 
نصرت‌الدوله
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محمد

عین‏‌الممالک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مظفر فیروز
 
مریم فیروز
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
احمد متین دفتری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عبدالعزیز

فرمانفرمائیان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منوچهر

فرمانفرمائیان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ستاره

فرمانفرمائیان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
محمدحسین

فیروز
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اسکندر فیروز
 
 

پانویس

  1. Birthday of Dr. Mohammad Mossadegh, born June 16, 1882
  2. آغاز کتاب «ایران در دوره دکتر مصدق، ریشه‌های انقلاب ایران»
  3. دکتر منصور بیات زاده. «زیست نامه دکتر مصدق». در راه مصدق. ۱. 
  4. «Mohammad Mossadegh - Born June ۱۶, ۱۸۸۲»(انگلیسی). بازبینی‌شده در بهمن ۱۳۸۸. 
  5. سعید رهبر. «قضیه تاریخ تولد دکتر محمد مصدق». خبرنامه گویا، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۴. 
  6. «زندگی‌نامه مصدق»(فارسی)‎. وب‌گاه رسمی. بازبینی‌شده در بهمین ۱۳۸۸. 
  7. مهدی شمشیری: زندگی نامه مصدق - از تولد تا پایان تحصیلات و اخذ تابعیت سویس. چاپخانه پارس، هوستون تگزاس، ۲۰۰۲، ص۱
  8. دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – مشتمل بر دو کتاب:۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار ص ۵۰
  9. دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – به کوشش ایرج افشار ص ۳۲
  10. دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – مشتمل بر دو کتاب:۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار ص ۵۰
  11. Abdollah Mostofi: The Administrative and Social History of the Qajar Period, Volume II, Mazda Publishers 1997, p. ۳۴۷
  12. دکتر محمد مصدق: خاطرات و تالمات مصدق - به کوشش ایرج افشار ص ۵۰ -۵۱
  13. عبدالعلی معصومی: تاریخ ایران زمین، انقلاب مشروطه، کتاب چهار، انتشارات بنیاد رضایی ها، پاریس ، ۱۳۸۵، ص. ۴۵ - ۴۶
  14. عبدالعلی معصومی: تاریخ ایران زمین، انقلاب مشروطه، کتاب چهار، انتشارات بنیاد رضایی، پاریس ، ۱۳۸۵، ص. ۶
  15. دکتر محمد مصدق: خاطرات و تالمات مصدق، به کوشش ایرج افشار، ص.۵۵
  16. دکتر محمد مصدق: خاطرات و تالمات مصدق - به کوشش ایرج افشار – ص. ۵۵
  17. Rouhollah K. Ramazani: The Foreign Policy of Iran , University Press of Virginia , 1966, p. ۹۵
  18. خلیل موحد: مصدق‌؛ در عرصه علم و قلم،
  19. عبدالله مستوفی : تاریخ اختماعی و اداری دوره قاجار جلد دو ص ۳۲۲
  20. روایت خود مصدق از این ماجرا ظاهراً تنها سند مستقل و معتبر در این موضوع است
  21. انتخابات دوره اول تقنینیه طبقاتی انجام گرفت
  22. دکتر محمد مصدق: خاطرات و تالمات مصدق - به کوشش ایرج افشار ص ۶۰ - ۶۱
  23. مهدی شمشیری: زندگی نامه مصدق - از تولد تا پایان تحصیلات و اخذ تابعییت سویس ص ۸۷ و ص۱۰۵
  24. روزشمار و تقویم عمر شادروان دکتر محمد مصدق‌ نسیم جنوب هفته نامه محلی بوشهر
  25. فوزیه. خسرو معتضد. نشر البرز. تهران ۱۳۷۵ صفحات ۶۰۳ تا ۶۰۸
  26. احمدآباد : روستایی نو در قلب تاریخ خبرگراری آفتاب
  27. نیم قرت خاطره و تجربه -مهندس سحابی - ۱۳۸۸ نشرفرهنگ صبا ص۷۷
  28. بحران دموکراسی در ایران - فخرالدین عظیمی- ترجمه هوشنگ مهدوی و بیژنم نوذری -نشر آسیم- چاپ۳-۱۳۸۷- فصل ۱۴- دولت دوم ساعد
  29. خاطرات سیاسی. کریم سنجابی.صدای معاصر. تهران ۱۳۸۱ (ISBN 964-6494-36-6)
  30. http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DB%B8_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B9_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DB%B4%DB%B2
  31. ايران بين دو انقلاب‌ -آبراهاميان‌، يرواند، ترجمه گل‌محمدي ـ فتاحي‌، تهران‌، ني‌، ۱۳۷۷ش‌
  32. ناسيوناليسم در ايران‌ -كاتم‌، ريچارد، ترجمه احمد تدين‌، تهران‌، كوير، چ ۳، ۱۳۸۳ش‌
  33. مصدق و نبرد قدرت‌-همايون‌ كاتوزيان‌، ترجمه احمد تدين‌، تهران‌، رسا، ۱۳۷۱ش‌
  34. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  35. تاریخ ایرانی - کالبدشکافی سه ترور با عبدخدایی(۱)/ ادعای قتل رزم آرا توسط دربار دروغ است(+فیلم)
  36. روايتي كه ناگفته ماند- هيكل‌، محمدحسنين‌، حميد احمدي‌، تهران‌، الهام‌، چ ۳، ۱۳۶۳ش‌، ص ۱۱۲.
  37. ايران كوه آتشفشان‌ - سيدمحمد اصفياي‌، تهران‌، بي‌نا، ۱۳۵۸ش‌، ضمائم‌، ص ۱۸۴
  38. ناگفته‌ها، خاطرات مهدی عراقی- صص ۷۷ـ۷۲
  39. خواندنيها، س ۱۶، ش 'ُ ۱۷ (۹/۸/۱۳۳۴)
  40. سيدمجتبي نواب صفوي‌، انديشه‌ها و مبارزات و شهادت او - سيدحسين‌ خوش‌نيت‌ - منشور برادري‌، ۱۳۶۰ش‌، ص ۵۱
  41. ناگفته‌ها - خاطرات مهدی عراقی، ص ۷۲
  42. خاطرات سید محمد واحدی - مركز اسناد انقلاب اسلامي- ص۷۲
  43. خاطرات سید محمد واحدی - مركز اسناد انقلاب اسلامي - ص۷۲-۷۵
  44. ناگفته‌ها - حاطرات مهدی عراقی صص ۷۷ـ۷۵.
  45. جمعيت فدائيان اسلام به روايت اسناد - احمد گل محمدی- ج ۲، تهران‌، مركز اسناد انقلاب اسلامي‌، ۱۳۸۲، صص ۶۶۹ـ۶۶۶.
  46. قلم و سياست‌- محمدعلي‌ سفري‌، ج ۱، تهران‌، نامك‌، ۱۳۷۱ش‌، صص ۴۲۲ـ ۴۲۱
  47. اسرار قتل رزم آرا - محمد ترکمان
  48. ایران: روایتی که ناگفته ماند، حمید احمدی تهران، الهام، ۱۳۶۳ صص ۱۱۳ـ۱۱۲.
  49. محمد علی موحد، خواب آشفته نفت
  50. محمد علی موحد، خواب آشفته نفت
  51. محمد علی موحد، خواب آشفته نفت
  52. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  53. مکي، حسين، سالهاي نهضت ملي جلد ۱
  54. موحد ،محمد علی -خواب آشفته نفت -ج۱- ص ۴۷۶ -۱۳۷۸-نشرکارنامه
  55. ن.چامی- گذشته چراغ راه آینده است: تاریخ ایران در فاصله دو کودتا ۱۲۹۹ - ۱۳۳۲
  56. خواب آشفته نفت - محمدعلی موحد
  57. ارسنجانی ،حسن - یاد داشتهای سیاسی - انتشارات هیرمند- ۱۳۶۶ چاپ دوم
  58. رویدادها و داوری - مسعود حجازی
  59. تهران مصور ش ۴۹۹ - ۱۳۳۱/۱۲/۱۵
  60. گذشته چراغ راه آینده
  61. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات -۲۱۱ الی ۲۱۸
  62. توطئه قتل دکتر مصدق ۹ اسفند ۱۳۳۱ - مسعود حجازی
  63. خواب آشفته نفت - محمد علی موحد - فصل۱۷
  64. خواب آشفته نفت -دکتر موحد - جلد دوم - فصل ۱۷- نشر کارنامه ۱۳۷۸
  65. واب آشفته نفت -دکتر موحد - جلد دوم - فصل ۱۷- نشر کارنامه ۱۳۷۸
  66. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  67. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  68. بحران دموکراسی در ایران - فخرالدین عظیمی
  69. اسرار قتل رزم آرا - محمد ترکمان - رسا
  70. خاطرات شفاهی - دانشگاه هاروارد - در گفتگو با حبیب لاجوردی
  71. http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%DB%B1%DB%B8_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B2_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DB%B8%DB%B7
  72. حسين مكي، كتاب سياه: سال‌هاي نهضت ملي از نهم اسفند ۱۳۳۱ تا مرداد ۱۳۳۲، ج هفتم، تهران: انتشارات علمي، ۱۳۷۷،
  73. جان فوران، مقاومت‌ شكننده: تاريخ تحولات اجتماعي ايران از ۱۵۰۰ ميلادي مطابق ۸۷۹ شمسي تا انقلاب، ترجمه احمد تدين، تهران:‌ خدمات فرهنگي رسا، ۱۳۸۶،
  74. حسين مكي، كتاب سياه: سال‌هاي نهضت ملي از نهم اسفند ۱۳۳۱ تا مرداد ۱۳۳۲، ج هفتم، تهران: انتشارات علمي، ۱۳۷۷،
  75. محمد علی موحد، خواب آشفته نفت
  76. پرتال جامع علوم انسانی - تأثیر انحلال مجلس هفدهم بر شکست نهضت ملی
  77. حسين مكي، كتاب سياه: سال‌هاي نهضت ملي از نهم اسفند ۱۳۳۱ تا مرداد ۱۳۳۲، ج هفتم، تهران: انتشارات علمي، ۱۳۷۷.
  78. روزنامه لوموند، چهارم اوت ۱۹۵۳ صفحه 12 _ Le Monde, 4 aout, 1953, P 12
  79. مجله کاوه (مونیخ) - شماره ۶۳ - ساختمان و حرکات جمعیت ایران در سالهای اخیر با مطالعه تطبیق استانهای اصفهان و کرمان
  80. JameJamOnline.ir
  81. محاکمه و دفاع - دکتر محمد مصدق-شماره ثبت کتابخانه ملی ۱۴۱۸- ۱۳۵۶/۹/۱۴ -
  82. محاکمه و دفاع - دکتر محمد مصدق-شماره ثبت کتابخانه ملی ۱۴۱۸- ۱۳۵۶/۹/۱۴ -
  83. خاطرات و تألمات مصدق: با یادداشت غلامحسین مصدق و توضیح ایرج افشار، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول ۱۳۶۴، چاپ یازدهم ۱۳۸۵ ص۲۸۹
  84. با چشمی گریان ،تقدیم به عشق - میثمی - لطف الله - نشر صمدیه
  85. باختر امروز - دکتر فاطمی ۲۵ مرداد - ۱۳۳۲ - داستان کودتا
  86. خاطرات و تالمات مصدق
  87. http://tarikhirani.ir/Modules/files/Phtml/files.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=33&filesId=305[گزارش محرمانه وزارت امورخارجه بریتانیا]
  88. زندگی نامه شعبان جعفری- هما سرشار
  89. Kermit Roosevelt: Countercoup
  90. http://tarikhirani.ir/Modules/files/Phtml/files.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=33&filesId=305[گزارش محرمانه وزارت امورخارجه بریتانیا]
  91. قصر تنهایی, ثریا پهلوی (اسفندیاری), مرکز نشر کتاب, ۱۳۷۰
  92. پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی قدس سره - کودتای ۲۸ مرداد و سیاست آیت الله بروجردی
  93. مجموعه پیام‌ها و مکتوبات آیت‌الله کاشانی. م. دهنوی (محمد ترکمان).(تهران. چاپخش. ۱۳۶۲) جلد ۴. ص ۲۸
  94. روزنامه اطلاعات - مهندس عزت الله سحابی ۲۷ دی ماه ۱۳۵۹
  95. روزنامه کیهان ۳ شهریور ۱۳۳۲
  96. اسناد نهضت مقاومت ملی ۵ جلد- نشر نهضت ازادی ایران -
  97. مجموعه‌ای از مکتوبات، سخنرانی‌ها و پیام‌های آیت‌الله کاشانی، به کوشش م.دهنوی] محمد ترکمان[، انتشارات چاپخش، ج ۳، ص ۴۱۱ – ۴۰۷
  98. مذاکرات مجلس شورای ملی / نهم مرداد ماه ۱۳۳۱
  99. www.radiofarda.com/content/2Ff10_rahrovan_e_mehr_o_kin_22/2F3549088.html&ei=hbn1Tr3lJsODOpXRxKgB&usg=AFQjCNFXQR2DvMca7I1aqvLcRXpcwMxBVw&sig2=yLZLDb9ruh8O-ejzmrv0-w
  100. تاریخ ایرانی - گذری بر زندگی برخی از یاران دکتر مصدق
  101. خاطرات سياسي، طرح تاريخ شفاهي هاروارد، انتشارات صداي معاصر، ۱۳۸۱، ص ۱۵۹)
  102. خاطرات سياسي، طرح تاريخ شفاهي هاروارد، انتشارات صداي معاصر، ۱۳۸۱، ص ۲۶۳)
  103. ایران بین دو انقلاب - یرواند آبراهامیان
  104. تاریخ ایرانی - همایون کاتوزیان: اگر مصدق انعطاف نشان می‌داد، کودتا نمی‌شد
  105. خبرآنلاین - ادعانامه جدیدعلیه مصدق/شاه کودتا کرد یامصدق؟
  106. خواب آشفته نفت - محمدعلی موحد
  107. تاریخ ایرانی - موسی غنی‌نژاد: مصدق را پدر پوپولیسم نفتی می‌دانم
  108. تاریخ ایرانی - فریدون مجلسی در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: کودتای ۲۸ مرداد اصولا داخلی بود
  109. تاریخ ایرانی - کودتای ۲۸ مرداد به روایت سوم شخص غایب- صادق زیباکلام
  110. در دفاع از سیاست: لیبرال دموکراسی مقتدر - مرتضی مردیها - فصل نقد مشروطه
  111. میلانی: کاشانی هم با شاه سر و سری داشت هم با زاهدی و مصدق
  112. هفته نامه شهروند امروز، ۲۸ مرداد ۱۳۸۶
  113. من و روزگارم - خاطرات داریوش همایون در سالهای جوانی
  114. مصاحبه با دکتر هوشنگ نهاوندی، مولف کتاب تاریخی «ایران، شوک بلندپروازی ها»
  115. خبرآنلاین - پیروز مجتهد زاده در گفت و گو با خبر: مصدق کارهایی را که رضاخان جرات نکرد انجام داد
  116. نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر محمد مصدق - دکتر جلال متینی
  117. دفاعیات دکتر مصدق در دادگاه نظامی
  118. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  119. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  120. دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
  121. «احمدآباد: روستايي نو در قلب تاريخ». مجله چشم انداز ایران، مرداد ۱۳۸۶. 
  122. «آغاز محاکمه دکتر مصدق : من قانونا نخست وزیر ایران هستم». آفتاب. 
  123. روزنامه اطلاعات ۱۳۵۷/۱۲/۱۵
  124. بیانیه هیات امناء قلعه احمد آباد - ۱۳۸۹ و مصاحبه حسین شاه حسینی با رادیو فردا اردبهشت ۱۳۸۹
  125. «مصدق، در عرصه علم و قلم»(فارسی)‎. www.mossadeq.com، ۱. بازبینی‌شده در بهمن ۱۳۸۸. 

منبع‌ها

  • دکتر محمد مصدق - خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق – مشتمل بر دو کتاب :۱- شرح مختصری از زندگی و خاطراتم ۲- مختصری از تاریخ ملی شدن نفت در ایران - به کوشش ایرج افشار، تهران ۱۳۶۴
  • کتاب «ایران در دوره دکتر مصدق، ریشه‌های انقلاب ایران»، نشر: آشیانه کتاب (۱۳۸۱)، شابک: ۹۶۴-۳۱۳-۲۲۲-۶
  • زندگینامه‌های گوناگون دکتر مصدق

پیوند به بیرون



بازگشت به بالا