English
از ویکیپدیای فارسی، دانشنامه آزاد

زبان کردی

زبان کردی به طیفی از گویش‌هایی گفته می‌شود که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. زبان کردی یا زبانهای کردی از زبانهای ایرانی شاخه غربی هستند که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند.[۱] تعریف یک زبان به عنوان «کردی» همواره دستخوش عوامل غیر زبان‌شناختی به‌ویژه عوامل سیاسی، و فرهنگی است.[۲]. در واقع «زبان کُردی» به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست[۳][۴] بلکه امروزه به طیفی از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی شاخه شمال غربی اطلاق می‌شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان‌شناسی دورند. این زبان ها که در پی تصمیمات اجتماعی/سیاسی در دوران معاصر نام «کردی» به خود گرفته‌اند عبارتند از: کرمانجی، کلهری، سورانی، گورانی و اورامانی. زبان زازا را نیز گروهی جزو زبان‌های کردی به‌شمار آورده‌اند.[۵]

شبیه‌ترین زبان‌ها به زبان کردی بلوچی، گیلکی، و تالشی هستند، این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار میایند، لری و بختیاری و فارسی هستند.

زبان کردی عمدتا در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار میگیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان لبنان و اسرائیل نیز زندگی می‌کنند.[۶] شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از: [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱]

زبان کردی (سورانی) در عراق زبان رسمی است [۱۴] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است .[۱۵]. در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته‌است.

محدوده‌هایی که بنا بر اطلاعات سازمان سیا در آن‌ها زبان کردی به عنوان زبان مادری سخن گفته می شود.

زبان کردی اخص را کرمانجی مینامند که خود لهجه‌های متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، زندی. [۱۶] [۱۷] زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود وصاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است. [۱۸] [۱۹]

محتویات

تاریخچه زبان کردی

باستان

پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس و اسلام شناس روسی، بر این باور است که زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است.[۲۰] چنانکه که وی در این رابطه می گوید:

« اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳).[۲۱]  »

این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد.[۲۰]

جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از اجداد کردها می باشند.[۲۰]

همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی سخن می گویند به احتمال زیاد سابقا از متکلمان به گویش‌های زبان مادی بوده اند.[۲۲]

از سویی دیگر این نظریه در میان برخی زبانشناسان و خاورشناسان با مخالفت هایی روبرو شد.[۲۳] پروفسور مکنزی بر این باور است که زبان کردی با زبان مادی از یک ریشه نیستند بلکه زبان کردی دارای عناصر قوی زبانهای جنوب غربی ایرانی (پارسی باستان) نیز می‌باشد و از این رو هرگونه وابستگی میان زبان‌های کردی و مادی را رد می کند.[۲۴].

کارنیگ آساطریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد[۲۵].

تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، بر این باور است که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت. اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است.

دانشنامه ایرانیکا معتقد است که با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته هیچ‌یک از زبان‌های باستانی مستند موجود را نمی توان به طور قطع به عنوان نیای زبان کردی معرفی کرد.[۲۶].

میانه و نو

رده‌بندی

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

کردی آلمانی ایتالیایی انگلیسی پرتغالی اسپانیایی سوئدی فارسی فرانسوی هلندی
کردی شمالی کردی مرکزی کردی جنوبی گورانی زازاکی
évar éware éware éware ? abend - evening - - afton - - evond
bra bra bra bra bra bruder - btother - - bror, broder barādar - broer, broeder
te, tu to, tu ti to ti, to du - - tu te, tú du to te, tu -
hesin asin asin asin asin eisen - iron - - - āhan - ijzeren
erd herd halat ? ? erde - earth - - - - - aanaarden
ére ére ére érda ? hier - here - - här - - -
hengvín hengwín ? ? ? honig - honey - - honung angabin - honing
kurt kurt kul kurt ? kurz corto short curto corto kort kutāh court kort
lév léw léw léw lew lippe labbro lip lábio labio läpp lab lèvre lip
nav naw naw nam name name nome name nome nombre nämna nām nom naam
na na ne na nein non no não no nej na non neen
nwé ? neu nuovo new novo nuevo ny now nouveau nieuw
neh no ? neun nove ninie nove nueve nio noh neuf negen
pardéz perdéz ? ? ? paradies paradise paradise paraíso paraíso paradis pardis paradis paradijs
spenax espenax espināj ? ? spinat spinacio spinach espinafre espinaca spenat esfanāj épinard spinazie
stér estére esare hesare estare stern stella star estrela estrella stjärna setāre astre ster
dot - dot dot ? tochter - daughter - - dotter doxtar - dochter
dlop dlop dlope dlop dalpa tropfen - drop - - droppa - - druppel

نویسه

در گذشته زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته می‌شد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک به کار می‌بردند. هم‌اکنون در ایران و عراق کردی بانویسه عربی نوشته می‌شود.[۲۹] [۳۰]

واژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از ریشه های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبان‌های خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

آواها

زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:

کردی a e ê i î o u û
فارسی آ (مثل آرام) ا مثل اشک ا مثل امروز ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) ای (مثل ایلام) أ (مثل أردک) او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) او (مثل دوست)

و نیز دارای ۲۳ حرف بی‌صدا است:

کردی b c ç d f g h j k l m n p q r s ş t v w x y z
فارسی ب ج چ د ف گ ه ژ ک ل م ن پ ق ر س ش ت (معادل فارسی ندارد. ((ڤ (توجه: ف با سه نقطه روی آن))، [مثل very یا violin]) و (مثل window) خ ی (مثل یاور) ز

ساختار

ضمیر

ضمیرهای شخصی

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی زازایی تالشی
حالت‌های rectus
ich ez min mi mi man ez ez
du tu to ti tu to te
er, sie, es ew ew ewe iw u o, a av
wir em ême îme îme ma ama
ihr hûn êwe îwe hume şoma şıma şema
sie pl. ew ewan ewane iwin îşān ê avon
حالت‌های obliquus
mein(s), mir, mich min min mi(n) mi(n) man mı(n) me(n)
dein(s), dir, dich te to ti tu to to te
sein(s), ihm, ihn ew ewe iw u ey ay
ihr(s), ihr, ihr ew ewe iw u aye ay
unser(s), uns, uns me ême îme îme ma ama
euer(s), euch, euch we êwe îwe hume şoma şıma şema
ihre(s), ihnen, sie pl. wan ewan ewane iwin îşān / înhā inan avon

ضمیرهای اشاره

ضمیرهای اشاره

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی پارسی زازایی
نام‌ها
dieser, diese, diese pl. ev em ev ye, yewane in, işān / inhā (ı)no, (ı)na, (ı)nê
حالت‌ها
diesem em ev ye in (ı)ney
dieser em ev ye in (ı)naye
diese, diesen van em ev yewan işān / inhā (ı)ninan

ضمیرهای پسوندی

در سورانی و کلهری ضمیرهای پسوندی مانند فارسی هستند. آنها در انتهای کلمه قرار گرفته و دو کلمه را به هم پیوند می‌دهند. مثلا:

فارسی سورانی کلهری لکی
Mal Mal Mal Mal
Malam Malem Malem Malem

ضمیرهای پسوندی:

فارسی سورانی و کلهری پس‌آوا سورانی و کلهری
قطعی
نامعین معین
-am -em -m -ekem ekêm
-at -et -t -eket ekêt
-ash -y -ekey -ekêy
-man -man -man -ekeman -ekêman
-tan -tan -tan -eketan -ekêtan
-shan -yan -yan -ekeyan -ekêyan

نمونه‌هایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):

فارسی سورانی و کلهوری
قطعی
نامعین معین
Pesaram Kurem Kurekem Kurrekêm
Pesarat Kuret Kureket Kurekêt
Pesarash Kurî Kurekî Kurekêy
Pesarman Kurman Kurekman Kurekêman
Pesartan Kurtan Kurektan Kurekêtan
Pesarshan pl. Kuryan Kurekyan Kurekêyan

نمونه‌هایی برای حالت جمع:

فارسی سورانی و کلهری
قطعی
نامعین معین
Pesaranam Kuranem Kurekanem Kurekanêm
Pesaranat Kuranet Kurekanet Kurekanêt
Pesaranash Kuranî Kurekanî Kurekanêy
Pesaranman Kuranman Kurekanman Kurekanêman
Pesarantan Kurantan Kurekantan Kurekanêtan
Pesaranshan pl. Kuranyan Kurekanyan Kurekanêyan

اضافه

در کردی هم مانند دیگر زبان‌های ایرانی «اضافه» وجود دارد.

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری فارسی
Haus Mal Mal Mal Mal
Mein Haus Mala min Malî min
-
Male man

شکل اضافه در کردی بسیار شبیه فارسی است؛ تنها در گویش کرمانجی هنگامی که اضافه مفرد باشد، بسته به اینکه اضافه مذکر باشد یا مونث به ترتیب پس از آن «ê» یا "a" می‌آید.

شکل‌های «اضافه» در زبان کردی:

کرمانجی سورانی کلهری
حالت‌ها مفرد مذکر مفرد مونث جمع مفرد مذکر مفرد مونث جمع مفرد مذکر مفرد مونث جمع
پسوند اضافه -a -ên -anî -anî

در مثال‌های زیر پسوند اضافه پررنگ آورده شده‌است. در زبان کردی خواندگار به معنی شاگرد و مامُستِه به معنی آموزگار است.

کرمانجی سورانی کلهری معنی
حالت‌های پسوند اضافه
xwendekar-ê mamoste xwendekar-î mamoste xwendekar-î mamoste shagerd-e amuzgar
xwendekar-a mamoste
-
-
shagerd-e amuzgar
xwendekar-ên mamoste xwendekar-anî mamoste xwendekar-anî mamoste shagerd-ane amuzgar
xwendekar-ên mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan shagerd-ane amuzgar-an

همانطور که مشاهده شد در همهٔ گویش‌ها کلمه آموزگار بی‌جنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیین‌کنندهٔ پسوند پس از آن بود.

مثال‌هایی دیگر:

کرمانجی سورانی کلهری معنی
Xwendekarê mamoste baş e Xwendekarî mamoste baş e Xwendekarî mamoste xas e Shagerde amuzgar xub ast
Ew xwendekarê mamoste dibîne Ew xwendekarî mamoste debîne Ewe xwendekarî mamoste wînûd U shagerde amuzgar (ra) binad
Bide Xwendekarê mamoste Bide Xwendekarî mamoste Bide Xwendekarî mamoste Bede shagerde amuzgar
Xwendekarê mamoste bide Xwendekarî mamoste bide Xwendekarî mamoste bide shagerde amuzgar bede

گذشته

در کرمانجی بر خلاف دیگر زبانهای هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آن‌ها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی
Ich sah dich Min tu dîtî Min to dîtim Mi ti dîtim Mi tum dî Man to (ra) dîdam
آلمانی کرمانجی سُرانی کلهری لکی فارسی
Ich ging Ez çûm Min çûm Mi çûm Mi çim Man raftam

حال

در کردی زمان حال با پیشوند «د» ساخته می‌شود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی می‌آید (مثلا مانند فارس برای اول شخص پسوند «م» می‌آید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویش‌های مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته تواند شد.

برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبان‌های کردی‌تبار «ç» است، چنین صرف می‌شود:

آلمانی کرمانجی سورانی لکی گورانی فارسی
Ich gehe Ez diçim Min deçim Mi meçim Mi çim Man ravam
Du gehst Tu diçî To deçî Tu meçî Ti çîd To ravi
Er/Sie/Es geht Ew diçe Ew deçe Iw meçû Ewe çûd U ravad
Wir gehen Em diçin Ême deçin Îme meçîm(-in) Îme çîm Ma ravim
Ihr geht Hûn diçin Ewe deçin Hume meçîn(-an) Îwe çin Shoma ravid
Sie gehen Ew diçin Ewan deçin Iwin meçin Ewane çin Ishan ravand

نمونه‌های دیگری از اول شخص مفرد در پی می‌آید. زیر ریشه فعل‌ها خط کشیده شده‌است.

آلمانی کردی شمالی کردی مرکزی کردی جنوبی لکی فارسی
Ich mache Ez dikim Min dekim Mi kim Mi mekem Man konam
Ich esse Ez dixwm Min dexwm Mi mexwm Mi merim/mexwim Man xoram
Ich nehme Ez digirim Min degirim Mi girim Mi megirim Man guyam
Ich weiß Ez dizanim Min dezanim Mi zanim Mi mezanim Man danam
Ich komme Ez têm Min têm Min têm Min mam Man ayam
Ich töte Ez dikujim Min dekujim Mi kujim Mi mekushim Man kusham
Ich sterbe Ez dimirim Min demirim Mi mirim Mi memirim Man miram
Ich lebe Ez dim Min dem Mi m Mi mem Man ziyam
Ich weine Ez digrîm Min degrîm Mi grîm Mi megrêm Man geryam

استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ می‌شود.

فرمان دادن

در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده می‌شود. در آغاز پیشوند ب می‌آید و سپس ریشه فعل:

آلمانی کرمانجی سورانی گورانی و جنوب فارسی
Mache! Bike! Bike! Bike! bekon!
Iss! Bixw! Bixw! Bixw! bexor!
Nimm! Bigire! Bigire! Bigire! Begu!
Gehe! Biçe! Biçe! Biçe! bero!
Wisse! Bizane! Bizane! Bizane! bedan!
Komme! Bê! Bê! Bê! bia!
Töte! Bikuje! Bikuje! Bikuje! bekosh!
Stirb! Bimire! Bimire! Bimire! bemir!
Lebe! Bi! Bi! Bi! be!
Weine! Bigrî! Bigrî! Bigrî! begery!

مقایسه زمان‌ها در گویش‌های مختلف کردی

Lekî Feylî Kelhurî Soranî Kurmancî Hewramî English
 mi hetim mi hatim mi hatim min hatim ez hatim - I came
 mi merim/mexwim mi xwem/xwerim mi xwem/dixwem min exwem/dexom ez dixwim min meweru I eat
 mi nanim hward mi nan xwardim mi nan xwardim min nanim xward min nan xward - I ate the meal
 mi nane merim/mexwim mi nan xwem mi nan xwem min nan dexwim ez nanê dixwim - I am eating the meal
 mi nanme mehward mi nan xwardisim mi na xwardêam min nanim dexward min nan dixward - I was eating the meal
 mi hetime mi hatime mi hatime min hatûme ez hatime - I have come
 mi hetüm mi hatüm mi hatüm min hatibûm ez hatibûm - I had come

کد زبانی

  • کد ISO-۶۳۹/۱ زبان کردی KU،
  • کد ISO-۶۳۹/۲ آن KUR
  • کد DIN ۲۳۳۵ آن KU است.

طبقه بندی

زبان کردی عضوی از شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است.

جستارهای وابسته

پاورقی

  1. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i From the West Iranian languages, only Persian, Kurdish, and Balōči were known relatively well
  2. Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
  3. Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
  4. بنیاد مطالعات ایران، بازدید: مه ۲۰۰۹.
  5. Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
  6. کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران.
  7. Ethnologue report for Kurdish
  8. دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
  9. Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
  10. Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) ۱۹۸۹,
  11. Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia
  12. دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
  13. Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
  14. Full text of Iraq constitution - Conflict in Iraq- msnbc.com
  15. Special Focus Cases
  16. محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  17. احسان یارشاطر: زبانها و لهجه‌های ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
  18. محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  19. احسان یارشاطر: زبانها و لهجه‌های ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ Antonio Panaino, Sara Circassia. The scholarly contribution of Ilya Gershevitch to the development of Iranian studies: International Seminar, 11th April 2003, Ravenna (Simorg Series ed.). 2006. ص 2-71. ISBN 88-8483-314-0. 
  21. کردها نوادگان مادها - و. مینورسکی - ۱۳۸۲ نشر: ژیار
  22. Windfuhr, Gernot. "Isoglosses: A Sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes" in Hommages et Opera Minora, Monumentum H. S. Nyberg, Vol. 2., Acta Iranica 5. Tehran-Liège: Bibliothèque Pahlavi, 457-472. pg 468. excerpt:"One may add that the overlay of a strong superstrate by a dialect from the eastern parts of Iran does not imply the conclusion that ethnically all Kurdish speakers are from the east, just as one would hesitate to identify the majority of Azarbayjani speakers as ethnic Turks. The majority of those who now speak Kurdish most likely were formerly speakers of Median dialects"
  23. "Kurdish Nationalism and Competing Ethnic Loyalties", Original English version of: "Nationalisme kurde et ethnicités intra-kurdes", Peuples Méditerranéens no. 68-69 (1994), 11-37. [۱]
  24. "Kurdish Nationalism and Competing Ethnic Loyalties", Original English version of: "Nationalisme kurde et ethnicités intra-kurdes", Peuples Méditerranéens no. 68-69 (1994), 11-37. The great orientalist and expert on the Kurds, Vladimir Minorsky, once claimed that the various Kurdish dialects (from which he excluded Zaza and Gurani) showed underneath their obvious differences a remarkable unity, especially remarkable when compared with the great variety of very dissimilar Iranian languages spoken by the inhabitants of another mountainous area, the Pamirs. He concluded that this basic unity of the Kurdish language derived from a single language spoken by a large and important people, and suggested that these might have been the Medes (whom Kurdish nationalists in fact like to see as their ancestors).[4] This view was criticised by the linguist D.N. MacKenzie, according to whom there are but few linguistic features that all Kurdish dialects have in common and that are not at the same time found in other Iranian languages. Systematic comparison of significant features of Kurdish with other Iranian languages moreover showed, according to MacKenzie, that Kurdish proper differs on a number of important points from what is known about Median. Kurdish has a strong south-western Iranian element, whereas Median presumably was a northwestern Iranian language. Zaza and Gurani, two related Iranian languages spoken in the north-western and south-eastern extremes of Kurdistan, do belong to the north-west Iranian group, and many of the differences between the northern ("Kurmanci") and southern ("Sorani") dialects of Kurdish proper are due to the profound influence of Gurani on the latter.[5] MacKenzie's message, which he appeared to direct at Kurdish nationalist ideologues at least as much as at Minorsky, was that the Kurds have neither common origins nor basic cultural unity.
  25. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009
  26. Encyclopaedia Iranis سرواژةٔ Kurdish language
  27. دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
  28. Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
  29. [Http://www.KurdishAcademy.org/english/alphabet/alphabet.html نویسه کردی]
  30. مقایسهٔ نویسه‌ها

منابع

فرهنگ کردی-کردی-فارسی (هه نبانه بورینه۹-عبدالرحمان شرفکندی(هه ژار)-انتشارات سروش

پیوند به بیرون

فرهنگ‌های کردی-فارسی

خودآموزی زبان کردی:

فرهنگها:



بازگشت به بالا