English
از ویکیپدیای فارسی، دانشنامه آزاد

علی‌اکبر داور

علی‌اکبر داور


علی‌اکبر داور
زادروز ۱۲۴۶

تهران، ایران Flag of Iran
درگذشت بهمن ۱۳۱۵

تهران، ایران Flag of Iran
ملیت ایران Flag of Iran
لقب میرزا علی اکبر خان مدعی العموم
دوره پهلوی اول
مکتب حزب رادیکال

علی‌اکبر داور (۱۲۴۶ تهران - ۱۳۱۵ تهران) از رجال سیاسی دورهٔ رضاشاه بود که در پست‌های وزیر مالیه در کابینه محمدعلی فروغی (۱۳۱۲-۱۳۱۵)، وزیر معارف (فرهنگ)، وزیر عدلیه (دادگستری) انجام وظیفه کرد و به بنیادگذار دادگستری نوین ایران نامور شده است.[۱] ایجاد نظام قضایی در کشور، تأسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، «قانون ازدواج و طلاق» و تأسیس بیمه ایران[۲] از مهمترین دستاوردهای او بود.

وی به گونه ی مشکوکی درگذشت. برخی مرگ وی را یکی از ترورهای سیاسی دولتی مخالفان و ناراضیان در دوران رضاشاه به شمار می‌آورند.

از بین رجال دورهٔ پهلوی او تنها کسی است که هم‌اکنون یک خیابان در تهران به نام اوست.[۳]

محتویات

زندگی نامه

داور در هنگام جوانی

او در سال ۱۲۴۶ در تهران زاده شد. پدرش کربلائی علی خان اردلان معروف به کلبعلی خان خازن خلوت بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه و مدرسه علوم سیاسی به خدمت عدلیه قدیم درآمد و مشاغل گوناگونی را بر گُرده گرفت. در ۲۵ سالگی، دادستان تهران شد و به میرزا علی‌اکبر خان مدعی‌العموم شهرت یافت. در پی آن برای ادامه تحصیلات، به سوئیس رفت و تا دریافت درجه دکترای حقوق تحصیل کرد. داستان سفر داور به سویس بدین گونه است که هنگامی که حاج ابراهیم پناهی فرزندان خود را برای تحصیل به اروپا می فرستاد، داور را به عنوان سرپرست آنها برگزید. در این همراهی داور درس خواند و خود را به مرحله دکترای حقوق رسانید.[۴] سپس به ایران بازگشت. چند گاهی وزیر معارف شد و در کابینه‌های مستوفی‌الممالک و مخبرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید. مهم‌ترین دستاورد او، دگرگون نمودن ساختار نظام قضایی عدلیه بود. تاسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، و «قانون ازدواج و طلاق» از دستاوردها و برایند کوششهای اوست.[۵]

فعالیت سیاسی

داور یک فرد سیاسی نیز بود. با انتشار روزنامه مرد آزاد و انتخاب به نمایندگی مجلس از بازیگران مهم سیاست شد، با تیمورتاش و نصرت‌الدوله همبسته و هم‌آوا گردید و از پایه‌گذاران اصلی پادشاهی رضاشاه شد. برای ۱۵ سال بازیگر سیاسی و وزیر مقتدر و اصلاح‌طلب دوره پهلوی بود.[۶]

او در دوره وزارت پروژه‌های بزرگی را با تامین اعتبار دولتی به انجام رسانید. او مناسبات و دادوستدهای اقتصادی را دولتی کرد. در دوره او تجارت ایران با شوروی بر پایه دادوستدهای پایاپای گسترش یافت. در آذر ۱۳۱۴ یک پیمان بازرگانی پایاپای مهم میان ایران و آلمان بسته شد که در راستای آن دولت آلمان در برابر صادرات پنبه، چوب، برنج، جو، قالی، خشکبار، خاویار و طلا و نقره و ... از ایران به این کشور، تجهیزات صنعتی و ماشین آلات به ایران صادر کند.[۷]

نوسازی و اصلاحات داور در عدلیه و مالیه و پرورش گروهی از کارشناسان شایسته برای کشور او را از مردان نامی عصر خود کرده بود که بارها سخن از نخست وزیری او بود ولی مرگ این بخت را از او دریغ کرد.[۱]



او در ماه‌های پایانی عمر و در حالی که گرفتار ناراحتی‌های روحی بود از هیالمار شاخت، اقتصاددان آلمانی ناسیونال سوسیالیست دعوت کرد تا برای ارائه برنامه جامع نوسازی اقتصاد ایران به تهران بیاید. شاخت به دولتمردان وقت توصیه کرد: «برای رفع بحران اقتصادی مؤسسات اقتصادی را تقلیل دهید.» .[۷]

مرگ

وی سرانجام در بهمن ۱۳۱۵ درگذشت.[۸] برخی روزنامه‌ها مرگ او را ناشی از سکته قلبی دانستند، در حالی که دیگران آن را خودکشی به شمار آوردند.[۹] برخی دیگر نیز مرگ او را بی‌ارتباط با لایحهٔ پیشنهادی او به مجلس در راستای گفتگو با آمریکاییان ندانسته‌اند. این لایحه به شدت از سوی بریتانیا و شوروی مورد اعتراض بود.[۵] داور همچنین پیش از مقام وزارت، در یکی از روزنامه‌های آن هنگام مقاله‌ای با عنوان «اسرار عدلیه» به چاپ رساند که درون‌مایه‌ی آن انتقادی به یکی از آرای محاکم وقت بود.[۱۰]



پذیرفته‌ترین گفتار این است که داور به دلیل توهین و بی‌احترامی از سوی رضاخان دست به خودکشی زده است.[۱] می‌گویند داور پس از آن که مورد بی‌مهری رضاشاه قرار گرفت به خانه رفت. مقداری تریاک در الکل حل کرد، خورد و خوابید.[۱۱] فردا که جنازه او را در بستر یافتند نوشته‌ای هم در کنار تختش بود. داور روی آن یادداشت، سروده نامی کلیم را نوشته بود:

افسانه حیات دو روزی نبود بیش آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت



داور هنگام خودکشی تنها ۱۵ تومان پول نقد در جیب پالتو داشت که تنها دارایی نقدی دولتمردی بود که روزگاری در جایگاه وزیر مالیه، اقتصاد کشور را زیر فرمان داشت. علی اکبر داور به امیر کبیر دوره پهلوی ملقب شد.[۱] بیشتر دولتمردان دوره پهلوی از داور و اصلاحاتش ستایش کرده‌اند ولی مخالفان او می‌گویند داور از پایه‌گذاران سلطنت استبدادی بود که خود در آتش آن سوخت.[۱]

داور با نامه ای از رضاشاه خواسته بود که به همسر و فرزندانش کمک کند تا در تنگنای مالی نباشند. به همین جهت شاهان پهلوی به فرزندانش کمک کردند تا دو پسر داور توانستند تحصیلات خود را پی بگیرند ولی هیچ یک از آنها گرد سیاست نگشتند.[۱] از نوادگان علی اکبر داور می‌توان داور اردلان داریوش داور را نام برد.[۱۲]

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ IRANSEDA Network-شرح زندگی سیاسی علی اکبر داور-شبکه ایران صدا
  2. بیمه ایران در یک نگاه
  3. تاریخچه دیوان عالی کشور
  4. علي اكبر داور
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ علیرضا اوسطی. ایران در سه قرن گذشته، جلد ۲. انتشارات پاکتاب، تهران، ۲۰۰۳. شابک ۹-۶۴۹۳۴۰-۶۵۳.
  6. چهره‌ها - علی‌اکبر داور و نقش او در دولتی کردن اقتصاد – 1داستان شکر در بازار تهران
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ میراث داور، سرگه بارسقیان، مهرنامه، شماره ۳، خرداد ۱۳۸۹، صفحه ۸۹
  8. روزنامه ایران نو، ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۳۲۸ قمری
  9. مسعود بهنود، کشته شدگان بر سر قدرت، ISBN ۹۶۴۴۰۵۰۵۵X
  10. علی اکبر داور وزیر عدلیه ای که پس از وزارت طعم محاکمه را چشید
  11. افراد و مشاهیر / علی اکبر داور
  12. American RadioWorks - My Name Is Iran

پیوند به بیرون



بازگشت به بالا